بستن
کد خبر: ۱۰۰۴۱۹۶

تفاوت‌های آموزش و توسعه در آمریکا، ژاپن و ایران!

تفاوت‌های آموزش و توسعه 
در آمریکا، ژاپن و ایران!
دکتر مهران صولتی جامعه شناس

اپيزود اول: محمدرضا سرکار آراني، استاد دانشگاه ناگوياي ژاپن معتقد است که در حوزه آموزش و پرورش؛ آمريکايي‌ها به چرايي و تاکيد بر «من» رسيده‌اند. ژاپني‌ها به چگونگي و تاکيد بر «ما». ايراني هم سرگرم چيستي و عوارض «من» هستند. اپيزود دوم: محسن رناني، اقتصاددان توسعه معتقد است که توسعه؛ بسط سلسله‌مراتبي رفاه، رضايت و معناست. آمريکا در مرحله رفاه مانده، ژاپن همزمان به رفاه و رضايت رسيده و ايران در جست‌وجوي معنا درجا زده است! اکنون اگر اين دو روايت را صائب بدانيم مي‌توان اين پرسش را مطرح کرد که چرا ايران در توسعه و آموزش در جهان امروز با فاصله زياد پشت سر کشورهاي ديگر قرار مي‌گيرد؟ ادبيات و شعر ميراث جاودان و ارزشمند ايرانيان است. در نگاهي ناقدانه بايد پذيرفت که ما کمتر در تاريخ خود با توازن ميان دوگانه؛ شاعرانگي- خردورزي مواجه بوده‌ايم. عقل در معناي محاسبه‌گر و علم در معناي مدرن آن مفقود بزرگ جامعه ما بوده و همين امر بر کندي فرآيند توسعه (نه رشد) موثر بوده است. به نظر مي رسد تا زماني که علم مدرن نتواند به بخش مهمي از فرهنگ عمومي مردم تبديل شده و به جايگاه شعر و ادبيات در اذهان ايرانيان نزديک شود، کميت توسعه در کشور ما همچنان لنگ خواهد زد. پس از آنکه بنياد فلسفه عقلاني ابن‌رشد توسط غزالي فروکوفته و کمر آن در ايران اسلامي شکست. شايد فقط بعد از جنگ‌هاي ايران و روس بود که نخبگان به اهميت نگاه به دنيا و اقتضائات آن پي بردند. در اين ميان فلسفه همچنان تخته‌بند امور اخروي باقي ماند که حتي ملاصدرا هم به‌عنوان آخرين فيلسوف ايراني بيشتر در کمند دنياگريزي اسير ماند. چنين شد که برخلاف اروپا که فلسفه مسير مدرنيته را گشود و همزمان علم، تکنولوژي و سياست مدرن را در کنار هم نشاند، در اينجا هرگز فلسفه نتوانست با نگاهي دنيوي، مسير فهم عميق دوران مدرن را براي ايرانيان هموار سازد. دولت‌هاي مداخله‌گر معاصر: دولت‌هاي شبه‌مدرن به دليل مداخله در زيست جمعي ايرانيان فرصت همزيستي و هم‌افزايي ميان سه فرهنگ ايراني، اسلامي و غربي را نتوانستند ايجاد کنند. نتيجه اما شکل‌گيري شهرونداني بود که با فقدان‌هاي مهم در زندگي خود روبه‌رو شده و گاه برخوردهاي واکنشي از خود نشان مي‌دادند. اين چنين است که هم تغييرات سريع قبل از انقلاب موجب احساس بي‌پناهي شد و هم منتفي شدن تحولات در دوران بعد از انقلاب نااميدي به همراه آورد. احساس نارضايتي عميق اما در هر دو دوره مشترک است. تلاش ناکام براي کشف راه سوم: ايران در يکصد سال اخير همچنان ميان سرمايه‌داري و سوسياليسم سرگردان بوده است. نتيجه اما شکل‌گيري اقتصادي دولتي- رانتي است که مضار هر دو را دارد ولي از مزاياي هيچ‌کدام مانند بخش خصوصي قدرتمند، تامين اجتماعي کارآمد، کاهش شکاف طبقاتي، بورژوازي ملي و دولت چابک و پاسخگو برخوردار نيست. حتي احمد توکلي اقتصاد چهل سال گذشته را بدترين نوع سرمايه‌داري مي‌نامد. داعيه اقتصاد اسلامي به‌عنوان راه سوم نيز تنها در برخي شعارهاي تخيلي در عرصه سياستگذاري‌هاي اقتصادي متوقف مانده و نتوانسته مدار اقتصاد دلالي، خصولتي، متورم، ضدرفاهي، غيرشفاف، ضد توليد و بي‌اعتنا به فرودستان را تغيير دهد. نکته پاياني: آقاي ‌آراني معتقد است که آموزش و پرورش ما بيشتر به دنبال چيستي پديده‌ها و متکي بر «من» هايي است که هنوز خودمحور و غيرمدرن باقي مانده‌اند. يعني ما در اين عرصه نه به «ما»ي جمعي ژاپن رسيده‌ايم و نه از فرديت «من» غربي برخوردار شده‌ايم. روشن است که اين تفاوت در نحوه آموزش پيوند وثيقي با توسعه‌نيافتگي ما دارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی