براي ميزباني در جامملتهاي آسيا چند آيتم مورد بررسي قرار ميگيرد که من معتقدم ما يکي از آيتمها را بهتر از تمامي رقبا داريم و آن مورد، استقبال و حضور تماشاگران است. رکورد پرتماشاگرترين باشگاه کماکان در اختيار استقلال است و با وجود نيروي انساني لازم ميتوانيم تاسيسات سختافزاري را فراهم کنيم. نبايد فراموش کنيم ورزشگاههايي که در تبريز، اصفهان، خوزستان و مشهد در کنار تهران داريم، مسلما ميتواند تعدادشان بيشتر شود. چيزي که براي ميزباني اهميت زيادي دارد، مديريت ارشدي است که در کشور براي سازندگي و هدايت فدراسيون فوتبال جهت اخذ ميزباني ديده نميشود. در حقيقت ما انسجام کامل را نداريم و فقط شعار ميشنويم. حداقلها بايد توسط شورايعالي ورزش با تشکيل جلسه تصويب ميشد تا امکانات فراهم شود. بزرگترين رکن ورزش ما، حامي نيست و اگر ميخواهند ايران ميزبان جامملتهاي آسيا شود، رئيسجمهور در کنار چندين وزير خود بايد مجاب شوند. ميزباني جامملتها امري مثبت است و تحول عظيمي از لحاظ اقتصادي براي کشور خواهد داشت. متاسفانه اهميت واقعي را به امر ميزباني در اين سالها نديديم و مسئولان سياسي در حد شعار باقي ماندند. آنها طالب شور و حال بردن هستند و وظايف خود را در بلندمدت بهخوبي اجرا نميکنند. اينکه تلاش کنيم تا ميزبان جامملتها شويم بسيارمثبت است. هر کشوري ميزباني را ميپذيرد، در مدت معين سختافزار و نرمافزار آن را فراهم ميکند. ما مشکلي از اين لحاظ نداريم و ميتوانيم با تخصيص بودجههاي لازم، تمامي تاسيسات خود را تجهيز کنيم و همچنين در زمينههاي ديگر صاحب امکانات لازم شويم ولي اراده اصلي و مديريت لازم در حوزه ورزش وجود ندارد و تفکرات سياسي در حد شعار مانده و اصلاح نميشود. وقتي ميزباني را قبول کنيم، آمادگي ايجاد تمامي شرايط را خواهيم داشت و توسعه ورزشي ايجاد ميشود. اراده واقعي بايد حاکم شود چون ما کشور ناتواني نيستيم ولي وقتي حمايتهاي لازم صورت نميگيرد، مسلما بودجههاي لازم براي ساخت هتلها، کمپها و ورزشگاهها داده نميشود، بنابراين در همان حالت بالقوه ميمانيم و بهصورت بالفعل نميشويم. تصميماتي فراتر از ورزش بايد گرفته شود و البته حضور بانوان در ورزشگاهها که از موانع دادن ميزباني است نيز بايد اجرايي شود. بخش مهمي که وجود دارد، نگرش داخلي به ميزباني است. منطبق با شرايط بينالمللي بايد پيش برويم و تاسيسات زيربنايي را ايجاد کنيم.