ادامه از صفحه اول/ تفکري است که سيستم ضد جاسوسي آن در جستوجوي جاسوسان در ميان کراواتيها، بدحجابها و منتقدان است! درحاليکه ورود چنين افرادي حتي بهعنوان اربابرجوع به بعضي ادارات و سازمانهاي دولتي معمولي بعضا با مشکل مواجه ميشود، چطور ممکن است اين سنخ افراد که مغاير بودن شرايط و ظواهرشان با معيارهاي رسمي پذيرش نظام کاملا تابلو است، به سازمانها و نهادهاي حساس نفوذ کنند؟ منتقدي آزاده که از سر دلسوزي به قصد اصلاح امور منتقد عملکرد مقامات و نهادهاست و با علم به هزينهزا بودن انتقاد کردن، قبول محروميت از بعضي حقوق اجتماعي خود مثل استخدام در سازمانهاي دولتي و عدم دريافت پاداش بابت منتقد بودن، همچنان اصرار به انجام تکليف شرعي، اخلاقي و ملي خود در قبال کشور را دارد، منطقا بايد بيشتر مورد استقبال قرار گيرد تا چاپلوسي که با تاييد بيچونوچراي عملکرد صاحبان قدرت با رياکاري فقط در پي حفظ منافع خود است، اما فعلا بر اساس رويه جاري چاپلوسان قدر مييابند و منتقدان طرد ميشوند. تا زماني که منحصرا معيار خودي و معتمد بودن، صرفا داشتن ظاهري متشرع، عامل بودن به مناسک ديني و وفاداري به نظام است و حوزه استحفاظي براي بستن راه نفوذ نفوذيها طرد منتقدان و تمرکز بر کراواتيهاست، هر جاسوسي با تظاهر غليظ به معيارها مورد قبول و دوري کردن از معيارهاي غيرقابلقبول قادر است بهراحتي در حساسترين نهادها و سازمانهاي ما جا خوش کند.