بستن
کد خبر: ۱۰۰۳۰۹۳

معیشت مردم؛ قربانی بگومگوهای سیاسی

معیشت مردم؛ قربانی بگومگوهای سیاسی

آرمان‌ملي- محمد سياح: درگيري‌هاي سياسي بر سر اينکه حرف کدام جناح سياسي برش بيشتري در امور کشور دارد باعث شده تا مجلس به‌عنوان نهاد قانون‌گذار و دولت به‌عنوان نهاد مجري قانون مواضع بعضا ضد همديگر بگيرند. اين رويارويي جز افزايش تلفات و خسارت اقتصادي به معيشت مردم هيچ نتيجه ديگري آن هم در شرايط جنگ تمام عيار اقتصادي ندارد. شايد بهتر باشد که مجلس از اينگونه اقدامات کنار بکشد و در جهت تامين منافع عمومي گامي بردارد. در همين زمينه «آرمان‌ملي» گفت‌وگويي با حميد حاج‌اسماعيلي، فعال کارگري داشته که در ادامه مي‌خوانيد.

مجلس يازدهم در حوزه اقتصادي کار چندان مهمي به‌ويژه در حوزه کارگران و حقوق‌بگيران ثابت انجام نداده است، با مصوبه‌اي که روز يکشنبه هفته گذشته براي خروج از NPT و افزايش غني‌سازي مطرح شد، قيمت‌ها در بازارهاي ايران افزايش پيدا کرد، ارزيابي شما از عملکرد مجلس يازدهم در حوزه اقتصادي چيست؟

وقتي چهار دهه فعاليت بعد از انقلاب را بررسي مي‌کنيم، مي‌بينيم بعد از دهه اول ما در بقيه دهه‌ها دچار مشکلات و تنش‌هاي بسيار جدي در حوزه اقتصاد بوده‌ايم. در سال‌هاي اول انقلاب به دليل اينکه يکپارچه، متحد بوديم و يک صدا کشور را اداره مي‌کرديم به راحتي توانستيم معضل و گرفتاري جنگ را پشت سر بگذاريم که يک توطئه به مراتب بزرگ در شکل‌گيري انقلاب و نهادينه کردن آموزه‌هايي بود که براي اداره کشور وجود داشت. بعد از آن شاهد شکل‌گيري دو جريان سياسي عمده در کشور بوديم که متاسفانه طي سه دهه گذشته منافع ملي کشور قرباني دعوا و رقابت‌هاي سياسي آنها شده است. يعني به‌واقع سياست‌زدگي در عرصه مديران کشور به‌قدري شدت پيدا کرده که الان شاهد رسوخ اين سياسي‌نگري در لايه‌ها و محافل مختلف کشور هستيم، کاري که باعث سردرگمي جامعه ايران شده و انرژي‌اي که بابت آن براي آباداني و توسعه کشور صرف مي‌کرديم از طريق نگاه‌ها و بگومگوهاي سياسي در جامعه هم از دست رفته است.

براي توسعه کشور برنامه‌هاي پنج ساله نوشته شده است، اما تا کنون به اجرا نرسيده‌اند، به اعتقاد شما برنامه‌هاي توسعه چه سرنوشتي پيدا کرده‌اند؟

ما براي برنامه چشم‌انداز کشور شش برنامه را تا امروز تصويب و اجرايي کرده‌ايم و به‌هيچ وجه موفق نبوده‌ايم و حتي در اين زمينه عقب مانده‌ايم و الان کشور دچار مشکلات جدي است به دليل اينکه ما برنامه‌محور نيستيم يعني برآيند سياست‌هاي کشور در حوزه سه قوه برآيند ملي نيست و بيشتر دعوا و رقابت سياسي است. کساني که مجلس را به دست مي‌گيرند برنامه را اجرا نمي‌کنند و کساني که در دولت مي‌روند متاسفانه خلاف جريان مجلس و نگاه آن عمل مي‌کنند و اين کار را هم به بحث نگاه سياسي در کشور مرتبط مي‌کنند درصورتي که برنامه‌هاي کشور فني و کارشناسي است و بايد منافع ملي در آن مسير دنبال شود و فارغ از نگاه‌هاي سياسي بايد برنامه‌ها را در کشور اجرا کنيم. متاسفانه اينها باعث شده که ما نتوانيم براي سياست‌گذاري، برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري در کشور در ارتباط با دنيا کاملا متحد و مستقل عمل کنيم و اين باعث شده که انرژي يکديگر و کشور را هدر بدهيم. ايران عضوي از جامعه جهاني است و ترديدي نيست که بدون تعامل با دنيا امکان اينکه بتوانيم کشور را توسعه دهيم يا امکانات و رفاه را براي مردم به همراه بياوريم، وجود ندارد چراکه ما به سرمايه خارجي و تکنولوژي کشورهاي اول و توسعه‌يافته نياز داريم. ما براي فراگيري دانش جهاني حتما بايد با دنيا تعامل داشته باشيم. اينکه کشور را محدود کنيم يا فکر کنيم چون بلوک‌هاي سياسي و قدرت در کشورهاي مختلف و در دنيا شکل گرفته و چون تعارض منافع وجود دارد بايد دور آنها را خط بکشيم اين کار درستي نيست. قطعا برخوردهاي ظالمانه‌اي در دنيا با کشور ايران صورت مي‌گيرد و عنادهاي بسيار ديرينه‌اي از اول انقلاب تا حالا با کشور وجود داشته در اينها ترديدي نيست، اما مهم اين است که راهکاري پيدا کنيم تا کشور را توسعه بدهيم چون اگر مردم در رفاه نبوده و از امکانات و شرايط خوبي برخوردار نباشند، هرگونه سياستي که حتي مورد تاييد حوزه کلان کشور باشد، چون در راستاي منافع مردم نيست با مشکل مواجه مي‌شود.

تصميمات بايد در راستاي منافع مردمي باشد، ولي چرا اينطور به‌نظر نمي‌رسد؟

بايد به خاطر مردم سياست‌هاي هماهنگ و متحدي در کشور داشته باشيم و اين راهي جز اين ندارد که سه قوه در سياست خارجي براي کمک به منافع و حقوق مردم همسو و هماهنگ عمل کنند. متاسفانه شرايطي که در سه سال گذشته اتفاق افتاده و ورود تحريم‌ها و شرايطي که در کشور شکل گرفته الان مردم را دچار سختي و ضرر کرده است. کارگران و حقوق‌بگيران که کارمندان هستند الان به زير خط فقر رفته‌اند و شرايط واقعا سخت و شکننده است. وقتي پشتوانه‌هاي اجتماعي کشور که همان مردم هستند را خراب کنيم چيزي از کشور باقي نمي‌ماند، بنابراين بايد مسئولان و کساني که در سه قوه حضور دارند حواسشان باشد که در تصميم‌گيري و سياست‌گذاري مردم چه جايگاهي دارند اگر مردم را درنظر بگيريم حتما کار کارشناسي بهتري انجام خواهيم داد، حتما منافع مردم را درنظر مي‌گيريم، حتما در تصميم‌گيري‌ها با ديگر قوا هماهنگ خواهيم شد و يک برآيند ملي را در کشور اجرا مي‌کنيم. من فکر مي‌کنم چون بيشتر سياست‌زده هستيم کمتر جايگاه مردم درنظر مي‌گيريم.

آيا نبايد از فرصت حضور دموکرات‌ها در ايالات متحده براي احياي قراردادهاي بين‌المللي به نفع مردم بهره برده شود؟

اتفاقاتي که طي يکي دو ماه گذشته در دنيا افتاده شرايط جديدي را براي کشور ايجاد کرده است، بايد دنبال روزنه‌هايي باشيم که بتوانيم حق مردم را استيفا و شرايط کشور را بهتر و امکانات را براي آنها فراهم کنيم. دموکرات‌ها و جمهوري‌خواهان در آمريکا هر دو در سياست‌هاي کلان شايد با جمهوري اسلامي ايران عناد داشته باشند، اما در تعيين روش‌ها و تاکتيک‌ها متفاوت هستند. درست است که دموکرات‌ها هميشه دنبال تحريم بوده و بخش زيادي از تحريم‌هايي که طي چهار دهه گذشته در کشور انجام شده ناشي از تصميماتي است که دموکرات‌ها در آمريکا گرفتند، اما بايد يادمان باشد که چهار سال قبل ما برجام را به‌عنوان يک سند تاريخي که جزو افتخارات ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران است با دموکرات‌ها امضا کرديم. انتظار داريم که دموکرات‌ها تحت فشار جامعه جهاني و سازمان ملل به تعهدات خودشان عمل کنند. الان دولتي در آمريکا سر کار مي‌آيد که همان دموکرات‌هايي هستند که برجام را با ايران امضا کردند و ما بايد فرصت را به ديپلماسي و دولتمردان کشور بدهيم تا ببينيم مي‌توانند حقوق ايران را از دموکرات‌هايي که متفاوت با جمهوري‌خواهان هستند‎ استيفا کنند يا نه.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی