آرمان ملي- محمدهادي عليمرداني: درحاليکه صفي طولاني از اسامي براي نامزدي در 1400 زمزمه ميشود، اصولگرايان بدون نگراني در انتخابات، تلاش ميکنند تا رئيسجمهوري بعدي کشور را مشخص کنند. بهنظر ميرسد که طرحهاي تحريمي مجلس نيز بيشتر از ضد آمريکايي بودن، انتخاباتي يا ضد دولتي قلمداد شدهاند. همزمان با اين کشمکشها، بعضي از چهرههاي اصلاحطلب نيز از کسب کرسي رياست قوهمجريه نااميد شدهاند.
خيال آسوده اصولگرايان
اغلب روساي جمهوري ايران دو دوره پياپي را در اين جايگاه سپري کردهاند اما سابقه نداشته است که يک جناح سياسي دو دوره 8 ساله را با دو نامزد انتخاباتي پيروز شود. اين موضوع اساس استدلال برخي از چهرههاي سياسي اصولگرا براي قوي دانستن احتمال پيروزي خود، در انتخابات 1400 است. آنها مدعي هستند که به دليل عملکرد ضعيف دولت فعلي، بدون شک اصولگرايان در انتخابات رياستجمهوري آينده پيروز خواهند شد. محمدحسن قديري ابيانه، فعال سياسي اصولگرا، چندي پيش در گفتوگويي ضمن بيان اين ادعا که اگر تمامي اصلاحطلبان مطرح نيز در عرصه حضور پيدا کنند، دوباره يک اصولگرا رئيسجمهور ميشود، اظهار داشت: «اصلاحطلبان نيز ميدانند که از سوي مردم ديگر مورد استقبال قرار نميگيرند. البته شايد اين جريان دوباره يک کانديداي نهايي به انتخابات معرفي کند که شکست اين فرد به معناي شکست سنگين جريان اصلاحات خواهد شد. احتمال ديگر نيز اين است که آنها افرادي از جريان خود را به عرصه بفرستند که مطمئن هستند تاييد صلاحيت نميشوند و بر همين اساس بعد از اين اتفاق بگويند که شوراي نگهبان اجازه نداد نامزدهاي اصلي اين جريان وارد رقابت با ساير کانديداها شود.» اين نگاه در بسياري شخصيتهاي ديگر اصولگرا نيز قابل مشاهده است. بهنظر ميرسد که اصولگرايان بدون دغدغه رد صلاحيت نامزدهاي انتخاباتي خود، تنها به دنبال مشخص کردن گزينهاي براي رياستجمهوري هستند. اصلاحطلبان از مجلس ششم در اواخر دهه هفتاد تا مجلس يازدهم در سالهاي پاياني دهه 90، هرگز به مشکلي جدي برنخوردهاند؛ موضوعي که شائبه حمايتهاي جناحي را شدت ميبخشد. چندي پيش يدا... طاهرنژاد در گفتوگو با «آرمان ملي» نيز بدان اشاره کرده و گفته بود: «معرفي نامزدهاي انتخاباتي اصلاحطلب از سوي اصولگرايان، به اين شائبه دامن ميزند که جرياني دست باز در فعاليتهاي سياسي، امکانات کافي، فرصت و مجال تبليغاتي و اهرمهاي لازم را در اختيار دارد و جريان رقيب، کاملا از اين امکانات بيبهره است. همين مانده بود که اصولگرايان براي اصلاحطلبان نامزد انتخاباتي معرفي کنند. اين آخرين پرده نمايش آن جريان است.»
منافع حزبي و انتخاباتي در بهارستان
شايد همين علاقه به تصاحب دولت بود که سبب شد برخي از نمايندگان مجلس، توهينهاي مکرري به رئيسجمهوري، وزرا و معاونان آنها انجام بدهند يا طرحهايي مانند «اقدام راهبردي عليه لغو تحريمها» را به تصويب برسانند. کاهش تعهدات برجامي و توقف پروتکل الحاقي در زماني که رئيسجمهوري جديد آمريکا از بازگشت به برجام سخن گفته است، کمي پذيرش ر ا سخت ميکند. اقدامات مجلس اصولگرا در اين ماهها، به کنشهاي انتخاباتي تعبير شده است. روز گذشته (شنبه 15 آذر) سعيد ليلاز، تحليلگر سياسي اصلاحطلب در گفتوگويي با اشاره به علت مطرح شدن طرح اقدام راهبردي عليه لغو تحريمها تصريح کرد: «صراحتا ميگويم که متاسفانه مساله بيشتر ناظر به انتخابات 1400 است. همانطور که ترامپ در آمريکا با اهداف حزبي سعي کرد، دستاوردهاي دولت قبل از خودش را تخريب کند، اينجا هم بحث ايجاد موقعيت براي يک استفاده سياسي در داخل است. معتقدم اين آقايان حتي باورهاي خود را هم الان دنبال نميکنند و عطش رياستجمهوري 1400 همه کارهايشان را تحتتاثير قرار داده است. تاسفبار است که برخي فکر ميکنند، چون آرام شدن شرايط تحريمها و تنشهاي خارجي ميتواند روي انتخابات آينده تاثير بگذارد، جلوي اين روند را ميگيرند.»
اصلاحات، اميدوار از حضور ؟
با اين حال در ميان اصلاحطلبان نيز نگرانيهايي در خصوص نتيجه انتخابات رياستجمهوري 1400 وجود دارد. اصلاحطلبان که تجارب تلخ رد صلاحيتها را داشتهاند، نگران هستند اما اين تنها علت نگراني برخي چهرههاي اين جريان سياسي نيست. ديروز سعيد حجاريان فعال سياسي اصلاحطلب، در يادداشتي نوشت: «اما سال 1400 هر آنکه به صحنه بيايد و جانشين روحاني شود از اين قبيل مزيتهاي نسبي اعم از حمايت تيم سازندگي (دولت آيتا... هاشمي)، گفتمان (دولت آقاي خاتمي)، ثروت بادآورده (دولت آقاي احمدينژاد) و تيم مذاکرهکننده (دولت آقاي روحاني)، بيبهره است، بنابراين مطمئنا با نيرويي ضعيفتر از تمامي رؤسايجمهور مواجه خواهيم بود. رؤسايجمهور قبل همگي متعلق به نسل اول انقلاب بودهاند اما رئيسجمهور آينده احتمالا از ميان جوانترها خواهد بود؛ فردي که انقلاب را نديده و فاقد تجربه و تيم و سرمايه است. اين رئيسجمهور همچون مجلس انقلابي فعلي گام برخواهد داشت. چنانکه اکنون شاهد هستيم، گرايش شديدي وجود دارد که مجلس انقلابي کمابيش تعطيل بماند؛ و امور با جلسات چندنفره يا غيرعلني رتقوفتق شود گويي ميخواهند شتري را پنهان کنند! چون به محض آنکه پيچ راديو باز و نطق مجلسيها بلند ميشود، سيلي از خطا و درشتگويي سرازير ميشود تا آنجا که حتي رئيس مجلس، جلسات را با «تلاوتي چند از کلاما... مجيد» آغاز ميکند و واژه «آيات» را ناديده ميگيرد!» حجاريان در ادامه اين يادداشت نيز تاکيد کرد: «با اين وصف، معتقدم رئيسجمهور آينده وضعيت کشور را نابسامانتر ميکند و وضع مردم بدتر از قبل ميشود و وي بهشکلي گريزناپذير با انواع نارضايتيها دستوپنجه نرم ميکند و 4 سال پر از التهاب را ميگذارند تا هرچه زودتر بارش را ببندد و برود!» شايد اگر تئوريسين اصلاحات، اميد کسب کرسي رياستجمهوري را داشت، با اين صراحت تاکيد نميکرد. اين موضوع نشان ميدهد که اين چهره باسابقه اصلاحطلب نيز با ترديد به خرداد 1400 نگاه ميکند.