آرمانملي-محمدميلاد عبداللهي: اخيرا تصاويري مبني بر برگزاري مراسمها و جشنهاي لاکچري در شبکههاي اجتماعي دست به دست شد که سروصداي بسياري در پي داشت. از سوي ديگر تحليلگران بر اين باورند چه لزومي دارد در شرايطي که خيلي از مردم زير فشارهاي سنگين اقتصادي قرار دارند و در بعضي شهرها و روستاها کالاهاي اساسي را به شکل قسطي تهيه ميکنند، پولهاي هنگفت صرف برگزاري اين مراسمها شوند. به عبارت دقيقتر شکاف طبقاتي هر روز گسترده و کارشناسان متذکر ميشوند که مسئولان بايد براي جلوگيري از افزايش اين معضل اقدامات درخوري را نه فقط در حرف، بلکه به شکل واقعي، جامه عمل بپوشانند. همچنين باور فعالان بر آن است که انباشت ثروت ميتواند بيعدالتي را در جامعه گسترش دهد و لازم است دولت براي قشر ضعيف و دهکهاي پايين اقتصادي برنامه ويژه و هوشمندانهاي را تدوين کند. به همين منظور فرامرز توفيقي، رئيس کميته دستمزد شواري عالي کار و فعال کارگري، گفتوگويي را با «آرمانملي» انجام داده که در ادامه ميخوانيد.
سوال درباره افزايش شکاف طبقاتي در کشور است؛ به طوريکه در برخي شهرها و شهرستانها مردم به صورت قسطي برخي کالاهاي اساسي همچون نان، پنير و تخممرغ را تهيه و در مقابل عدهاي ديگر اقدام به برگزاري جشنهاي لاچکري و پرداخت هزينههاي هنگفت ميکنند. نظر شما در اين باره چيست و چگونه ميتوان اين شکاف را پر کرد؟
به نظر من علت اصلي اين مشکلات به مديريت ناصحيح برخي مسئولان بازميگردد و متاسفانه بعضي از آنها بهرغم آنکه با شعار برطرف کردن مشکلات مردم و رفع شکاف طبقاتي به دنبال کسب راي بودند و منصب گرفتند، اما چنين چيزي اتفاق نيفتاد و اين شکاف هر روز افزايش يافت و فشار بيشتري به مردم تحميل شد. به عبارت دقيقتر تجملگرايي در جامعه بيداد ميکند و کسب درآمد و تهيه نان براي قشر مستضعف بسيار دشوارتر از گذشته شده است. به طور حتم انساني که با سختي و تلاش درآمدي را کسب کند به دنبال بريز و بپاش و افراطگرايي نخواهد بود، بالعکس به سمت عقل معاش ميرود و در مقابل پول بادآورده خرج اين قبيل مراسمها و تجملگراييها ميشود. فاصله طبقاتي هر روز بيشتر و زماني اين مساله تبديل به معضل ميشود که دولت اجازه ميدهد کارفرما با تعامل و حذف ارز4200 توماني قيمت کالا را افزايش دهد و اين مهم فشار اقتصادي مضاعفي را به مردم تحميل خواهد کرد. در واقع ادعاي برخي مسئولان ما درباره وضعيت معيشت مردم نوعي فرار رو به جلو است و انتظار ميرود نسبت به شرايط فعلي کشور روشنتر و هوشمندانهتر عمل کرد. خريد و فروش ماشينها و خانههاي لوکس و گران در برخي مناطق گرانقيمت و برگزاري مراسمهاي لاکچري توسط برخي افراد، عدالت را خدشهدار ميکند و باعث ميشود چشمها روي برخي از اين تخلفات بسته شود. بايد متذکر شوم دين مبين اسلام به هيچ عنوان مخالف ثروتاندوزي و کسب سرمايه نيست، اما نکته اصلي راه به دست آوردن و خرج آن در مسير درست است. لازم به ذکر است که اينکه برخي بزرگان دين تاکيد ميورزند که اگر کوهي از ثروت جمع شود، قطعا چالههايي از بيعدالتي در کنار آن خواهد بود، مصداق بارز وضعيت کنوني است و علت فاصله بين طبقه مستضعف و غني در جامعه حاصل اتخاذ و عملکرد اشتباه است. بايد براي بهبود شرايط اقدامات اساسي انجام و راهکارهاي درستي اتخاذ شود و چرايي روح بسياري از معضلات واکاوي شود و آن زمان است که اين فاصله خواهد شکست.
لايحه بودجه سال آينده چند روز پيش تقديم مجلس شد و خيلي از فعالان اقتصادي بر اين باورند، درباره معيشت و کمکهاي حمايتي به قشر آسيبپذير و دهکهاي پايين جامعه توجه آنچناني نشده است، نظر شما در اينباره چيست؟
بايد بگويم سالهاست بسياري از وعدهها عملي نميشود و متاسفانه ساليان متعددي است که طبقه کارگر تحت فشار مالي زيادي قرار دارد. قطع به يقين بودجه تناقضات بسياري دارد و چگونگي مساله فروش نفت در شرايط فعلي را ميتوان يکي از اين موارد برشمرد. به عبارت دقيقتر با فرض برطرف شدن تحريمها هم فروش مقدار نفتي که پيشبيني شده حداقل تا نيمه اول سال کمي دور از ذهن است و از طرفي نميتوان نياز مالي کشور را صرفا از طريق بورس يا به طرق ديگر تامين کرد، کما اينکه امسال يکي از منابع درآمدي دولت بازار سرمايه بود و برخي مسئولان نسبت به آن اذعان داشتند، اما ديديم که چه بلايي بر سر بورس آمد و اگر سياستها به شکل فعلي باقي بماند مشکلات دو چندان ميشود، چراکه فرق آنچناني بين بايدن و ترامپ نيست که نسبت به روي کار آمدن شخص جديد دلخوش باشيم. بلکه ما بايد در ساليان گذشته برنامهريزي ميکرديم و نسبت به حل مشکلات طبقه ضعيف راهکارهاي درستي را به کار ميگرفتيم و نه آنکه پول تزريق کنيم، به زبان سادهتر گداپروري درست نيست و بايد همسانسازي و توامندسازي انجام شود. به طور حتم مبلغ يارانه فعلي (45 هزار تومان) هم دردي از کسي دوا نميکند و ما بايد به سمت توانمندسازي طبقه آسيبپذير گام برداريم.
اخيرا صحبتهاي مطرح شد که اگر ارز 4200 توماني حذف شود، در ازاي آن يارانه بيشتري به مردم تعلق خواهد گرفت. به نظر شما اين مساله تا چه اندازه تحققپذير است و ميتواند نياز قشر ضعيف اقتصادي را برطرف کند؟
در اينباره اجازه بدهيد مثالي بزنم، آن زماني که جوجههاي يک روزه را دفن ميکردند، خوراک دام روي کشتي در خليجفارس بود و با بهانه اينکه ارز 4200 توماني نيست، ترخيص نشد. 12 روز قبل از اين مورد هم وزارت صمت مجوز صادرات نهادههاي دامي را به کشورهاي همجوار صادر کرد و اين منجر شد تا نهادههاي دامي با ارز 4200 توماني ترخيص شود و با ارز 26 هزار توماني به کشورهاي ديگر صادر شود. اين باعث شد تا جابهجايي وحشتناکي در پول اتفاق بيفتد و خرج زندگيهاي لاکچري شود. متاسفانه از اين موارد و مشکلات زياد است و نبايد از دغدغههاي اقتصادي مردم غافل شد.