نظري بر آموزش و پرورش کشورهاي مختلف دنيا، ما را به اين واقعيت ميرساند که با وجود شيوهها و راهبردهاي متفاوت، اما هدف تمامي دستگاههاي آموزشي و پرورشي رساندن دانشآموز به مرحله خودشکوفايي و فعليت يافتن استعدادهاي بالقوه آنهاست. مطابق نظريه «ابراهام مازلو» سلسله نيازهاي انسان در پنج سطح طبقهبندي ميشود، که بالاترين و عاليترين سطح، نياز به خودشکوفايي است. با وجود آنکه از احساس نياز به عنوان نيروي محرکه دروني انسان ياد ميشود که وي را براي رفع خواستههايش برميانگيزاند، انتظار ميرود در اين راه دانشآموز نيز با انگيزهاي دروني براي رسيدن به هدف والاي خودشکوفايي گام بردارد. اما سوال اينجاست که چرا باز هم دستگاه تعليم و تربيت و آموزگاران در اين راه ناکام مانده و تعداد قابل توجهي از دانش آموزان از طريق مدرسه به خودشکوفايي نميرسند؟ براي پاسخ به اين سوال ذکر يک نکته ضروري مينمايد، در سلسله مراتب نيازهاي انسان، نيروي محرکه و انگيزه دروني هر فرد در ابتدا به دنبال رفع نيازهاي اساسي و حياتيست و تا هنگامي که نيازهاي سطوح پايين ارضا نشود نيازهاي سطوح بالاتر آنچنان برانگيزاننده نخواهند بود. بر همين اساس در يک سيستم آموزشي پيش از همه بايد از تامين نيازهاي فيزيولوژيکي دانشآموز همچون خوراک و پوشاک مناسب و سلامت وي اطمينان پيدا کرد. کشور ژاپن پس از جنگ جهاني دوم و در حالي که بسياري از خانوادهها دچار فقر مفرط شده بودند تصميم به تغذيه دانشآموزان با غذاي گرم در مدرسه گرفت تا بتواند از اين طريق مهمترين نياز کودکان را براي شروع يک آموزش خوب برآورده کند. کشورهاي توسعهيافته ديگري نيز در حال حاضر اين رويه را دنبال ميکنند و يک تا دو وعده غذاي گرم در کنار حضور تمام وقت يک پرستار در مدارسشان امري ضروري تلقي ميشود. در کشور ما نيز در سالهاي گذشته طرحي به عنوان تغذيه دانشآموزي در مدارس روستايي اجرا ميشد که به مرور زمان از کميت و کيفيت اين طرح کاسته شد تا رو به زوال نهاد. طرح توزيع شير در مدارس نيز چند سالي اجرا گرديد اما اين طرح نيز با وخامت اوضاع اقتصادي کشور که متعاقب آن بسياري از خانواده هاي ضعيف را از نظر تغذيهاي دچار مشکلات جدي کرد به فراموشي سپرده شد. ديدن رخ رنگ پريده دانشآموزان در مدارس مناطق محروم و حاشيه شهرهاي بزرگ به امري طبيعي بدل گشت که هيچ برنامهاي نيز براي کاهش آن دست کم در آموزش و پرورش ديده نميشود. شرح اين اوضاع شايد ما را در يافتن پاسخ سوال ابتدايي ياري کند. دانشآموزان زيادي که از کمبودهاي شديد تغذيهاي و سلامتي رنج ميبرند و در تهيه نوشت افزار ساده با مشکل مواجه هستند هنوز در قاعده هرم مازلو و در حال جدال براي ارضاي نيازهاي حياتيشان هستند. شوربختانه شيوع ويروس کرونا و نياز به ابزارهاي گرانقيمتِ دسترسي به آموزش مجازي بر تعداد کودکان گرفتار در قاعده هرم مازلو افزود و شکاف آموزشي را بيش از پيش عميقتر نمود. درحاليکه دسترسي به آموزش رايگان و باکيفيت حق هر کودکي است و به عنوان عادلانهترين راه تغيير طبقه اجتماعي محسوب ميشود، اما بسياري از دانشآموزان مستعد اما کم بضاعت ماههاست از چرخه آموزش جدا مانده و راهکارهاي غيرعلمي ارائه شده براي کمک به اين گروه از دانشآموزان اثربخشي چنداني نداشته است. شايد قبل از آنکه به سراغ سطوح بالاتر نيازهاي انسان همچون نياز به عشق و تعلق و نياز به احترام و عزت نفس برويم و توصيههايي به معلمان براي برآوردهسازي و ارضاي اين نيازها به عنوان پيشنياز خودشکوفايي استعداد کودکان داشته باشيم لازم باشد که مسئولان آموزشي با نگاهي واقعبينانه کمبودها، حسرتها و آه و اشکهاي کودکان اين سرزمين را ببينند و بجاي مانور دادن بر روي يک پيامرسان پر از ايراد به اصل مشکلات کودکان اين مرز و بوم بپردازند، چر که اين شرايط اجحاف در حق کودکان مستعد اما بيبضاعت خواهد بود.