درس هايي مهم از زلزله ويرانگر بم
ساعت 5 و 26 دقيقه بامداد روز جمعه پنجم دي ماه زمينلرزهاي با قدرت 6/6 ريشتر 12 ثانيه ويرانگر را در بم رقم زد. اين زمين لرزه شهر بم و شهر هاي شرقي استان کرمان را لرزاند. گفته ميشود که شب حدود 100 هزار نفر خوابيدند، اما روز بعد فقط يک سوم از آنها بيدار شدند. حالا با گذشت 17 سال از زلزله بم، بايد درس هايي از آن بگيريم، هرچند نمي توانيم که از وقوع حوادثي مثل زلزله جلوگيري کنيم اما مي توانيم تلفات جاني آن را به حداقل برسانيم.دکتر علي بيتالهي، دبير کارگروه ملي مخاطرات طبيعي درسهايي که ميتوان از اين زمين لرزه ويرانگر به دست آورد را تشريح کرد و گفت: پنجم دي ماه سال 1382 که اين زلزله به وقوع پيوست درسهاي بسياري براي ما داشت.
لزوم توسعه ايستگاههاي لرزهنگاري
دبير کارگروه ملي مخاطرات طبيعي اظهار کرد: آن زمان از جانمايي زلزله و اينکه زلزله به طور دقيق در کجا رخ داده بود اطلاع دقيقي نداشتيم، بنابراين اولين درس از زلزله اين بود که چقدر مهم است که ايستگاههاي لرزه نگاري و شتابنگاري توسعه پيدا کنند. شايد باورکردني نباشد اما آن زمان که يک روز پس از زلزله به بم رفته بوديم، معاون عمراني فرماندار به من گفت که پيش از زلزله من سه زلزله را احساس کردم که درباره هر سه به استاندار وقت اطلاع دادم، اما گويا پاسخ گرفته بودند که ژئوفيزيک چيزي را گزارش نکرده است.وي افزود: ژئوفيزيک همان مرکز لرزهنگاري است که زلزله ها را اعلام مي کند. واقعا آن جا متوجه شديم که توسعه شبکههاي لرزهنگاري و شتابنگاري در تعيين اوليه و هدايت اوليه نيرو هاي امداد و نجات اهميت دارد. به خاطر دارم که استانداري کرمان مي گفت که از همه شهرهاي استان کرمان تماس ميگرفتند که اينجا زلزله آمده اما از شهر بم تماسي گرفته نميشد، چرا که زمين لرزه بم را ويران کرده بود و امکان تماس وجود نداشت.بيتالهي گفت: به نظر من همچنان هم تعداد ايستگاههاي لرزهنگاري و شتابنگاري حدود يکچهارم اندازه استاندارد است و اينها بايد بيش از چهار برابر اضافه شوند تا پوشش خوبي براي ثبت زلزلهها داشته باشيم.
ممانعت از ساختوساز روي گسلهاي شهري
وي با اشاره به اهميت گسلهاي شهري گفت: يکي از دلايل اينکه در بم اينقدر ويراني اتفاق افتاد، اين بود که گسل مسبب زلزله دقيقا از وسط شهر ميگذشت، به عبارت ديگر شهر روي گسل ساخته شده بود. واضح است که هر چه به چشمه انرژي نزديک شويم نيرويي که وارد مي شود بيشتر خواهد بود و وقتي که روي چشمه لرزهاي يا همان گسلها يا نزديک آنها، ساختوساز ميکنيم بديهي است که خسارت زيادي هم ميبينيم.دبير کارگروه ملي مخاطرات طبيعي گفت: در بسياري از شهر ها اطلاعات دقيق هم در دست نداريم. اين نکته بسيار مهم است. در تهران هم چندين گسل داريم که دقيقا از وسط شهر يا در حاشيه کناري مثل گسلهاي شمال تهران، ري، نياوران، لويزان و... ميگذرند. وي گفت: يکي ديگر از درسهاي زلزله بم را از ابعاد اين فاجعه آموختيم. اينها ساختمان هايي با آوار سنگين، ديوارهاي ضخيم و سقف سنگين هستند. با توجه به تاريخ و جغرافياي بم که به هر حال به خاطر حالت کويري منطقه دارد، ديوارهاي ضخيم هم در تابستان و هم در زمستان عايق مناسبي بودند که مردم را در سرما و گرما محافظت ميکردند. بنابراين در طول تاريخ مردم به مصالح بومي خاک و سنگ روي آوردند، حتي ساختمانهاي دو طبقه هم ديوارهايي از جنس گل داشتند.
ضرورت ساخت ساختمانهاي مقاوم
وي ادامه داد: تصور کنيد اين ديوارهاي خشت و گل يا سنگ و گل بسيار سنگين هستند، اينها ميتوانند وزن بيشتري تحمل کنند، اما در مقابل تحمل نيروي برش، که همان نيروي زلزله است ناتوان هستند؛ يعني اگر از پهلو به ديوار نيرو وارد شود به راحتي فرو ميريزد. زلزله هم نيروي افقي دارد پس وقتي چنين ساختمانهايي با چنين ضخامتي وجود دارد ميتواند تلفات جاني را بالا ببرد.بيتالهي گفت: توجه به اين قبيل ساختمانهاي نوع گلي، سنگ و گل و خشت و گل با آوار سنگي بسيار مهم است. پس بايد درباره تغيير وضعيت چنين ساختمانهايي تمهيداتي انديشيد، در غير اين صورت تلفات بسيار بالا خواهد بود. اگر بر زلزله هاي ايران مطالعه کنيم، متوجه مي شويم که بيش از 95 درصد تلفات زلزله ها ناشي از ضعيف بودن ساختمان بوده که اغلب ساختمان هاي بدون اسکلت بودند، به ويژه آن هايي که آوار سنگين داشتند، مثل اهر، ورزقان يا شنبه بوشهر که به وضوح خسارات آن را مشاهده کرديم و زلزله ترکمنچاي که در ميانه هم رخ داد، افرادي که زير آوار ماندند بيشتر افرادي بودند که آوارهاي سنگين به روي آنها ريخته شده بود.
مبناي آمارهاي متعلق به ساختوساز
دبير کارگروه مخاطرات طبيعي اظهار کرد: مبناي رسمي آمار متعلق به ساختوساز متعلق به نفوس و مسکن است، چرا که حدود 95 درصد ساختمانهاي ما مسکوني هستند، طبق آخرين آمار مرکز آمار ايران که متولي سرشماري نفوس و مسکن است و اين آمار هر پنج سال يکبار انجام مي شود، آخرين آمار سال 1395 بوده است.وي افزود: بر اساس همان آمار به طور کلي حدود 23 ميليون واحد مسکوني داريم که از ميان اين ها حدود 10 ميليون واحد مسکوني فاقد اسکلت و از نوع ساختمانهاي خشت و گل، آجر و آهن، سنگ و آهن و.. است که نوعي از آنها را در بم هم مشاهده کرديم. در بسياري از روستا ها، بافت هاي فرسوده شهري بسيار ديده ميشود و مي توان گفت که حدود 43 يا 44 درصد از ساختمان هاي واحد هاي مسکوني از نظر سازهاي فاقد کيفيت لازم در برابر زلزله هستند و مقاومت کافي را ندارد.
در بافتهاي فرسوده معضل داريم
وي گفت: قسمت عمده اين ساختمانها در روستاها است که داراي آوار سنگين هستند. چنين واحدهايي معمولا در زلزلهها خسارت جنبي بيشتري دارند. در شهر ها هم اغلب در بافتهاي فرسوده معضل داريم که مثلا در شهري مثل تهران و حتي در مرکز شهر تهران هم داريم و از نزديک به يک ميليون و 100 هزار پلاک ساختماني، 200 تا 250 هزار پلاک در بافت فرسوده هستند و بيش از دو ميليون نفر در چنين بافتهايي در تهران زندگي ميکنند. اين حالت را در شهرهايي مثل تبريز، مشهد، شيراز، کرمان و... نيز داريم، يعني معضل شهري ما در بسياري از مناطق حاشيهنشيني هم هست.وي افزود: اين ساختمان هاي نا ايمن در زلزله يکي از مشکلات اصلي مديران بحران خواهد بود.بيتالهي اظهار کرد: در طول تاريخ نويني که بعد از توسعه ايستگاههاي لرزهنگاري داريم، در هيچ شهر بزرگ يا نزديک به يک شهر بزرگ زلزله بزرگ نداشتيم.