بستن
کد خبر: ۱۰۰۳۳۸۳

زندگی مجازی

زندگی مجازی
رضا فکری داستان‌نویس

 

 

 

دنياي ما روز به روز بيشتر به تسخير رسانه‌ها درمي‌آيد و انگار دنياي مجازي هرروز با ولعي بيشتر از پيش، دنياي حقيقي را مي‌بلعد و انسان ناگزير از چنين زندگي پر‌چالش و پيچيده‌اي است. «تاريکي معلق روز» نيز بر بستر چنين فضايي نوشته شده؛ رماني که با چند شخصيت محوري و روايتي چندلايه کشمکش‌هاي زندگي امروزي را ميان دو دنياي حقيقي و مجازي به تصوير مي‌کشد.

تمام ابعاد زندگي شخصيت‌هاي اصلي داستان، ايما، دانيال، آتنا، پريسا و يوسف سرلکي با رسانه گره خورده است. گويي بدون رسانه، فلسفه زندگي‌شان ناقص مي‌ماند؛ آدم‌هايي که پيروزي‌ها و شکست‌‌هايشان، سرخوردگي‌ها و اميدهاشان و حتي تک‌به‌تکِ مشکلات‌ زندگي روزمره‌شان را در فضاي مجازي منعکس مي‌کنند و آن را يگانه ناجي و گره‌گشا و تنها خانه‌ واقعي خود مي‌دانند. آنها در قاب رسانه است که خودِ واقعي‌شان را مي‌بينند و براي افشاي حقايق هم تنها رسانه را محرم خود مي‌دانند. بيشترِ آنچه که به شکل اعتراف از اين شخصيت‌ها مي‌بينيم در وبلاگ يا پيام‌هاي مجازي‌شان انعکاس مي‌يابد. رسانه آنقدر در زندگي‌شان پررنگ است که بي‌آن حتي با دنياي حقيقي هم نمي‌توانند به‌درستي ارتباط برقرار کنند. حتي جذابيت‌هاي ظاهري و تنانه‌گي‌شان در سايه‌‌ چنين فضايي تعريف مي‌شود. به‌طور مثال آتنا زيبايي خواهرش را در سايه‌ آدم‌هايي که در رسانه خبرشان منعکس مي‌شود (که مهم‌ترين‌ آنها، رهانا، دختر مبارز کوباني است)، تعريف مي‌کند. ايما نيز ظاهر يوسف سرلکي را از پسِ همان فضاي مجازي تصور مي‌کند و از همين مسير به او علاقه‌مند مي‌شود.

هرچه شخصيت‌هاي داستان در فضاي رسانه‌اي غرقه‌تر مي‌شوند، تصوير خودشان در جهان مجازي و بازخوردها و منافعي که از آن نصيبشان مي‌شود نيز اهميت بيشتري پيدا مي‌کند. اگرچه که هرچه پيشتر مي‌روند، منزوي‌تر و تنهاتر مي‌شوند و از اين سفر دست خالي برمي‌گردند. آنها با اينکه در دنياي واقعي نمي‌توانند با انفعال و استيصال خود روبه‌رو شوند، در دنياي مجازي هم چيز چنداني گيرشان نمي‌آيد و همگي به نقطه‌اي يکسان مي‌رسند که همانا سلطه‌ دروغ در هر دو فضاي مجازي و حقيقي است.

شخصيت‌هاي «تاريکي معلق روز» بسيار يادآور فيلم «شبکه» سيدني لومت هستند؛ آدم‌هايي که با گسترش رسانه و افزايش اقبال جامعه به آن درصدد ايجاد جذابيت بيشتر در خبرهاي خود هستند تا مخاطب را با عطش بيشتري با خود همراه کنند. آنها در کوچک‌ترين جزئيات خبر مبالغه مي‌کنند يا حتي خبر جعل مي‌کنند و درنهايت از زندگي شخصي خود هم براي بقاي خود در صدر رسانه مايه مي‌گذارند. مدير شبکه در اين فيلم حتي در خصوصي‌ترين لحظات زندگي‌اش هم از فکر جذب مخاطب بيرون نمي‌آيد و حاضر است خصوصي‌ترين اتفاقات زندگي خودش را هم دستمايه‌ توليد خبر کند. وقتي جنون همکارش از اين همه فريب در شبکه به اوج مي‌رسد، او از همين جنون هم به‌عنوان خوراک خبري استفاده مي‌کند. در «تاريکي معلق روز» نيز شخصيت‌ها از اين دست ويژگي‌ها کم ندارند. مثلا مريم افتخاري مدير سايت خبري حتي حاضر است براي از دست‌ندادن جايگاه خود در رسانه، عکس‌هاي خصوصي با نامزد سابقش پخش شود. او حتي به دانيال دانشور، سردبير سايتش توصيه مي‌کند که براي نگه‌داشتن جاي خود در رسانه از واردشدن اطلاعات خصوصي زندگي‌اش در دنياي خبر و جنجال‌هاي رسانه‌اي ابايي نداشته باشد.

رمان با اين که عوارض رشد مهارناپذير غول رسانه را به وضوح به تصوير مي‌کشد، اما وقتي پاي تقابل دنياي رسانه و دنياي واقعي به ميان مي‌آيد و در مسير انعکاس مشکلات گريبان‌گير جامعه‌ امروز پيش مي‌رود، مدام در دام تکرار مي‌افتد و مساله‌هايي از جمله دشواري‌هاي شغل خبرنگاري، تداخل مرزهاي حريم خصوصي و عمومي، اسيدپاشي و مشکلات جانبازان، وجهي شعاري مي‌يابد. با اينکه هر کدام از شخصيت‌ها در اين حيطه با نفي ديگري براي اثبات خويش قدم برمي‌دارند، اما عمدتا به‌جاي دادن تصويري داستاني از خود، به سمت فلسفه‌بافي سوق داده مي‌شوند. هم‌چنين ترسيم چارچوب روابط دايره‌وار که لزوما و به شکلي ناگزير اصرار بر اتصال تمامي شخصيت‌هاي اصلي و فرعي به هم دارد و تصادف‌هايي که چنين زنجيره‌اي را تقويت مي‌کند، روح داستان را از برانگيختن همراهي مخاطب دور مي‌سازد. در واقع اگرچه که «تاريکي معلق روز» قرار است سرگرداني آدم‌ها را در چالش ميان جهان رسانه و جهان حقيقي ترسيم کند و شواهد بسياري را هم در جهت انطباق با وضعيت دنياي امروز در داستان وارد مي‌کند، اما در به‌تصويرکشيدن رابطه‌‌ منطقي ميان اين دو فضا و نمايندگي‌کردن معضلات آدم‌هاي واقعيِ سرگشته‌ ميان اين دو، چندان موفق عمل نمي‌کند.

 

نام کتاب: تاريکي معلق روز

نويسنده:‌ زهرا عبدي

ناشر: چشمه

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی