در خصوص افت کيفيت رقابتهاي ليگبرتر و لژيونرهاي فوتبال ايران از دو جنبه ميتوان پاسخ داد. اول اينکه ساختار برنامهريزي فدراسيون فوتبال ايران در چند سال اخير اشتباه بوده و ماحصل تصميمگيريها حول و حوش تيمملي بوده است. در حاليکه در کشورهاي پيشرفته و صاحب سبک فوتبال حرکت بهگونهاي است که آنها تلاش ميکنند تا حداکثر کيفيت در ليگشان باشد و تيمهاي ملي آنها ليگمحور هستند. اين اتفاق در آلمان، انگلستان، اسپانيا، فرانسه و حتي ايتاليا که دوباره اوج گرفته ملموس است. قطعا خروجي تيمملي ما بايد از درون ليگبرتر و لژيونرها باشد، ولي ما هميشه گلخانهاي عمل کردهايم و با نوشتن نمايشنامهاي سعي کردهايم با نتيجهگرايي مردم را سرگرم کنيم. بايد بپذيريم که هويت، قدمت و ارزش فوتبال ايران برايش برنامهريزي نشده و تيمملي ماندگاري نداشتهايم. در جامهاي جهاني که حضور داشتيم، نظر تمامي دنيا روي تيمملي ايران چه بوده است؟ تيمي که هيچگاه نتوانسته از گروه خود صعود کند! ما نياز به مديري داريم که بتواند به مديران فدراسيون فوتبال ايران بفهماند که نياز داريم در برنامهاي بلندمدت ليگي قدرتمند را داشته باشيم. از جنبه ديگر بايد تواناييهاي خود دراگان اسکوچيچ مورد بررسي قرار گيرد. فردي که سرمربي تيمملي ايران شده و قطعا يکي از دلايل انکارناپذير انتخاب وي، تواناييهاي فني او بوده است. موضوعي که وجود دارد اين است فردي هدايت تيمملي را در اختيار گرفته که ميخواهد تيمش با سيستم متفاوتي نسبت به گذشته بازي کند. ديدارهاي تيم اسکوچيچ را مقابل ازبکستان و بوسني ديديم. او تصميم گرفته تا شکل بازي تيمملي را تغيير دهد و روش 3-4-3 را انتخاب کرده که اين شکل بازي در ليگهاي تيمهاي ملي قدرتمند جهان که از ليگ معتبري بهره ميبرند بهخوبي جا افتاده است و بازيکنان کاملا با اين روش بازي آشنا هستند، ولي در ايران ما چنين قضيهاي را نداريم و تيمي پيدا نميشود که با شيوه 3-4-3 بازي کند و در چنين شرايطي نبوغ بازيکنان ما شايد با مشکل مواجه شود. مساله مهم اين است که براي طيکردن پلههاي ترقي بايد ليگمان پوياتر شود و براي عبور از عراق و بحرين که حاضر نيستند بهسادگي به ما فرصت دهند، به بهترين و کاملترين شکل ممکن بازي کنيم. تيمملي ايران براي صعود به مرحله بعدي بايد بازيهايي انجام دهد که مبتني بر اصولي باشد که بازيکنان با آن آشنا هستند. با تمام احترامي که براي اسکوچيچ قائل هستم اما وي قبل از نشستن روي نيمکت تيمملي ايران هيچگاه سرمربي هيچ تيمملي نبوده و اين موضوع نگرانکننده است که در بزنگاهها با مشکل مواجه نشويم. ايکاش فدراسيون فوتبال حافظ منافع طرفداران تيمملي باشد. اسکوچيچ مسئوليت مهمي بر عهده دارد و اميدوارم موفق شود اما اگر با تيمش به جامجهاني نرود و برکنار شود بهخاطر اينکه در کارنامهاش نشستن روي نيمکت تيمملي ايران بوده در آينده موقعيت شغلي بهتري نصيبش ميشود ولي تيمملي ايران ميتواند راهي جامجهاني 2022 قطر شود؟ اين پرسش مهمي است که در آينده و پس از برگزاري ديدارهاي انتخابي به پاسخ آن خواهيم رسيد. فوتبال ايران ما همانند فوتبال آلمان نيست که يوآخيم لوو پس از نتايج ضعيفي که در جامجهاني 2018 گرفت و در ديدارهاي ليگملتهاي اروپا نيز اخيرا 6 بر صفر برابر اسپانيا باخت، برکنار نشود چون فدراسيون فوتبال آلمان معتقد است که «لوو» بخشي از سيستمي است که در فوتبال کشورش تعريف شده و اگر تمامي سلسلهمراتب بهدرستي اجرا ميشد، قطعا لوو ميتوانست نتايج بهتري را کسب کند، بنابراين حامي سرمربي تيمملي کشورش شده است. در فوتبال ملي کشورمان بسياري از مربيان بودند که آمدند، مدتي کار کردند و بعد جدا شدهاند ولي اين مربيان خارجي از برند تيمملي ايران استفاده کردند و در تيمهاي مهمتري بهکار مشغول شدند. پس در مورد اسکوچيچ هم داريم تاريخي با تسلسل باطل را پشتسر ميگذاريم که بسياري اشخاص تعمدي در آن تاثير داشتند.