محسن بهاروند مسئول وقت سفارت ايران در آرژانتين که حالا معاون حقوقي دستگاه ديپلماسي ايران است، براي اولين بار در اين گفت و گو از ماجراي پيراهني رازگشايي کرد که مارادونا براي مردم ايران هديه فرستاد اما به محمود احمدي نژاد رسيد. آقاي احمدينژاد رئيس جمهور بودند؛ البته براي ما ديپلماتها سياستورزي و جناحي بودن ممنوع است، براي ما فرقي نميکند که چه کسي رئيس جمهور باشد. ما يک سري وظايفي داريم که در هر شرايطي آن را انجام ميدهيم. مارادونا به ما گفت آقاي احمدينژاد را دوست دارد که من از او پرسيدم چرا که مارادونا گفت چون آدم با دل و جراتي است که البته يک عبارت عاميانه اسپانياني به کار بردند که منظورش اين بود. بعد از صحبت کوتاهي که باهم کرديم ايشان پيراهني با نام خودش و شماره ده را اهدا کرد و روي آن نوشت:« براي ملت ايران، از صميم قلب.» و اين پيراهن را داد به عنوان هديه به مردم ايران. بعدها ولي دوستان گفتند که مارادونا اين پيراهن را به دکتر احمدينژاد هديه کردند که اينگونه نبود و جملهاي که گفتم را روي آن پيراهن نوشت و به عنوان نماينده ايران ، آن پيراهن را به من سپرد. بعد از چند ماه براي سمينار سفرا به تهران آمدم و پيراهن را با خودم آوردم که آن زمان آقاي متکي وزير امور خارجه بودند و آقاي سبحاني مديرکل منطقه آمريکاي لاتين بودند و اين پيراهن را به آقاي سبحاني دادم. نظرم اين بود چون به مردم ايران داده شده و من هم نماينده بودم، اين را به موزه هداياي وزارت امور خارجه بدهيم که ظاهرا ايشان هم به آقاي متکي داده بودند. در سمينار که بودم آقاي احمدينژاد دستور داده بودند که سفراي آمريکاي لاتين با ايشان جلسهاي داشته باشند که ما رفتيم در جلسه شرکت کرديم. محل صندلي من طوري بود که از ايشان، آقاي متکي و آقاي سبحاني که در راس جلسه بودند فاصله نداشت. راستش من شايد اشتباه ميکردم ولي نظرم اين بود که آقاي رئيس جمهور نبايد وارد اين برنامهها شوند و روي پيراهن نوشته شده براي مردم ايران و فکر نميکنم در شان رئيس جمهور باشد که ما بخواهيم اين پيراهن را به رئيس جمهور اهدا کنيم. وقتي در سالن منتظر بوديم ايشان به جلسه بيايند، رئيس تشريفات رياست جمهوري من را صدا کرد و پرسيد که اين پيراهن را ميخواهيد چه کار کنيد؟ من گفتم نميدانم احتمالا هم موزه هدايا بدهيم؛ بالاخره لازم نيست رئيس جمهور را درگير چنين مسائلي کنيم. رئيس تشريفات يک مقدار دلخور شد و به من گفت شما به جلسه برويد که ما ببينيم چه کار ميکنيم. با هم نشستيم در جلسه تا آقاي رئيس جمهور وارد شدند. ايشان از سفرا درباره مسائل مختلف پرسيدند تا نوبت به من رسيد. من هم در پاسخ به سئوالشان توضيحات مفصلي درباره روابط و شرايط مان در آرژانتين دادم. در پايان ، ايشان پرسيدند ظاهرا چيزي با خودتان از آرژانتين آورديد ؟ من جواب دادم بله يک پيراهن امضا شده مارادونا را آوردم که به آقاي سبحاني مديرکل مربوطه تحويل داده ام . من نمي دانستم که پيراهن مارادونا را به جلسه آورده اند. عکاسها را صدا کردند ، آقايان متکي و سبحاني دو طرف پيراهن را گرفتند و در حضور عکاسان پيراهن به آقاي احمدينژاد اهدا شد. من چون اعتقادي به اين مسئله نداشتم، سر جاي خودم نشسته بودم و در عکس هم نيستم. ولي دوستان خبرنگار چون مرا نمي شناختند، اشتباها با تصوير آقاي سبحاني، نوشتند مسئول سفارت آرژانتين اين پيراهن را به آقاي احمدينژاد داده است. درحالي که من مشارکتي در اين کار نداشتم. بعد از آن هم ديگر خبر ندارم سرنوشت آن پيراهن چه شد.
ميرفتند که مارادونا شفاي شان دهد!
مارادونا خيلي مورد توجه مردم آرژانتين و منطقه بود. در همان زمان هم معروف بود که مارادونا از موارد مخدر استفاده ميکند ولي اين براي مردم آرژانتين اصلا مهم نبود و در قالب فرهنگي آنجا مساله شخصي محسوب ميشد. ضمن اينکه کسي که اينطور غرور و اعتماد به نفس را به مردم خودش از طريق ورزش هديه داده بود، اگر ضعف کوچکي هم داشت به خاطر بردباري که در مردم آنجا وجود دارد اعتيادش خيلي عيب بزرگي محسوب نميشد.
مرگ افسانه مارادونا را دوباره زنده کرد
به هر حال مارادونا مثل هر انسان ديگري در 16 سالگي شروع به ورزش کرد و مثل هر قهرمان ديگري در اوج خودش قرار گرفت و مثل هر قهرمان ديگري به افول خودش هم رسيد و خيلي زود دنيا را ترک کرد. هرچه بود براي مدت زيادي سهم خودش را به عنوان يک ورزشکار براي کمک به کشور و ملتش انجام داد و مسئوليتي به اندازه خودش که يک ورزشکار و فوتباليست بود بر عهده گرفت و از پس آن برآمد و به افتخار ملت خودش تبديل شد. در هر صورت مارادونا هرچه بود از اين دنيا رفت ولي فکر ميکنم نام مارادونا و بازيهاي او و کارهايي که کرد در يادها خواهد ماند و فکر ميکنم خاطرات او يک بار ديگر پس از مرگش زنده ميشود و باعث ميشود يک بار ديگر در ميان افکار عمومي در اوج خود قرار گيرد و همه يک بار ديگر آن هيجانات و افتخاراتي که با او ديده بودند، بار ديگر مرور کنند و مارادونا هميشه در قلب مردم آرژانتين به عنوان اسطوره خواهد ماند.