يک کارشناس خانواده:
تک فرزندان در ايام کرونا بيشتر آسيب ديدند
يک کارشناس خانواده با اشاره به اينکه بخش مهمي از فرزند هراسي از کمال گرايي نشات ميگيرد، گفت: اين کمال گرايي افراطي در شيوه تربيت فرزند، خلاقيت و قدرت کنش مادران ما را کم کرده است.مريم اردبيلي در برنامه «بدون توقف» در خصوص ترس زوجين به ويژه مادران از فرزندآوري گفت: يک کمالگرايي افراطي بر روشهاي تربيتي ما سايه انداخته و خلاقيت و قدرت کنش مادرانه ما را کم کرده، مادر اين توان و استعداد را دارد که مطالعه کند، نسخههاي ديگران را ببيند و روشهاي تربيتي جديد خودش را ابداع کند، اين مادر يک کنشگر فعال است، حتي از روي کتاب بچهاش را تربيت نميکند، ممکن است 100 کتاب بخواند اما اين قدرت را دارد که روش تربيتي خودش را در لحظه خلق کند، چون فقط آن روش به درد بچهاش ميخورد.اين کارشناس خانواده عنوان کرد: ما در الگوهاي تکنسخهاي کليشهاي کمالگراي افراطي گم ميشويم و مادريمان را فراموش ميکنيم، يک علت اصلي فرزند هراسي در جامعه ما اين است، قبل از اينکه بچهدار شويم ميترسيم که نتوانيم آنطور که بايد درست تربيتش کنيم، ما در آيندهپژوهي يک حرفي داريم که آينده استعماري آينده من نيست، آيندهاي که ديگران تصوير کردهاند، آينده من نيست، آينده خودم را خودم بايد درست کنم، لذا به تعداد مادران ما تجربه تربيت وجود دارد. وي در پاسخ به اين سوال که «هراس مادران اين است که با همه آموزشها و تربيتهايي که داشتهاند، فرزندان با ورود به مدرسه و اجتماع با مسائل تلخ اجتماعي ديگري روبهرو شوند» اظهار کرد: همين کمالگرايي باعث ميشود که شما اصلا بچهدار نشويد و از بچه بترسيد، در واقع يک بخش جدي فرزند هراسي از کمالگرايي نشأت ميگيرد، يکي از اشکالات ما تربيت ايزوله و استريليزه است، ما بايد به تدريج کودکانمان را با تلويزيون، دوستان، روابط، مشکلات و محيط اجتماعي آشنا کنيم، قرار است ما يک کنشگر فعال اجتماعي تربيت کنيم، متأسفانه ما در اين کمالگرايي افراطي کودکانمان را به شدت مقلد بار ميآوريم و اين باعث ميشود کودکان ما قدرت مواجهه فعال و پردازشگري ديتاهاي بيروني آنها کم شود، اين بچه حتي در زمان تماشاي کارتون نيز بايد ديدي منتقدانه، پرسشگرانه و تحليلگر داشته باشد، بچههاي ما انسانهايي هستند در مقياسهاي کوچک و قدرت پردازشگري و عقلانيت را در مقياس خودشان را دارند.
ارتباط کودکان با فضاي مجازي در کرونا
عضو گروه آيندهنگري و نظريهپردازي فرهنگستان علوم پزشکي کشور در خصوص اين مطلب که در زمان کرونا بچهها ارتباط زيادي با فضاي مجازي نداشتند و به يکباره در معرض اين ارتباط قرار گرفتند و خانوادهها هم مجبور به تن دادن به اين اتفاق هستند، يادآور شد: اما از طرفي اين اتفاق به ما نشان داد که چقدر مهم است که بتوانيم بچههاي خود را فعالتر و کنشگرتر بار بياوريم و از اين کمالگرايي خارج شويم تا بچهها هم از آن فضاي ايزوله تربيتي خارج شوند، اما جالب است که در همين دوران مديران متعددي از مدارس مختلف با من صحبت کردند که حتي من اين را مبناي پژوهش قرار دادم، اين افراد اذعان کردند در اين هشت ماه اخير، بيشترين مشکلات روحي از افسردگي تا اضطراب و وسواس و بيانگيزگي براي تحصيل در بچههاي تک فرزند بوده و بيشترين مشکل را با بچههاي تک فرزند داشتيم و با کمترين مشکل از اين جهات در بچههاي خانوادههاي پر فرزند روبهرو بوديم.اردبيلي همچنين ادامه داد: چون در اين مدت زندگي بچههاي خانوادههاي پر فرزند عوض نشده بود، اما آن تک فرزندان تعاملات اجتماعي خود را از دست داده بودند، ولي دغدغه ما در خصوص خانوادههاي پر فرزند اين است که آن رسيدگيها در آنها کمتر است اما باز هم در طولاني مدت نتيجه آموزشي آنها هم بهتر است چون مستقلتر و خود کارترند، چراکه مادري نبوده که مرتب کمکشان کند، بايد توجه داشته باشيم که همين وسواسها بچهها را خراب ميکند، در واقع کرونا باعث شد متوجه شويم که آموزش مجازي در خصوص بچههاي خانوادههاي پرجمعيت بيشتر جواب داده است.
تصور ايدهآل والدين نسبت به فرزندان
مديرکل بانوان و خانواده استان فارس همچنين در خصوص تصور ايدهآلگرايي والدين نسبت به رفتار فرزندان عنوان کرد: از بس که تعداد بچهها در جامعه و خانوادهها کم شده، معيار بچه طبيعي را گم کرديم، يعني اتفاقاتي که در زندگي يک بچه معمولي ممکن است رقم بخورد، از حرکات و بازي و رفتار و غذا خوردن همه زير ذرهبين بزرگترها است و ديگر با 20 بچه ديگر مقايسه نميشود بلکه با يک بچه آرماني مقايسه ميشود، در حالي که در گذشته حتي خطاهاي بچهها طبيعيتر بود، بسياري از اعمال کودکان ما اشتباه نيست بلکه در واقع اين تصور غلط ما از رفتار بچههاست. متأسفانه الان مادري که با دو بچه بيرون از خانه ميرود زير بار نگاههاي اطرافيان له ميشود، آنقدر که اطرافيان حتي فاميلها با وسواس روي رفتار اين بچهها دقت و تمرکز دارند و با ديد نقادانه به اعمال آنها توجه ميکنند.وي در پايان نيز تصريح کرد: درست است که در گذشته با وجود خانههاي بزرگتر و خانههاي حياط دار امکان اينکه فرزندان بيشتري داشته باشيم و آنها هم فضاي راحتتر و مناسبتري براي بازي و تفريح داشته باشند، بيشتر فراهمتر بود اما آيا امروز اين ميسر نيست که بتوانيم با زندگي در حومه شهر يا شهرستانهاي کوچکتر اين محيط طبيعي را براي بچههاي خود فراهم کنيم؟. از طرف ديگر هم توجه داشته باشيد که در همين خانههاي کوچک هم وقتي تعداد بچهها دو يا سه تا ميشود خودشان با هم بازي کرده و بازي خلق ميکنند، اما بچهاي که تنهاست با وجود اينکه اتاقش پر از اسباببازي است، حوصله بازي کردن با آنها را ندارد و مطمئن باشيد که هيچوقت بازي با پدر و مادر نميتواند کيف بازي با يک همسال را به بچه بدهد.