شايد در اين روزها مهمترين ضرورت براي افغانستان شکلگيري گفتوگوهاي بينالافغاني و بهدنبال آن ايجاد صلح و ثبات در اين کشور باشد. در گفتوگوهايي که ميان آمريکا و طالبان رقم خورد عملا به هيچکدام از اين موارد توجه نشد و حتي به دنبال آن موضوع آتشبس نيز ناديده گرفته شد. قطعا در اين زمينه بزرگترين ضعف اين بوده است که دولت افغانستان جايگاهي در اين مذاکرات نداشته است و بيشک بايد دولت مرکزي افغانستان همواره يک طرف مذاکرات باشد؛ امري که وزيرخارجه کشورمان نيز بر آن تاکيد کرده است. آنچه در اين ميان حائز اهميت است، اينکه دولت مرکزي افغانستان همواره بايد يک سوي مذاکرات باشد و نميتوان از جانب دولت مرکزي قولهايي به ديگران داد. حمايت ايران در اين عرصه و در اين خصوص شايد بزرگترين کمکي است که در اين سالها انجام شده است. هيچگاه شخصيتهايي همچون خليلزاد نميتوانند اين خلأ را پر کنند؛ بنابراين بايد در سياستهاي خود تجديدنظر کنند. از سوي ديگر در کنار دولت مرکزي افغانستان نياز است تا تمامي گروهها حضور داشته باشند تا يک توافق همهگير شکل گيرد، زيرا بدون توافق همهگير عملا نميتوان انتظار ثبات پايدار در اين کشور داشت. طالبان به عنوان بخشي از اين طرفها در افغانستان از سوي ايران به رسميت شناخته شده است و آنها براي اينکه حسننيت خود را نشان دهند و در افغانستان به رسميت شناخته شوند بايد آتشبس را اعمال کنند؛ امري که هنوز از سوي آنها به صورت کامل اجرا نميشود. مردم افغانستان هنوز به چشم نديدهاند که طالبان ميتوانند در کنار آنها زمينهساز صلح شوند و اين گروه بايد در اين راستا گام بردارد. بايد توجه داشت که در ميان اين جنبههاي امنيتي و سياسي، که مانع ثبات در افغانستان ميشود، اين کشور با چالشهاي اقتصادي زيادي نيز مواجه است. ايران همواره اعلام کرده است که ميتواند همکاري خوبي در اين عرصه با افغانستان داشته باشد تا در وراي سامان دادن به اقتصاد، امنيت نيز به دنبال آن ايجاد شود. در اين ميان نخستين قدم زيرساختهاي کشور افغانستان است که کار را براي شروع در اين عرصه سخت ميکند و ايران نيز همواره در اين عرصه در کنار افغانستان بوده زيرا يک ضرورت دوطرفه است که ميتواند به دنبال ايجاد آن روي ايران نيز نتايج مثبت داشته باشد. ايران همواره قصد سرمايهگذاريهايي در افغانستان داشته است تا هم اشتغال ايجاد کند و هم امنيت پايدار را رقم بزند؛ اما هميشه موانعي در اين عرصه بهوجود آمده و منفعت را از هر دو کشور سلب کرده است. يکي از نمونههاي تلاشهاي ايران، خطآهن خواف- هرات بوده است که بالاخره با پشت سرگذاشتن مشکلات نهايي شده و در آينده نيز نتايج مثبت آن را حتي روي امنيت دو کشور خواهيم ديد.