اين روزها که بحران کرونا، جامعه را مشغول خود کرده، بيش از پيش توجه به برخي مسايل براي عبور از اين روزهاي سخت، ضروري است. روانشناسان نخستين گام براي عبور سلامت از اين وضعيت را پذيرفتن بيماري کوويد19 و به دنبال آن افزايش آگاهيها ميدانند. در واقع پذيرفتن اصل بيماري در ميزان سازگاري ميتواند به ما کمک کند.سعيد حيدري متخصص «روانشناسي سلامت» درباره مهارتهاي رواني فردي براي عبور از بحران کرونا به ايرناپلاس گفت: کرونا به دليل همهگيري، مسري بودن و قدرت انتقال بالا، پير و جوان نميشناسد و همه جامعه را در برگرفته است. اينکه همه جامعه را در برگرفته، باعث شده در جامعه حالتي از نااميدي و استيصال نسبت به اين بحران به وجود بيايد. کرونا فقط يک بيماري جسمي نيست؛ شايد در ظاهر ببينيم و بگوييم بيماري جسمي است. اما طبق آنچه که سازمان بهداشت جهاني و انجمن روان شناختي و روان پزشکي آمريکا ميگويند، انسان تنها جسم نيست و بنابراين نميتوانيم نگاهي فقط جسماني داشته باشيم. انسانها فراتر از جسم هستند.
کرونا تنها بيماري جسماني نيست
وي توضيح داد: 60 يا 70 درصد از علت ابتلاي ما به هر بيماري ميتواند غيرجسماني باشد. آنچه مشخص است و پزشکان هم به آن اذعان داشته و تائيد ميکنند اينکه بخش زيادي از بحران کرونا ناشي از استرس کروناست. وقتي فرد متوجه ميشود به کرونا مبتلا شده، در مقابل کرونا تسليم ميشود. ترس و استرس ابتلا به کرونا، ديگر بحران موجود در جامعه است؛ يعني ترس از اينکه ممکن است به کرونا مبتلا شوم يا نشوم. يعني فرد يا دچار اين استرس است که بعد از ابتلا ميميرد يا اينکه ممکن است در آينده به اين بيماري مبتلا شود. در واقع نوعي از رفتارهاي وسواسي را در فرد به وجود ميآورد.اين روانشناس سلامت ادامه داد: در تعريف علمي استرس ميگوييم ناهماهنگي بين ملزومات محيطي و توانمنديهاي شخص رخ ميدهد. يعني اتفاقاتي در محيط ميافتد و فرد با ارزيابي شرايط احساس ميکند توانمنديهايش به اندازه عبور از بحران کارآمد نيست بنابراين شکست خواهد خورد و در نتيجه احساس ناکامي کرده و پس از آن دچار استرس مي شود.ممکن است در اين مسير دچار مدلي از درماندگي آموخته شده هم بشود. اتفاقي که اکنون براي همه ما افتاده و احساس مي کنيم در مقابل کرونا نميتوانيم کاري انجام دهيم و همين احساس باعث ايجاد استرس صدچندان براي هر فرد ميشود. زماني که استرس بر ما غلبه ميکند بيماريهايي مانند اضطراب، افسردگي و وسواس به سراغمان ميآيند و روند عادي زندگيمان را در مختل ميکنند. اينها در مراحل عادي زندگي خانوادگي مثل فرزندپروري، مسائل شغلي و درآمدمان تاثير ميگذارد.
اهميت مديريت استرس در جامعه
او گفت: بخشي از اين سردرگمي مردم به سياستگذاريها بر ميگردد که به نظر ميرسد بر مبناي يک آزمون و خطا جلو ميرود و در بسياري مواقع، تئوري و نظريههاي علمي پشت آن نيست. البته اين معضلي است که تقريبا بسياري از کشورهاي جهان با آن مواجههاند. اما به هرحال عدم قاطعيت در تصميمگيريها، خود عاملي براي افزايش استرس و تنش در جامعه است. يک بحث رعايت پروتکلهاي بهداشتي است که فکر ميکنم بيشتر مردم رعايت ميکنند. اما بحث مديريت استرس مقوله متفاوتي است که بايد براي آن راهکار داشت.حيدري تاکيد کرد: استرس تقريبا بناي بسياري از اختلالات را پيريزي ميکند. مديريت استرس در اين فضا ميتواند در جلوگيري از ابتلا به ما کمک کند؛ ضمن آنکه اگر زماني متبلا شديم، در روند درمان به کمک ما بيايد.مهارتهاي سادهاي براي مديريت استرس وجود دارد. يکي از اين موارد تنفس است. تنفس آگاهانه و عميق در مواردي که دچار نگراني و ترس ميشويم ميتواند به ما کمک کند. چون فعل و انفعالاتي که در مغز صورت ميگيرد با يک تنفس عميق از کنترل سيستم خودمختار بدن خارج ميشود و ما نسبت به آن آگاه و هوشيار ميشويم و عنان تفکراتمان را ميتوانيم بهدست گيريم و جوانب را واقعبينانهتر بررسي کنيم. اين کار ميتواند در کاهش استرس به ما کمک کند.
افزايش ميزان تابآوري
به گفته اين روانشناس سلامت، يکي از نکتههاي کليدي، افزايش ميزان تابآوري است. داشتن هدف و چشمانداز براي آينده سبب ميشود فرد با توان و سازگاري بيشتري در اين ميدان باقي بماند. تمريناتي مانند ريلکسيشن و مراقبهها ميتوانند به کمک ما بيايند. خوشبختانه به کمک فضاي مجازي، آموزشهاي خوبي وجود دارد که به راحتي و رايگان ميتوان به آن دست يافت و استفاده کرد.
کرونا در حال تبديل شدن به بيماري مزمن
وي خاطرنشان کرد: موضوع ديگري که ميتواند با ميزان تابآوري ما در ارتباط باشد بحث سازگاري با بيماريهاي مزمن است که در دنيا روي آن کار ميشود.وي ادامه داد: سازگاري بحثي است که در روانشناسي سلامت و در بيمارهاي مزمن بهعنوان يک نقطه کليدي به آن نگاه ميکنند. اعتقاد دارم کرونا نيز در حال تبديل شدن به بيماري مزمن است. همانند بيماريهاي سرطان يا ديابت که با آنها زندگي ميکنيم. ممکن است کرونا تا سالها با ما باشد و يا امکان دارد سياستهاي کلان به شکلي باشد که در مدت يکي دو سال ريشه کن شوند؛ ما نميدانيم. اما بايد فرض را بر اين بگذاريم که اين بيماري مزمن است و ممکن است ادامه يابد.حيدري اظهار کرد: پذيرفتن اصل بيماري در ميزان سازگاري ميتواند به ما کمک کند. متاسفانه هنوز اقشار مختلفي از جامعه اين را نپذيرفتهاند و ميگويند چيزي به اسم کرونا وجود ندارد و اينها بازي است و در نتيجه جدي گرفته نميشود.وي ادامه داد: همچنين طرز فکر مثبت نيز بسيار کمککننده است. شايد بگوييد چطور ميتوانيم در اين روزهاي کرونا مثبت نگاه کنيم. نميگويم به کرونا ديد مثبت داشته باشيم؛ بلکه به آينده فکر کنيم. به اينکه روزي کرونا تمام ميشود. بعد از کرونا باز زندگي ادامه خواهد داشت.اگر نگاه ما به کرونا نگاه بيماري مزمن باشد و آن را بپذيريم، آرام آرام با آن سازگار ميشويم. آيا شخص ديابتي خودکشي ميکند؟ در حالي که دانش خود را در زمينه ديابت افزايش ميدهد. بنابراين ما هم بايد در گام نخست کرونا را بپذيريم و سپس دانش خود را نسبت به آن افزايش دهيم. به شايعهها توجهي نکنيم و اگر علائمي از کرونا را در خود مشاهده کرديم، اولين کار، تماس يا مراجعه به مراکز تشخيصي يا درماني باشد.
فاصله فيزيکي به جاي فاصلهگذاري اجتماعي
حيدري خاطرنشان کرد: نکته ديگر، تقويت حمايتهاي اجتماعي است. به نظرم واژهاي که ستاد کرونا با عنوان فاصلهگذاري اجتماعي مطرح کرد از ريشه غلط است. چون ما در روانشناسي اعتقاد داريم (که هزاران تئوري و نظريه اثبات شده پشت آن است) که ميگويد زماني که با بحران مواجه ميشويم يکي از عواملي که ميتواند ما را نجات دهد شبکه «حمايت اجتماعي» و ميزان حمايتي است که ميتوانيم از اطرافيان خود دريافت کنيم. در صورتي که واژه فاصلهگذاري اجتماعي با اين موضوع در تضاد است. شايد بهتر بود از واژه فاصله فيزيکي استفاده ميکرديم تا با مفهوم حمايتهاي اجتماعي در تضاد نباشد.شايد در اين روزها چيزي که در ما کم شده، مهرباني نسبت به خودمان است، اينکه خودمان را براي بسياري از موارد سرزنش ميکنيم. واقعيت اينکه کرونا به هيچ شخصي ارتباط ندارد. ما دخالتي در به وجود آمدن ويروس کرونا نداشتيم بنابراين نگاهمان به بيماري اين باشد که من تنها نيستم و بشريت درگير اين بيماري است.
با خودمان مهربان باشيم
اين متخصص روانشناسيسلامت ادامه داد: ميتوانيم از طريق امکاناتي که امروز وجود دارد، از جمله تماسهاي تصويري يا پيامک، ارتباطمان را حفظ کنيم يا اينکه در فضاي باز قرار بگذاريم. به طور نمونه، پدر و مادر را در پارک با فاصله يک متري ببينيم يا ديدارهايي در فضاي مجازي شکل دهيم. اينها ميتواند به ما کمک کند تا از اين بحران عبور کنيم.شايد در اين روزها چيزي که در ما کم شده، مهرباني نسبت به خودمان است، اينکه خودمان را براي بسياري از موارد سرزنش ميکنيم. واقعيت اينکه کرونا به هيچ شخصي ارتباط ندارد. ما دخالتي در به وجود آمدن ويروس کرونا نداشتيم بنابراين نگاهمان به بيماري اين باشد که من تنها نيستم و بشريت درگير اين بيماري است.اين نوع ديدگاه ميتواند تسکيندهنده باشد. چون کمک ميکند ميزان درد و رنج همراه با کرونا را با آدمهاي ديگر تقسيم و از بار و سنگيني اين درد و رنج کم کنيم. بايد ديدگاهمان اين باشد که همانگونه که بسياري از بيماريها آمدند و مهار شدند، کرونا هم روزي مهار ميشود و ما روزهاي خوب را خواهيم ديد. بنابراين بايد اميد به آينده داشته باشيم و خودمان را نبازيم تا در زمان پساکرونا مجبور به ساختن دوباره خودمان نباشيم.