برخي بعد از آنکه مجلس را با راي حداقلي بهدست آوردند، به دنبال قوه مجريه هستند. اين گروه سياسي با هر دولتي که همسو با آنها نباشد، مخالف است. از سوي ديگر برخي گروههاي سياسي ميخواهند اگر اين بازي نتيجهبخش است، خودشان گل بزنند و کاپيتان هم خودشان باشند. اين موضوع چندان مهم نيست، نتيجه اهميت دارد اما نبايد با کش دادن بحرانهاي اقتصادي مردم را اذيت کنيم. در حالي نمايندگان، پروژه و طرحهاي مختلف مطرح ميکنند که دولت منابعي در اختيار ندارد. ما ابتدا بايد مسائل زيربنايي را حل و از تبليغات سياسي براي خود استفاده نکنيم و با مردم صادقتر باشيم. وقتي به تيم آقاي ظريف انتقاد ميکنند، بايد به آنها گفت، شاخصهاي مورد نظر براي عملکرد مطلوب از تيم مور نظر را مشخص کنند. در اين زمينه کافي است تيم آقاي جليلي (در مذاکرات هستهاي) را با تيم آقاي ظريف مقايسه کنند. هرچند نتيجه براي همگان آشکار است اما صحبت از برخي مسائل هرچند مخالف منافع حزبي و جناحي، خطاست. اما مساله اصلي که دولت در سالهاي اخير گرفتار آن شده موضوع تحريمهاي جهاني عليه ايران است که کشور را به چالشهاي متعددي وارد کرده است. مساله بعدي نوسانات اقتصادي در کشور است که روزبهروز به مشکلات مردم ما افزوده ميکند. اينکه چرخه اقتصادي در کشور راه بيفتد بستگي به بودجه و آزاد بودن فضاي تجارت دارد. بايد طوري رفتار کنيم که کشور از زير فشارهاي اقتصادي رهايي پيدا کند و فضاي باز اقتصادي فراهم شود. ما بايد براي فراهم کردن بعضي از کالاهاي سرمايهاي خود با آن سمت مرزها ارتباط برقرار کنيم و بتوانيم در حوزه فناوري و پيشرفت آن ارتباط داشته باشيم. برخي شخصيتهايي که در دولت وجود دارد، تحولگرا يا توسعهگرا نيستند. آقاي روحاني هم با وجود اين تحريمهايي که انجام شده و آمدن ترامپ در کاخ سفيد و با بدشانسيهايي که انجام شد کمي اميد خود را از دست داد. همه کساني که در اين مدت اخير عليه دولت تندروي کردند و در مذاکرات سنگ انداختند باعث شدند که تحريمهاي ايران چند برابر شود. همه اين مسائل در شرايط کنوني کشور مقصر بوده و دولت روحاني هم همه گزينههاي خود را براي برونرفت از وضعيت کنوني اجرا کرده است. اين دولت سعي دارد تا با گنجايش داخلي ماههاي آخر را سپري کند و تمام تلاش خود را براي مذاکره با کشورهاي اروپايي انجام داده است.