در اين روزهاي سخت و نفسگير از ميزباني ايران براي جامملتهاي آسيا در سال 2027 سخن به ميان آمده است. صدالبته که جامعه ورزش ايران از کميته ملي المپيک گرفته تا همه فدراسيونها و نهادهاي غيردولتي ورزشي بايد همواره بايد انتظار از مديريت ورزشي ايران را در چنين سطوحي زنده نگاه دارد و با طرح چنين خواستههايي، گوش و هوش مقامات و نهادهاي دولتي را متوجه حقوق و ضرورتهاي صنعت ورزش کشور کند. صنعت ورزش ايران که نسبت به همسايگان آسيايي خود در غرب آسيا و حتي نسبت به ترکيه بهعنوان يک همسايه اروپايي در سطوح ملي، پيشينه مدالآوري قدرتمندتري دارد و در رشتههايي همچون فوتبال و واليبال نيز داراي مقامهاي قارهاي است حق دارد که از دولت جمهوري اسلامي ايران ميزباني جامملتهاي آسيا و جامهاي مشابه را مطالبه کند. دستاندرکاران صنعت ورزش ايران با نگرش به پيشينه قدرتمند کشور در برگزاري رويدادهاي ورزشي و با داشتن سوابق درخشان در شکلدهي به نهادهاي ورزشي قاره آسيا و با برخورداري از وسعت و جمعيت زياد و با وجود هزاران دانشآموخته در رشتههاي مختلف ورزشي و ميليونها هوادار ورزشي پرشور بايد مشعل اين مطالبات را نزد مقامات دولتي در هر شرايطي و به هر مناسبتي روشن نگه دارند. من از اين جهت، کسانيکه ميزباني ايران براي جامملتهاي سال 2027 را طرح و دنبال ميکنند ميستايم و به آنها دستمريزاد ميگويم. اما نبايد از نظر دور بداريم که اين همه واقعيت نيست. واقعيتهاي بسيار مهمي درباره ميزباني مسابقات ورزشي وجود دارد که مقامات و نهادهاي ورزشي و دولتي کشورمان بايد به آنها توجه ويژه داشته باشند. بعضي از اين واقعيتها به شرح زير هستند:
1 - روند تاريخي و اجرايي صنعت ورزش جهان نشان ميدهد که ميزباني رويدادهاي ورزشي با درجهاي از توسعهيافتگي کشورها پيوندخورده است. بنابراين مقامات و دستگاههاي اجرايي کشور بايد بهسرعت درباره ميزباني رويدادهاي ورزشي بزرگ، با جلبنظر دستاندرکاران صنعت ورزش دست به يک سياستگذاري کلان و قدرتمند بزنند و برنامههاي عملياتي لازم را با اختصاص بودجههاي مناسب بهسرعت، تدارک ببينند و اين فرصت را فراهم آورند که پيشينه تمدني و پيوندها و داشتههاي تاريخي و فرهنگي و سرمايه ورزشي کشور در قاره آسيا احيا شده و افزايش يابد.
2 - دستاندرکاران صنعت ورزش ايران بايد توجه کنند که ميزباني رويدادهاي بزرگ ورزشي در سطح منطقهاي و جهاني، بيش از آنکه شأن ورزشي باشد شأن ديپلماتيک دارد و لذا بايد در برنامهريزيهاي خود همراهي هر چه بيشتر دولت از جمله وزارت ورزش، سازمان برنامه و بودجه، وزارت امورخارجه، وزارت مسکن و راه، وزارت کشور، وزارت گردشگري، مجلس شوراي اسلامي و شورايعالي انقلاب فرهنگي را براي تامين زيرساختها و سازماندهيهاي لازم جهت ميزباني رويدادهاي ورزشي بزرگ را در نظر داشته باشند. نقش ديپلماسي ورزشي در اين ميان بسيار پررنگ و مهم است.
3 - يک واقعيت بسيار مهم ديگر براي ميزباني از رويدادهاي بزرگ ورزشي اين است که بهگونهاي منسجم همه بسترها و الزامات حملونقلي، پوليوبانکي، اقامتيوهتلي، رسانهاي و اطلاعرساني، منابع انساني آموزش ديده و مجرب و مسلط به زبان انگليسي، داوطلبان ورزشي آگاهومتعهد، الزاماتوامکانات پزشکي، بهداشتي و درماني، امنيتي و اجرايي، ورزشي و فني، بسترهاي اجتماعي و اقتصادي، تدارک ديده شود. رقابت در همه ابعادش جزو ذات صنعت ورزش است. کسب ميزباني رويدادهاي ورزشي، خود رقابتي بزرگتر از رقابت در ميدان مسابقه است و کشوري در اين رقابت برنده ميشود که در همه زمينههاي يادشده، ظرفيتهاي لازم را تدارک ديده باشد و يا بتواند اعتماد تصميمگيرندگان را جهت فراهمکردن اين بسترها بهگونهاي اطمينانآور به خود جلب نمايد. دستاندرکاران صنعت ورزش بايد بتوانند مقامات دولتي را نسبت به اين ضرورتها و تعهدات، آگاه و فعال نمايند. در پايان نکتهاي را که پيش از اين نيز به مسئولان ورزشي کشور يادآوري کردهام و متذکر ميشوم. با توجه به تغيير رويکرد بعضي از کشورهاي منطقه غرب آسيا نسبت به روابط با رژيمصهيونسيتي، صنعت ورزش ما بايد آمادگي لازم جهت مواجهه با بازگشت رژيمصهيونسيتي به ورزش قاره آسيا را داشته باشد. اين مساله بر قبول يا رد ميزباني رويدادهاي ورزشي نيز تاثيرگذار است و نميتوان از آن غفلت کرد.