آرمان ملي- سجاد جنتآبادي : هرچه بيشتر به انتخابات 1400 نزديک ميشويم تنشهاي سياسي بين رقبا براي انتخابات 1400 بيشتر ميشود. مخصوصا انتخابات 28 خرداد 1400 که با عوض شدن رئيسجمهور آمريکا، ترور دانشمندان هستهاي ما و البته تندروهاي داخلي که قصد دارند تا فضاي آرامش را در اين چند ماهه دولت روحاني از بين ببرند و با بعضي رفتارهاي عجولانه هزينههاي سنگيني را براي مردم در اين چند ماه باقيمانده تا انتخابات درست ميکنند. نمونه بارز آن رفتار نمايندگان مجلس يازدهم و البته حمايت رئيس مجلس از خروج سريع ايران از تعهدات هستهاي برجام که بهسختي و در مذاکرات طولاني توسط دولت روحاني اين توافقنامه به عمل نشست. اما اين رفتارهاي اصولگرايان جدا از اينکه کار را براي دولت روحاني در راستاي حل کردن مشکلات مردم سخت ميکند، به حضور مردم در انتخابات هم ضربه ميزند. بزرگان اصولگرايان ميدانند که طيف اصلاحات داراي طرفداران زيادي در جامعه است و هر زماني که اين قشر در انتخابات مشارکت فعال داشته باشد، اصولگرايان بهراحتي نميتوانند در انتخابات پيروز شوند. حال بعضي از اصولگرايان گويا انتخابات 98 به مذاقشان خوش آمده و حتي راضي هستند تا مردم مشارکت کمتري در انتخابات داشته باشند اما جناح طرفدار آنها پيروز شود.
پيامد مشارکت حداقلي
مشارکت در انتخابات مجلس يازدهم، 42/5درصد بوده است. پيش از اين نظرسنجيها هم حکايت از نرخ مشارکت در حدود 49 تا 50درصد داشت. باوجود فضاسازيهاي رسانههاي ضدايراني، اقدام دولت در اعلام صحيح نرخ مشارکت، نشاندهنده صداقت و بيان واقعيتهاي موجود در جامعه است. بااينحال، رقم مشارکت در انتخابات اخير باتوجهبه اهميت مشارکت در جمهوري اسلامي ايران و تاکيد مسئولان نظام بر حضور پرشور مردم پاي صندوقهاي رأي، قابل تامل است. کمترشدن نرخ مشارکت بهنسبت ادوار انتخابات در سالهاي گذشته از نگاه فعالان سياسي دلايل مختلفي داشته است.
مشارکت مهمتر است يا پيروزي
براي هر حکومتي مهم است در انتخاباتي که برگزار ميکند، از جانب مردم بيشترين رأي ممکن به صندوقها ريخته شود. درواقع مشارکت مردم، ميزان علاقه و وابستگي جامعه به نظام حاکميتي را نشان ميدهد. همچنين مشارکت عمومي به اين معني است که اعتماد بين حاکميت و مردم چقدر است؛ بنابراين مشارکت بدون استثنا براي همه حکومتها مهم است. بسياري از اصولگرايان علنا اعلام ميکنند که درصورتيکه قشر اصلاحطلبان در انتخابات غلامرضا مصباحيمقدم، فعال سياسي اصولگرا و سخنگوي جامعه روحانيت مبارز، نيز درباره اهميت مشارکت مردم در انتخابات گفت: «نظام جمهوري اسلامي همواره متکي به مردم است. هرچه مردم بيشتر پاي صندوقهاي رأي بيايند، پشتوانه نظام محکمتر ميشود و در سطوح بينالمللي و داخلي کارسازتر و مفيدتر است. درمقابل آن، هرچه تعداد کمتري در انتخابات حضور يابند و مشارکت کاهش پيدا کند، اين پشتوانه دچار خلل ميشود.»
تاکيد رهبري بر حضور حداکثري
محمدحسين قديريابيانه، فعال سياسي اصولگرا، نيز درباره ميزان مشارکت در انتخابات گفت: «نظام طرفدار اين است که مشارکت حداکثري باشد و نظر رهبري هم بر حضور فراوان مردم در انتخابات مختلف است. نظام، زمينه را براي مشارکت بيشتر مردم فراهم کرده است و اگر مشارکت زياد باشد، تهديدات خارجي را خنثي ميکند. اما در همه کشورهاي دنيا ملاک مشروعيت، درصد شرکتکنندگان نيست؛ بلکه ملاک درصد رأيي است که فرد منتخب بين شرکتکنندگان به دست آورده است. ميبينيد گاهي 25درصد مردم در انتخابات پارلمان اروپا شرکت نميکنند؛ داوطلبانه هم شرکت نميکنند؛ چراکه براي رأيدادن مجبور نيستند. در اين کشورها هيچکس صلاحيت نامزدهايي را که اکثريت آراي شرکتکنندگان را به دست آوردهاند، هرچند تعداد شرکتکنندگان اندک باشد، زير سوال نميبرد و آنها را نامشروع نميداند؛ بنابراين نظام، امکان رأيدادن را فراهم آورده است و ترغيب هم ميکند، اما مجازاتي براي عدم شرکت تعيين نکرده است. خود مردم ميتوانند تصميم بگيرند که در انتخابات شرکت کنند يا خير و درحقيقت کسي که در انتخابات شرکت نميکند، حق خود را در تعيين سرنوشت واگذار ميکند به عدهاي که شرکت ميکنند.
مشارکت کمتر به نفع کيست؟
اما با وجود اينکه بعضي از اصولگرايان به مشارکت فعال در انتخابات اعتقاد دارند و حضور مردم در انتخابات را مهمتر از پيروزي حزب خود ميدانند اما بعضي از تندروها از حضور اصلاحطلبان در انتخابات ترس دارند و اعتقاد دارند که اگر اصلاحطلبان با مشارکت حداکثري در انتخابات شرکت کنند شانس اصولگرايان براي پيروزي در انتخابات به حداقل ميرسد. اين مساله باعث تندرويهاي و جهل عدهاي از اين جريان است که حاضر هستند مشارکت در انتخابات 1400 کمتر شود، نظام به سمت سراشيبي حرکت کند اما طيف اصولگرايان در انتخابات پيروز شود. آنها نميخواهند به اين نکته توجه کنند که نگه داشتن نظام مهمتر از پيروي جناح آنها در انتخابات است و به جاي اينکه نظام را تضعيف کنند بهتر است تا براي جلب اعتماد مردم تلاش کنند تا مردم به آنها ايمان بياورند، نه اينکه در مواقعي که شانس کانديداهاي آنها براي انتخابات زياد ميشود، مردم اين صحنه را ترک ميکنند و اين موضوع به ضرر جامعه و البته خود حاکميت تمام ميشود.
اختلاف در اردوگاه اصلاحطلبان
اما با وجود اينکه اصولگرايان روزبهروز براي انتخابات کانديداهاي خود را مشخص ميکنند اما اصلاحطلبان بر سر اينکه رهبر اصلاحات در انتخابات 1400 چه کسي باشد داراي اختلافنظرهايي هستند. اين مساله باعث شده که اصولگرايان سوءاستفاده کنند و براي انتخابات 1400 با قدرت تمام شرکت کنند. بعضي از اصلاحطلبان درخواست دارند تا خاتمي رهبري انتخابات 1400 را به خويينيها واگذار کند. اين مسائل هنوز تمام نشده است و فقط به ضرر آنها روزبهروز تمام ميشود. حال بايد صبر کنيم و ببينيم که در روزهاي آينده اصلاحطلبان اختلافات خود را کنار ميگذارند و براي انتخابات با بهترين نيروهاي خود وارد ميشوند يا قصد دارند مانند انتخابات 1400 اصولگرايان با کمترين ميزان مشارکت در انتخابات پيروز شوند.