اخيرا صحبتها درباره احتمال نامزدي علي لاريجاني در انتخابات شدت گرفته است. بهنظر شما ايشان از سمت کدام جريان در انتخابات حضور پيدا خواهد کرد؟
جامعه روحانيت هنوز درباره مصاديق و نامزدهاي انتخاباتي بحثي نداشته است. آنچه تاکنون بحث شده، درباره اصل وحدت و ايجاد ائتلاف است. صحبت از مصداقها و آقاي لاريجاني مطرح نشده است. مجلس در حال تغيير قانون انتخابات است و بايد ديد که در نهايت چه طرحي به تصويب خواهد رسيد و مفاد آن با چه افرادي مطابقت خواهد داشت. هنوز بحثي پيرامون نامزدي آقاي لاريجاني به ميان نيامده است.
جامعه روحانيت مبارز تا چه زماني در خصوص نامزد مورد نظر خود در انتخابات به نتيجه خواهد رسيد؟
اينکه انتخاب نامزدها تا چه زماني مشخص ميشوند، مشخص نيست. بحثهاي مقدماتي در اين خصوص وجود دارد، اول بايد برادري را اثبات کنيد و بعد ادعاي ارث کنيد. جمع اصولگرايان هنوز با يکديگر اجماع نکردهاند، يعني به وحدت و ائتلافي که بتواند پاسخگو باشد، نرسيدهاند. هر جرياني در اصولگرايان ساز خود را ميزند. بايد اين احزاب جمع بشوند تا ببينيم که رفع اين مشکلات تا کي طول ميکشد. اگر اين جريانها منسجم نشوند، توان تصميمگيري از سايرين نيز سلب ميشود، زيرا هر جرياني که تصميم بگيرد، جريان ديگر آن را لغو ميکند. بنابراين بايد اول وحدت، ائتلاف و انسجام به وجود بيايد، تا انتخاب نامزد ممکن باشد. اين موضوع تاکنون صورت نگرفته است.
اصولگرايان نهاد اجماعسازي براي حل اين مسائل ندارند يا مشکل ديگري نيز وجود دارد؟
جرياناتي که قبلا بودهاند، هنوز هستند اما اينکه براي يک حرکت جمعي هماهنگ شوند، محقق نشده است. نميتوان گفت اين موضوع تا چه زماني به طول خواهد انجاميد. شايد در آستانه انتخابات اين اجماع صورت بگيرد اما زمان زيادي نيز تا انتخابات باقينمانده است. بايد تلاش کرد که ابتدا همه اصولگرايان همصدا شوند و ديد که اين مهم تا چه حد به طول ميانجامد تا بتوان تصميم گرفت.
تاثير حمايت جامعه روحانيت بر پيروزي يک نامزد تا چه مقدار ارزيابي ميشود؟
افراد لايق و شايسته بسيارند اما مهم اين است که چه کسي ميتواند آراي مردم را جمع کند. همه مشروعيت دارند و افراد لايق هم در ميان اصولگرايان وجود دارند، هم در ميان اصلاحطلبان اما بحث اين است که مقبوليت اجتماعي بر چه کسي تطبيق پيدا ميکند. اين موضوع که مشروعيت مقدم است يا مقبوليت، هميشه محل بحث بوده است. ما معتقديم که مشروعيت بدون مقبوليت هيچ معنايي پيدا نميکند و به جايي نميرسد. بايد سبک و سنگين کرد که با وضعيت فعلي جامعه چه کسي ميتواند مقبوليت کسب کند. گرانيها، فساد اقتصادي، کرونا و مسائلي از اين دست، فشار زيادي را روي مردم قرار داده است. باتوجه به فشار وارد شده به مردم، جمع کردن آرا روي يک نفر کار بسيار دشواري است. به همين دليل بايد دقت بسياري کرد و کسي را نامزد انتخابات کرد که بتواند مشکلگشا باشد، نه اينکه روال گذشته را ادامه بدهد. محصول روال گذشته، وضعيتي است که اکنون داريم. روحاني زحمات زيادي کشيده و کارهاي بزرگي انجام داده است اما واقعيت اين است که معيشت مردم آسيب ديده است. زماني که شکمها خالي باشد، افراد متوجه دين نميشوند. لذا کساني بايد نامزد انتخابات باشند که بتوانند اين مشکلات مردم را حل کرده و چرخ اقتصاد را به نحوي بچرخانند که ضمن رشد اقتصادي، معيشت مردم نيز در نظر گرفته شود. فردي بايد در انتخابات نامزد شود که تدبير لازم را داشته باشد، پيدا کردن اين فرد نيز کار آساني نيست. به همين دليل مشروعيت وجود دارد اما سخت ميتوان گفت که افراد مقبوليت نيز دارند.
از ديدگاه شما حضور مجدد افراد تکراري مانند آقايان رضايي و جليلي در انتخاباتها حاصلي داشته و ميتواند به صلاح کشور باشد؟
نميدانم که اکنون پسند مردم چيست. مردم از همه جريانها گله دارند. با اين گلايهاي که مردم دارند، بايد ديد در ميان همين افراد تکراري، مديريت قبلي چه فردي بيانگر کارآمدي او است. اگر اين افراد تکراري نيز در ميان مردم در حدي مقبوليت داشته باشند که مردم بتوانند بر اساس سابقه مديريت پيشين اين چهرهها به آنها اعتماد کنند، ايرادي وجود ندارد اما اگر مردم تشخيص بدهند که اين افراد در گذشته کاري نکردهاند، پس در آينده چه کاري ميتوانند انجام دهند؟ اين يک مشکل است. به همين دليل بايد به فهم جامعه نگاه کرد که آيا مردم خاطره خوشي از اين افراد تکراري دارند؟ اگر خاطره خوشي وجود دارد، کسي که در گذشته موفقيت داشته است، بهتر از فردي بيتجربه است. کسي که تجربه مديريت ندارد و آزموده نشده، بايد اول کسب تجربه کند. اين به مردم بستگي دارد که گذشته نامزدها را پاسخگوي نياز خود ببينند يا اعتماد نکنند. کسي که تجربه دارد، بهتر از کسي است که تجربه ندارد.
زمزمههايي از حــضور احتمالي قاليباف در مجلس به گوش ميرسد، آيــا رها کردن مجلس به قصد رسيدن به دولت به صلاح کشور خواهد بود؟
قاليباف در شهرداري و نيروي انتظامي حضور داشته است. او در نيروي انتظامي فردي کاملا موفق بود. سوابق قاليباف در جبهه نيز مثبت بوده و فرمانده موفقي است که اقدامات نيکي انجام داده است. از سمت ديگر در خصوص فعاليت او در شهرداري، ممکن است نقص و عيب در ذهن مردم باشد اما در اين مدت تحولاتي در شهرداري رخ داد. اگر آن تحول مورد پسند مردم باشد، معتقدم قاليباف صلاحيت داشته و در آينده ميتواند در حوزه کار اجرايي فعاليت کند.