شاید هیچکس به اندازه ما راننده تاکسیها نگران قیمت خودرو توی کشور نباشه. چون همین هفته پیش آروم زدم به سپر یک ماشین شاسی بلند، شیرین یک میلیون پیاده شدم، اگزوزم پاره بشه اگه دروغ بگم.
آخه چه خبرتونه؟! چه خبرتوونه؟! بابا یک زمانی خفنترین ماشین شهر ماکسیما بود. بعد شوهر عمه من یک دونه زانتیا ثبتنام کرده بود، دیگه با فامیل رفتوآمد نمیکرد چون ما در حدش نبودیم. اما الان یک جوری شده قیمتها که پراید برای خودش ماشین خارجی محسوب میشه.
البته بابام میگه این گرونی پراید یک حرکت تلافیجویانه است از طرف کارما، بهخاطر اینکه ما خیلی این خودروی چشم بادومیرو مسخره کردیم و اونم گفته تا فحشتون رو پس نگیرین، آروم نمیگیگیریم.
بعد این کامیون چینیها گفتن که: ما رو مسخره کردین سر ترمز؟ ما ترمز نمیگیگیریم، که یکی وساطت کرده و گفته بابا کوتاه بیاین، حالا که اینطوری شد تا اونی که این وسط موش دوونده پیدا نکنیم ما زمین نمیشیشینیم.
خلاصه من از همین تریبون از مسئولان محترم تقاضا دارم همونطور که مشکل کمبود روغن را با فروختن یک بسته چایی کنار روغن حل کردن، با فروش هر خودرو، کنارش چند حلقه لاستیک، میلنگ، سوپاپ و شاتون هم بدن تا کمر قیمت ماشین ها هم بشکنه و ما هم آروم بگیریم.