استراتژي اصلاحطلبان درباره آينده در قبل و بعد از انتخابات رياستجمهوري آمريکا چه تغييري کرده است؟
هنوز براي تعيين دقيق استراتژيهاي انتخاباتي تصميم مهمي در جريان اصلاحات گرفته نشده و معمولأ تصميمات در زمان برگزاري انتخابات و با در نظر گرفتن اتفاقاتي است که در فضاي سياسي ايران رخ ميدهد. اين وضعيت درباره اصولگرايان نيز وجود دارد و اين جريان نيز تصميمات مهم خود را در آستانه برگزاري انتخابات ميگيرد. تا زماني که به صورت دقيق مشخص نشود چه کساني در صحنه حضور دارند و رويکرد شوراي نگهبان نسبت به اين افراد به چه صورت است نميتوان به صورت دقيق در اين زمينه اظهارنظر کرد.آنچه تاکنون در جريان اصلاحات مشخص شده اين است که ديدگاههاي مختلف مطرح شده است. به همين دليل در شرايط کنوني استراتژيهاي مختلفي در جريان اصلاحات در حال بررسي است.گروهي در جريان اصلاحات به دنبال گزينه حداکثري هستند و معتقدند اصلاحطلبان بايد در شرايطي در انتخابات حضور پيدا کنند که يک گزينه صددرصدي در انتخابات حضور داشته باشد.اين گروه براين باورند که اگر گزينه آنها مورد تأييد شوراي نگهبان قرار نگرفت با مردم سخن بگويند و عنوان کنند تکليف خود را انجام دادهاند اما با موانع نظارتي مواجه شده است.گروه ديگري در جريان اصلاحات وجود دارد که همچنان به دنبال ائتلاف با چهرههاي معتدل جريان اصولگرايي هستند و ائتلاف را منتفي نميدانند.گروه ديگري نيز وجود دارد که براين باورند که اگر شرايط حضور يک گزينه مطلوب در انتخابات وجود نداشت بايد از کسي حمايت کرد که پيشينه اصلاحطلبي دارد.در شرايط کنوني همه اين ديدگاهها در جريان اصلاحات مطرح است. با اين وجود اينکه در نهايت جريان اصلاحات چه تصميمي بگيرد نياز به زمان و تحولات ماههاي منتهي به انتخابات رياستجمهوري دارد. تجربه تاريخي نشان داده انتخابات در ايران همواره به دقيقه 90 کشيده ميشود و به همين دليل نميتوان نسبت به آينده يک برنامهريزي دقيقي انجام داد.اين وضعيت درباره اصلاحطلبان به دليل اينکه دستشان باز نيست پررنگتر است.
در بين ديدگاههاي موجود در جريان اصـلاحــات کـدام ديــدگاه مـحوريــت بيشتري دارد؟
هنوز نميتوان عنوان کرد يکي از اين ديدگاه بر بقيه غلبه پيدا کرده و محوريت دارد. واقعيت اين است که هنوز جريان اصلاحات به صورت جدي درباره اين ديدگاه بحثي انجام نداده است. با اين وجود هر کدام از اين ديدگاهها داراي حامياني در بين طيفهاي مختلف اصلاحطلبي است. نکته مهمي که در اين زمينه وجود دارد، اين است که يک طرف انتخابات رياستجمهوري جريانهاي سياسي هستند و طرف ديگر شوراي نگهبان و رويکردي است که درباره تأييد صلاحيتها در پيش خواهد گرفت. در شرايط کنوني سوال مهم اين است که آيا نهاد نظارتي به شکلي عمل خواهد کرد که فضاي انتخابات آينده رقابتيتر باشد يا مانند انتخابات مجلس گذشته خواهد بود؟ اين مسأله از حوزه اختيارات جريان اصلاحات و گروههاي سياسي خارج است. واقعيت اين است که نتيجه انتخابات رياستجمهوري آمريکا پيامدهاي مثبتي در فضاي سياسي ايران به وجود آورده است. به هر حال افرادي براي حضور در انتخابات آينده در حال رصد فضاي سياسي و تحولات داخلي و خارجي بودهاند. به همين دليل حضور بايدن در کاخ سفيد يک شوک مثبت به فضاي سياسي و اقتصادي ايران وارد کرده است. با اين وجود چالشهاي اصلي در داخل کشور است.اينکه بستر حضور مردم در انتخابات به چه ميزان فراهم خواهد شد حائز اهميت است. در چنين شرايطي است که جريانهاي سياسي ميتوانند با قدرت وارد صحنه شوند و مردم را دعوت به حضور در انتخابات کنند.
چرا در حالي که گزينههاي اصولگرايي خود در فضاي سياسي مطرح ميکنند اين وضعيت در جريان اصلاحات رخ داده هنوز هيچکس از جريان اصلاحات خود را مطرح نکرده است؟
اصولگريان هنوز در خوشباوري انتخابات مجلس هستند و براساس آن، چنين رفتاري را از خود بروز ميدهند.اين در حالي است که انتخابات مجلس گذشته غيررقابتي برگزار شد و بسياري از چهرههاي اصلاحطلب همان ابتدا توسط نهادهاي نظارتي ردصلاحيت شدند.در چنين شرايطي است که اصولگرايان گمان ميکنند با همين وضعيت در انتخابات رياستجمهوري مواجه خواهند بود. اصولگرايان احساس ميکنند فضاي انتخابات آينده نيز احتمالأ غيررقابتي خواهد بود و به همين دليل پيروزي خود را نزديک ميبينند.در اين شرايط اصولگرايان در درون جريان خود به دنبال رسيدن به بهترين گزينه هستند و رقابتهاي درونگروهي را دنبال ميکنند.به همين دليل نيز گمان ميکنند اگر در جريان خود به بهترين گزينه برسند پيروزي آنها در انتخابات قطعي خواهد بود. بنده معتقدم اين رويکرد غيرواقعي است و در نهايت به نتيجه نخواهد رسيد. اصولگرايان به اشتباه خود را پيروز انتخابات آينده ميدانند و به همين دليل نيز گزينههاي مختلف اين جريان خود را در فضاي سياسي ايران مطرح ميکنند.اصولگرايان گمان ميکنند کار انتخابات از امروز تمام شده است و آنها با خيال راحت پس از دولت آقاي روحاني يک دولت اصولگرا شکل خواهند داد.اين در حالي است که به احتمال زياد بسياري از معادلات انتخاباتي اصولگرايان به هم خواهد خورد. اين وضعيت براي اصلاحطلبان تازگي ندارد و حدود 30 سال است که اصلاحطلبان نميتوانند با اطمينان صد درصد در انتخابات گزينههاي خود را ارائه کنند.در طول اين سالها اصلاح طلبان همواره در حالت ترديد و نگراني قرار داشتهاند. به همين دليل اصلاحطلبان به اين وضعيت عادت کردهاند. در کشور 80 ميليون نفر زندگي ميکنند و همه اين افراد حق دارند در سرنوشت خود نقشآفريني کنند.همه بايد احساس کنند صاحبخانه هستند و صداي آنها شنيده ميشود.ما بايد مردم را باور داشته باشيم. اين مردم بودند که انقلاب کردند،جنگ کردند و همه سختيها را تحمل کردند.به همين دليل نبايد به شکلي رفتار کنيم که مردم احساس کنند براي آنها تعيينتکليف شده و کانديداي مشخصي در معرض آراي آنها قرار گرفته است.قانون به همهجوانب اين قضيه فکر کرده است. قانون اساسي، شوراي نگهبان را موظف کرده که اگر حق فردي در هيأتهاي اجرائي ضايع شد از اين حق دفاع کند و اجازه بدهد چنين فردي در انتخابات حضور پيدا کند. با اين وجود متأسفانه رويکرد ديگري در پيش گرفته شده و به دنبال بهانه براي حذف کردن است. اغلب اين حذف کردنها نيز به دليل بهانههاي کلي صورت ميگيرد؛ بهانههايي که سنجشپذير نيست.
چه اتفاقاتي ممکن است خوشباوري اصولگرايان را در آينده تغيير بدهد؟
سياستورزي در ايران دقيق روي ريل منطقي خود قرار ندارد. در کشورهاي توسعهيافته کنشهاي سياسي در چارچوب تعريف شده خود انجام ميشود. اين در حالي است که در ايران چنين وضعيتي وجود ندارد. نکته ديگر اينکه اصولگرايان فکر ميکنند در فضاي سياسي ايران داراي پوئنهايياند که اصلاحطلبان فاقد آن هستند. اين باور نيز در بين اصولگرايان شکل گرفته است. امروز يکي از مهمترين دغدغههاي اصلاحطلبان رويکرد نظارتي در مقابل گزينههاي مطرح شده است. اين در حالي است که اصولگرايان فاقد چنين دغدغههايي هستند و احساس ميکنند گزينه هاي مورد نظر آنها به راحتي از موانع نظارتي عبور خواهند کرد.نکته ديگر اينکه دستگاه تبليغاتي اصولگرايان قويتر است و آنها با اختياري که دارند قدرت تأثيرگذاري بيشتري دارند. اين شرايط اين امکان را به اصولگرايان ميدهد که با ثبات بيشتري براي آينده برنامهريزي کنند.جريان اصلاحات از چنين مواهبي برخوردار نيست و همواره با تنگاهاي سياسي مواجه بوده است.اصولگرايان گمان ميکنند داراي امتيازات دائمي هستند که جريان رقيب از آن بيبهره است.با اين وجود شرايط انتخابات در ايران شرايط خاص است و ممکن است در آستانه برگزاري انتخابات اتفاقاتي در کشور رخ بدهد که همه معادلات سياسي را به هم بزند. جريان اصلاحات به دنبال اين است که چه مسيري در پيش بگيرد که هزينه تغييرات آينده کشور را کاهش بدهد. اينکه ديگران در اين زمينه چه رويکردي در پيش گرفتهاند ارتباطي به جريان اصلاحات ندارد.جريانهايي که طرف ديگر معادله قدرتند آبستن اتفاقات مختلفي هستند. از جمله اينکه در طرف مقابل يکپارچگي مشاهده نميشود. نکته حائز اهميت اين است که در تحولات کشور عوامل ديگري نيز وجود دارد که به صورت پنهاني در تصميمات کشور دخالت ميکند. به همين دليل اگر جريانهاي سياسي براي آينده خود برنامهريزي کنند اين عوامل اجازه نميدهد آن برنامهها در عمل کامل اتفاق بيفتد.
آيا مجمع روحانيون مبارز در شرايطي که شوراي عالي سياستگذاري در وضعيت بلاتکليفي قرار دارد تلاش ميکند به عنوان کانون اجماعساز در جريان اصلاحات عمل کند؟
شوراي عالي سياستگذاري پس از استعفاي آقاي عارف و موسويلاري جلسهاي برگزار نکرده است.در شرايط کنوني شوراي هماهنگي جريان اصلاحات فعال است که در شرايط شيوع ويروس کرونا بيشتر به صورت مجازي جلسه برگزار ميکند. در چنين شرايطي مجمع روحانيون مبارز فعالتر از گذشته فعاليت ميکند که نکته مثبتي است و بايد به فال نيک گرفت.به صورت طبيعي هر گروهي که به دنبال اجماعسازي در جريان اصلاحات باشد قابل احترام است. اين وضعيت درباره مجمع روحانيون مبارز نيز وجود دارد.اين تشکل سياسي از ماده10 احزاب مجوز دارد و به صورت قانوني فعاليت ميکند. در گذشته فعاليتهاي مجمع روحانيون مبارز مانند امروز نبود و فعاليت کمتري داشت. نکته حائز اهميت اينکه مجمع روحانيون مبارز قرار نيست تنها يک نهاد موازي با جريان اصلاحات باشد؛ بلکه به دنبال اين است که در درون جريان اصلاحات فعاليت کند.واقعيت اين است که مجمع روحانيون مبارز همواره در بين طيفهاي مختلف اصلاحطلبي داراي احترام بوده است.
چه گروههايي در جريان اصلاحات از رويکرد ائتلاف انتخاباتي حمايت ميکنند؟ آيا گروههايي که در انتخابات مجلس ليست انتخاباتي دادهاند در انتخابات آينده نيز روي ائتلاف متمرکز خواهند بود؟
در فضاي سياسي هر امکاني وجود دارد و بايد همه احتمالات را در نظر گرفت.نکته مهم اين است که تا زمان برگزاري انتخابات اتفاقات زيادي در کشور رخ خواهد داد. اصلاحطلبان به دنبال اين هستند که با گزينه واحد اصلاحطلب در انتخابات حضور پيدا کنند. اينکه اين موضوع محقق خواهد شد يا خير به شرايط انتخابات بستگي دارد.به همين دليل جريان اصلاحات بايد آمادگي و انعطاف لازم را براي هر شرايطي داشته باشد. در شرايط کنوني همه اميدها به بدنه جوان جريان اصلاحات است که مطالبهگر و پيگير است. بنده اميدوارم نسل جديد بتواند جريان اصلاحات را بازسازي کند و کنشگري و تأثيرگذاري جريان اصلاحات را در ساحت سياسي ايران ادامه بدهد. نبايد نسبت به آينده با نااميدي نگاه کرد. با اين وجود بايد يک پالايش جدي در جريان اصلاحات صورت بگيرد. در شرايط کنوني جريان اصلاحات با چالشها و مشکلاتي مواجه شده که بايد از اين چالشها عبور کنند، در غير اين صورت تشکلهاي اصلاحطلب به دنبال رويکرد جديدي به جز وضعيت کنوني خواهند بود.
برخي حاميان آقاي قاليباف مدعي هستند احتمال حضور وي در انتخابات جدي است. ارزايابي شما از حضور ايشان در انتخابات چيست؟
آقاي قاليباف احساس ميکند به عنوان رئيسجمهور ميتواند نقش موثري ايفا کند. به همين دليل نيز احتمال حضور وي در انتخابات وجود دارد.اما به نظر ميرسد بين تحليلهاي اين طيف با واقعيتهاي جامعه فاصله وجود دارد. اگر قرار است کسي در انتخابات رياستجمهوري حضور پيدا کند بايد تلاش کند واقعيتهاي جامعه را درک کند.در مرحله بعدي مردم بايد تعيينکنند چه کسي در انتخابات پيروز خواهد شد.به همين دليل ميزان مشارکت مردم در انتخابات آينده تعيينکننده خواهد بود.