آرمانملي- محمد سياح: اقتصاد کشور وضعيت بسيار شکنندهاي دارد و به همين دليل هم هر تغييري در روند سياست داخلي و خارجي، وضعيت بازارهاي مهم جهان و تغييرات و نوسانات دلار و يورو، باعث ميشود تا اقتصاد کشور دچار تنشهايي شود که نتيجه آن در زندگي روزانه مردم تاثير ميگذارد. اين تاثيرپذيري اقتصاد ايران از هر المان داخلي و خارجي آسيبپذيري آن را افزايش داده است. بسياري از اقتصاددان اين وضعيت را حاصل تصميمات نادرستي ميدانند که سالهاي سال گرفته شده و اصلاح آن نيز شايد دههها زمان نياز داشته باشد. از طرفي ديگر حضور افراد غيرمتخصص در عرصه سياسي است که بدون درنظر گرفتن تبعات احتمالي تصميماتي که ميگيرند باعث بروز مشکلاتي در ساير حوزهها بهويژه اقتصاد ميشوند. اين اتفاق در مجلس يازدهم رخ داده است. تصميمات ماههاي اخير مجلس نه تنها سودي براي کشور نداشته که باعث شده تا درهمتنيدگيهاي زيادي براي کشور ايجاد شود. اقتصاد کشور به شدت آسيب ديده و نياز به جراحيهاي عميق و حذف زوائدي دارد که باعث شدهاند تا شاهد وضعيت امروز باشيم. در همين زمينه «آرمانملي» گفتوگويي با وحيد شقاقي شهري، اقتصاددان، داشته که در ادامه ميخوانيد.
مصوبه اخير مجلس باعث نوساناتي در بازارهاي مالي و پولي و سرمايهاي کشور شد و اين روند همچنان ادامه دارد، ابعاد چنين تصميماتي چطور تعيين ميشود؟
تقريبا بحثهاي سياسي و امنيتي با بحثهاي اقتصادي هميشه همراه بوده و هست. ايراد اساسي اقتصاد ايران اين است که شکنندگي بالايي دارد؛ وقتي اقتصاد شکننده است به سرعت از نااطمينانيها، وجود ريسک و نبود شفافيت تاثير ميپذيرد. زمانيکه اقتصاد کشوري مستحکم است و وابستگي آن به بيرون از مرزها پايين است و اقتصاد متنوع، رقابتي و قوياي دارد، خيلي از بحثهاي بينالمللي يا سياسي تاثير نميگيرد ولي وقتي اقتصاد شکننده و ضعيف باشد به سرعت اين اقتصاد از تصميمات و بحثهاي سياسي و بينالمللي تاثير ميپذيرد و اين نکته، ضعف اقتصاد ما است. وقتي اقتصاد ايران ضعيف و شکننده است با هر تصميم، حرف يا تنشي به سرعت اثرات آن در اقتصاد تخليه ميشود. نميخواهم درباره اينکه مصوبه اخير مجلس درباره لغو تحريمها بهموقع بوده يا نه صحبتي کنم، اما هر تصميمي تبعاتي در کشور دارد و بايد از زواياي مختلف مورد بررسي قرار بگيرد و هزينه و فايدههايش را ديد. اقتصاد ايران در شرايط سختي قرار دارد و معيشت توده مردم به شدت تحت فشار است، در سه سال اخير در مجموع 100 درصد تورم تجمعي داشتيم و قدرت خريد مردم به شدت کاهش يافته و آمارها نشان ميدهد سال 99 در مقايسه با سال 90، 34 درصد درآمد سرانه مردم کاهش يافته است. در اين وضعيت بايد در تصميمگيري و سياستگذاريها محتاط وارد شد. مجلس يا هر نهادي حرفي ميزند يا تصميمي ميگيرد بايد تبعات اقتصادي آن را با توجه به شرايط اقتصادي و توده مردم در نظر بگيرد تا تبعات کمتري به اقتصاد وارد کند، در غير اين صورت بايد مقاومت اقتصاد را بالا ببريم تا بتوانيم چنين تصميمگيريهايي را انجام دهيم وگرنه اثرات اين نوع تصميمگيري در متغيرهاي اقتصادي به سرعت تسري پيدا ميکند و بخشي از نوساناتي که در بازار ارز و طلا اتفاق افتاد ميتواند به دليل همين تصميمگيريها باشد.
بهنظر ميرسد چون مجلس صرفا قانونگذار است و مجري دولت، مطالعات زيادي درباره تبعات تصميمگيريها انجام نميشود؛ نظر شما چيست؟
مجلس هم بايد قبل از تصميمگيري؛ تحليل يا پيوست اقتصادي آن تصميمات را داشته باشد و بهترين پيشنهادي که ميتوان در اين باره به نمايندگان داشت اين است که مجلس در آينده هر طرحي را که قرار است مصوب کند؛ پيوستهاي آن يعني پيوست اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي آن را هم مشخص و مصوب کند تا مشخص شود که اين تصميم چقدر در شرايط اجتماعي، اقتصادي و ساير بخشها تاثير ميگذارد بعد از آن هم هزينه و فايده شود که آيا اين تصميم با اين بررسي و پيوستهاي اجتماعي و اقتصادي و ... و در شرايط مختلف به صلاح هست يا نه. تصميمگيري نيازمند تحليلهاي اجتماعي و اقتصادي است و زمانيکه چنين تصميمهاي آني در مجلس و دولت گرفته ميشود ميتواند تبعات مخربتري داشته باشد.
در حال حاضر اين مصوبه بازارها را وارد تنش جديدي کرده است، منظور شما از هزينه و فايده چيست؟
بايد هزينه و فايده اين طرح در کوتاهمدت و ميان مدت مورد بررسي قرار بگيرد. بهعنوان مثال ممکن است در کوتاهمدت از تصويب طرحي متضرر شويم ولي در ميانمدت به نفع کشور باشد يا سناريوهاي ديگري اتفاق بيافتد يعني ممکن است حتي در ميانمدت هم متضرر شويم يا بررسيها مشخص کند که در ميانمدت و کوتاهمدت تغييرات چنداني نخواهيم داشت. همه اينها روي انتظارات تاثير گذاشته ولي هنوز واقعيتها رخ نداده است. در حال حاضر انتظارات کاهنده به دليل نااطمينانيهايي که وجود دارد به سمت انتظارات تورمي رفته است. پيشنهاد روشن من به مجلس و دولت اين است هر طرح و لايحهاي که مصوب ميکنند که در سطح کلان اثرگذار است پيوستهاي اجتماعي و اقتصادي و اثرات کوتاهمدت و ميانمدت آن را مشخص کنند. ابتدا بايد هزينه و منافع يک طرح توسط دولت و مجلس مشخص شود، انجام اين کار بسيار مهم است ولي چون هنوز اين کار انجام نشده نميدانيم که هزينه و منافع طرح فعلي در زوايا و مباحث و زمانهاي مختلف چقدر است و تا زمانيکه اين اتفاق نيافتد حرف مسئولان دولت و نمايندگان مجلس در حد نظر باقي ميماند و بايد تحليل واقعبينانهاي درباره تصميمات صورت بگيرد تا اثرات آن در ابعاد مختلف ديده شود. بايد با ديد جامعي به مسائل نگاه کنيم و به صورت کلان موارد را مورد کنکاش قرار دهيم. بعضا با توجه به نبود شفافيت، طرحهايي که به تصويب ميرسند نميتوان به راحتي درباره اثرات آنها صحبت کرد و ارزيابي لازم را انجام داد.