آيا مجلس يازدهم از سر تقابل با دولت وارد شده است؟
اين مسأله بايد به دو صورت مورد بررسي قرار گيرد؛ اول موضوع شکل قانوني اين مساله است که برابر با تبصره 1 قانون مدني مصوبات مجلس توسط رياست آن به دولت ابلاغ ميشود. اگر دولت مصوباتي که توسط مجلس براي آنها ارسال ميشود را ظرف 72 ساعت ابلاغ نکند، رئيس مجلس ميتواند مصوبه را به روزنامه رسمي حق انتشار ابلاغ کند. وقتي که رئيسجمهور قانوني که مصوب شده را ابلاغ نميکند رئيس مجلس طبق قانون دستور صادر شدن آن را ميدهد، البته اين مساله در دوران محمود احمدينژاد هم سابقه دارد و در آن موقع هم دولت با مجلس اختلافاتي براي اجراي قانون داشتند. اين مساله در دوران رياست جمهوري آقاي احمدينژاد، رئيس دولت اصلاحات و هاشمي رفسنجاني هم سابقه دارد و البته در زمان بنيصدر نيز ما شاهد بوديم که وي مصوبه مجلس را ابلاغ نميکرد و اين مسأله باعث شد که به قانون مدني تبصرهاي را اضافه کنيم. اين مطالب که عرض کردم شکل قانوني اين موضوع است و اما شکل ديگر اين اتفاق را بايد بهطور ديگري بررسي کنيم. ماهيت فعاليتهاي مجلس يازدهم را بايد اينطور بررسي کنيم که ما داراي مجلس يکدستي هستيم و مجالس ما هم شکل انقلابيگري به خود گرفتهاند. نمايندگان مجلس به باور من هنوز در دوره مناظرات و دوره تبليغات ماندهاند. البته رئيس مجلس جديد در تلويزيون برخي صحبتهايي انجام ميدهند که جاي تامل دارد و نمايندگان حرفهايي ميزنند و حتي درخواست ميکنند که رئيس جمهور را اعدام کنيد. اينها مسائل حاشيهاي است که برخي نمايندگان مجلس يازدهم به آن مي پردازند و به جاي اينکه به فکر قانونگذاري باشند در بيرون از گود سپري ميکنند. اين نمايندگان هنوز در دوره تبليغات سير ميکنند و به فکر مشکلات مردم در حد مطلوب نيستند. من يقين دارم که اين قوانين پوپوليستي که ما در جامعه پول تزريق کنيم براي جامعه مفيد نيست. تزريق پول در جامعه مساله اي است که هوگو چاوز در زمان احمدينژاد به سياست جمهوري اسلامي اضافه کرد و اين اتفاق سالها است که باعث تورم در جامعه شده است. اين تورمي که در کشور درست شده به خاطر اين است که در جامعه پول بدون برنامه تزريق ميکنيم و نميآييم طوري آن را در جامعه خرج کنيم که باعث برطرف کردن بيکاري شود و در مسائل عمراني کشور کمک کنيم. ما در کشور داراي قوانين کمي هستيم و بايد در اجراي آن بازنگري کنيم. مانند مساله پروتکل الحاقي که در روزهاي اخير توسط مجلس يازدهم ابلاغ شد و شوراي امنيت اعلام کرد که برگشت ايران از تعهدات خود با ما هماهنگ شده است. دولت بهصورت واضحي اعلام کرد که اجراي اين قانون باعث ميشود که تامين منافع ايران در جهان سخت شود و بايدن نيز بتواند براي اجماع عليه منافع ما فعاليت کند. تصويب اين طرحها در شرايطي که کشور دچار مشکلات فراواني است تماما به ضرر مردم ايران تمام خواهد شد و بيان دولت روحاني هم اين است که در صورتي که ايران از تعهدات خود در قبال اجراي برجام کوتاهي کند، باعث خواهد شد که دولت جديد آمريکا از اختلافات داخلي سوءاستفاده کند و احتمال آن وجود دارد که در آينده اگر مذاکراتي بين آمريکا و ايران اتفاق بيفتد ، امتيازات بيشتري از ايران بگيرند.
فکر ميکنيد در ماههاي آخر دولت دوازدهم روابط دولت و مجلس به چه سمتي خواهد رفت؛ اختلاف آنها بيشتر خواهد شد يا در ماههاي آينده شاهد تعامل قوا خواهيم بود؟
ما در 6 ماهه آخر دولت روحاني متاسفانه شاهد درگيريهاي زيادي بين دولت دوازدهم و مجلس يازدهم خواهيم بود و من پيشبيني ميکنم که اين اختلافها در ماههاي آينده افزايش پيدا کند. آقاي قاليباف و همفکران آن به دولت انتقاد ميکنند که شما مشکلات اقتصادي را سامان نداديد. در برنامه چند روز اخيري که مجلسيها در تلويزيون حضور داشتند و ميگفتند که ساليانه در کشور ما مثلا چندميليارد تومان کالا قاچاق ميشود و اگر آن را بهصورت دقيق مديريت کنيم بسيار جلو خواهيم بود. بنده از آقاي قاليباف سوال ميکنم که شما در زماني که رئيس مبارزه با قاچاق کالا بوديد چرا با اين مساله برخورد نکرديد. ميدانيد که اين صحبتها بهصورت مقطعي در افراد عادي تاثيرگذار است. عدهاي بدون بررسي منابع ملي و برنامهريزي براي اجراي آن قانون ابلاغ ميکنند. منابع قانونهايي که مجلس تصويب ميکند را بايد دولت تامين کند و نميشود فقط قانون تصويبکرد. آقاي بيژن زنگنه اعلام کردهاند که پرداخت يارانهها به مردم براي ما بسيار سخت است. با وجود اين طرحها در کشور ما مشکلات بيکاري و اشتغال و... حل نشده است و مشکلات مردم را حل نکرده است. سالها است که دولت به مردم يارانه پرداخت ميکند و در جامعه پول تزريق ميکند و اين مسأله فقط تورم در جامعه ايجاد کرده است. من پيشبيني ميکنم که در ماههاي آينده تقابل بين دولت و مجلس افزايش پيدا کند و از نوع ادبيات خوبي بين مسئولان استفاده نخواهد شد. ادبيات هولکي که بين دولت و مجلس ادامه دارد بيشک در ماههاي آينده هم ادامه خواهد داشت. مردم در اختلافات که بين قوا وجود خواهد داشت ضرر را خواهند کرد و جاي سوال است که مسئولان ما به مردم براي حل مشکلاتشان صدر صدي کمک نميکنند و گاه در حاشيه به سر ميبرند.
برخي معتقدند که اين نوع برخورد با رئيسجمهور و دولت بهدليل در پيشبودن انتخابات 1400 است؛ ارزيابي شما چگونه است؟
من اميدوارم مسئولان در مقابل مردم صادقانه رفتار کنند و در جلسات خصوصي هم اختلافات خود را بيان کنند و براي کمک کردن به مشکلات مردم تلاش کنند. آقاي قاليباف ادبيات رياست جمهوري را به خود گرفته است و من معتقدم که با نقدهايي که به دولت ميکنند احتمالا براي چهارمين بار کانديداي رياست جمهوري خواهد شد. برخي در قالب يک اپوزيسيون قوه مجريه در حال تلاش هستند. مجلس بايد در کنار قوه مجريه باشند بايد به اين نکته توجه داشت که موتور سوخت دولت، مجلس شوراي اسلامي است. مجلس با قوانيني که تصويب ميکند به دولت کمک ميکند و بايد براي حل مشکلات کشور همراه و کنار دولت باشد. اين دو قوه اگر با يکديگر در حل منافع ملي کشور حرکت کنند باعث آن خواهند شد که مشکلات مردم حل شود و مردم را نبايد به مسائل حاشيهاي وارد کنند. اگر قرار باشد که مجلس يازدهم و دولت دوازدهم در جهت تخريب يکديگر حرکت کنند قطعا مردم بيشترين آسيب را خواهند ديد.
چندي است که بحث حضور نظاميان در انتخابات مطرح ميشود؛ تحليل شما از روي کار آمدن يک رئيسجمهور نظامي چيست؟
اختيارات رئيسجمهور در قانون اساسي مشخص شده و حدودا شايد 30درصد اختيارات را دارد. عدهاي هم اعتقاد دارند که رئيسجمهور به نوعي يک تدارکاتچي است. شما اول بايد بررسي کنيد تا متوجه اين موضوع شويد که اصلا رئيسجمهور در ايران چه مقدار قدرت دارد و بعد از اين موضوع بايد نظاميبودن آن را بررسي کنيد. در مجلس يازدهم افرادي که سابقه نظامي دارند بسيار بيشتر از مجلسهاي ديگر است. چه فرقي کرده مجلس يازدهمي که داراي نمايندگان نظامي هم است با مجلسهاي قديم کشور که نظاميان کمتر بودهاند. به هر حال وضع مجلس در حد خودش است، مانند اينکه اعلام ميکنند آقاي قاليباف نظامي نيست و با لباس نظامي نيامده است. ايشان بهعنوان رئيس مجلس با سابقه نظامي که دارد چه تفاوتي با قبل کرده است. به گفته رئيس دولت اصلاحات، رئيس جمهور در ايران گويي تدارکاتچي است و حدود اختيارات آن کم است. فردي که در کشور ما به رياست جمهوري ميرسد ديگر سمت نظامي ندارد و فقط با کت و شلوار ميآيد. وقتي که اختيارات رئيسجمهور در کشور ما مشخص است، اگر رئيس ستاد ارتش هم به رياستجمهوري برسد در اختيارات آنها تفاوتي ندارد. رئيسجمهور نظامي هم بيشتر از ابزاري که در اختيار دارد، نميتواند براي کشور کاري کند. طبق قانون قدرتي که روحاني يا همه روساي جمهور نظام در اين 40ساله انقلاب داشتهاند، در اختيار رئيسجمهور نظامي هم همان اختيارات خواهد بود. ما در کشور يک ماشيني داريم به اسم قوه مجريه و تفاوتي ندارد که راننده اين ماشين چه کسي باشد، اما آنچه که مهم است رئيسجمهور نظامي ميتواند با قدرتي که دارد از منابع مالي بيشتري استفاده کند و اين مسأله فقط مهم تلقي ميشود. بخشي از فرمان اداره کشور در دست قدرت مجريه است و رئيس جمهور در کشور داراي قدرت بالايي نيست.
با وجود شرايط فعلي جامعه و نگاه بيتفاوت مردم به انتخابات وضعيت اصلاحطلبان و حضورشان در 1400 را چگونه ميبينيد؟
اصلاحطلبان در انتخابات سال آينده ممکن است که در دماوند و يک حوزه انتخاباتي راي بدهند اما حضور جدي در انتخابات نخواهند داشت و البته اصلاحطلبان فرد مناسبي را ندارند تا در انتخابات 1400 براي رياستجمهوري معرفي کنند. اصلاحطلبان چون جزو مردم هستند انتخابات را تحريم نميکنند اما احتمالا حضور گرم هم نخواهند داشت. انتخابات سال آينده رقابتي بين اصولگرايان با همديگر است و البته اصلاحطلبان شايد با کانديداهاي دسته 3 و4 خود در انتخابات وارد شوند.
آقاي احمدينژاد در هفتهها و ماههاي اخير کاملا در مقام اپوزيسيون موضعگيري و صحبت ميکند اما شاهد هيچ برخوردي با وي از سوي دستگاههاي مسئول نيستيم؛ اين مساله را چگونه ميتوان تحليل کرد؟
احمدينژاد مانند فردي حاشيه ساز در خانهاي ميماند که شيشه خانه را هم ميشکند، اما کاري با آن ندارند. احمدينژاد در لحظه فکر کرده و عمل ميکند لذا کسي با او کاري ندارد. اکنون احمدينژاد مثل بچهاي شده که با وجود اينکه به پاي پدر و مادر خود ميپيچد اما کسي با او کاري ندارد.