تقريبا 10 روز پيش بود که «فکري» با من تماس گرفت. او از من بهخاطر اينکه کادرفني او را کاملا استقلالي دانسته بودم، تشکر کرد و از من دعوت کرد تا به تمرين تيمش بروم، اما من بهخاطر خطراتي که کرونا دارد و کاربنايي که در شمال دارم، دعوت او را قبول نکردم. همان روز به «فکري» گفتم که اگر ميخواهد در استقلال موفق باشد، بايد از تمام ظرفيتهاي موجود استفاده کند. با يکسري با دعوا به خواستهاش ميرسد و با يکسري از طريق دوستي و رفاقت به هدف خود ميرسد. معمولا حق خيلي از بازيکنان در استقلال خورده ميشود و او نبايد در ميدان دادن به نفرات خود بهنامها توجه کند. با اين وجود تا اينجا عملکرد استقلال با محمود فکري و مربيان کادرفنياش قابل قبول نبوده و قطعا اين تيم نياز به تحولاتي دارد که سرمربي تيم بايد با تصميمات جسورانه اجرايي کند. من يکي از منتقدان علي فتحا...زاده بودم، چرا که خيلي به پيشکسوتان فضايي نداده بود، ولي با توجه به شرايطي که در حال حاضر در استقلال ميبينم به اين نتيجه رسيدهام او بهتر از مديراني بود که در اين سالها در استقلال کار کردهاند. اگر سال گذشته هم استعفا کرد بهخاطر آن بود که اجازه کار به او داده نميشد. بارديگر ميگويم تمامي کارهاي فتحا...زاده کامل نبود و عيبونقص داشت که قابل رفع بود. در سالهاي اخير زماني اين فرصت شد تا در وزارت ورزش حضور داشته باشم و پيش آقاي جهانيان که جزو اعضاي هياتمديره بود از نزديک شاهد بودم که وقتي در وزارت بهدنبال مديرعامل استقلال بودند و کسي را پيدا نميکردند، به اين نتيجه رسيدند که بهرام افشارزاده در شرايطي قرار دارد که ميتوان به او مسئوليت داد و از سرناچاري او را که در کميته ملي المپيک بود بهعنوان مديرعامل استقلال برگزيدند. افشارزاده هم پس از مدتي نتوانست در استقلال بماند چون از جنس اين باشگاه نبود. البته که من قدرت مديريتي او را در کميته ملي المپيک هيچوقت رد نميکنم. وقتي اميرحسين فتحي مديرعامل بود هم گفتم رعايت قانون در انتخاب مديرعامل باشگاه استقلال انجام نميشود. اين موضوع در باشگاه پرسپوليس هم همينطور است. قبل از آنکه هياتمديره تعيين شود و آنها مديرعامل را مشخص کنند، از سوي وزيرورزش مديرعامل انتخاب ميشود و اين در حالي است که هياتمديره ناقص است و مدتها هم اين روند ادامه دارد که به باشگاه آسيب ميزند.