بستن
کد خبر: ۱۰۰۲۴۱۱

روز از نو، روزی از نو!

روز از نو، روزی از نو!
احمد زیدآبادی روزنامه‌نگار رو فعال سیاسی

از صميم قلب آرزو دارم بخشي از نيروهاي با سابقة «اصلاح‌طلب»اعتبار اجتماعي خود را به دست آورند و در جغرافياي سياسي ايران نقش طبيعي خود را بازي کنند. اين را نه از باب ارادتم به آنها اينطور علني مي‌گويم و نه از بيم حملات نيروهاي مخالف، حاضر به کتمان آن هستم. اين چيزي است که به نفع توسعة احتمالي ايران درآينده است و فعلا چيزي مهمتر از اين براي من وجود ندارد. با اين حال، به‌نظرم چهره‌هاي اصلي اصلاح‌طلب، جز تعداد انگشت شماري، از زاويه حفظ اعتبار اجتماعي به موقعيت‌شان نمي‌نگرند. آنها سياست را که امري پيچيده، سيال، چندوجهي و متناقض‌نماست، در حد يک کمپين انتخاباتي ساده و ملال‌انگيز تنزل داده‌اند و اکثر اوقات خود را به آن اختصاص مي‌دهند. در همين مورد نيز، داده‌هاي مورد اتکاي آنها سطحي و گزينشي و دستگاه تحليلي‌شان معيوب است! طبعا وقتي داده‌هاي ناقص و غير‌دقيق وارد يک دستگاه تحليلي معيوب شود، برونداد آن، نسبتي متوازن با واقعيت‌هاي محيط پيدا نمي‌کند و نهايتا به بيراهه ختم مي‌شود. گمان من بر اين بود که تجربة دولت دوم حسن روحاني به آنها تکاني داده است، اما اکنون پس از پيروزي جو بايدن در انتخابات آمريکا، آنها در حال ترويج اين تصورند که اشکال عمده‌اي در رويکردهاي پيشين‌شان نبوده و همة مشکلات جاري ايران به موجودي به نام ترامپ مربوط مي‌شود که او هم با شکست در انتخابات روزگارش به سر آمده و اينک با حضور دموکرات‌ها در کاخ سفيد، بايد به نقطة هميشگي بازگشت و سياست را در همان قالب تلاش براي کسب پاره‌اي از قدرت اجرايي از سر گرفت. خلاصه روز از نو، روزي از نو! وقتي اغلب اصلاح‌طلبان به اين نتيجه رسيده‌اند يا برسند طبعا کوشش کسي مثل من براي تغيير نگاه آنان نافرجام خواهد ماند و تنها اثرش اين خواهد شد که اگر انتخابات را ببازند، با هر تصميم نادرست طرف برنده، هدفي سهل و آسان و بي‌پناه براي شکستن تمام کاسه - کوزه‌ها بر سر او، در اختيارشان خواهد بود! اين اتفاق در سال 1384 هم رخ داد. به محض پيروزي احمدي‌نژاد در انتخابات آن سال، اما در هر محفلي حاضر شدم نخستين انتقاد حاضران اين بود که با بي‌تفاوتي و انفعالِ خود نسبت به انتخابات، زمينه‌ساز پيروزي احمدي‌نژاد شده‌ام و بايد در برابر تک تک اقدامات او پاسخگو باشم! من با تکيه به چه ابزار و توسل به چه نوع استدلالي مي‌توانستم آنها را مجاب کنم که اگر هاشمي هم پيروز مي‌شد، اوضاع حتي مي‌توانست از جهاتي براي آنها سخت‌تر باشد؟ طبعا هيچ ‌ابزار و استدلالي در کار نبود چرا که تاريخ فقط به يک صورت اتفاق مي‌افتد و صورت‌هاي موازي و بديل آن، فقط با تکيه بر استدلال‌هاي صوري و منطقي قابل تصور است! همان اتفاق سال 84 در سال 96 هم تکرار شد. در سال 96 به دوستان اصلاح‌طلب به شدت هشدار دادم که اگر روحاني دوباره پيروز شود، با توجه به چشم‌انداز آينده، دولتش در مشکلات غرق خواهد شد و تمام سرمايه و اعتبار اصلاح‌طلبان هم خواهد سوخت. اصلاح‌طلبان اما اين نگراني را بي‌‌‌پايه و اساس دانستند و آن را به خيالات انتزاعي و مجرّد نسبت دادند. حالا اگر به فرض روحاني رأي نياورده بود و به جايش رئيسي و يا قاليباف رئيس‌جمهور مي‌شد، طبعا بيشتر مشکلات کنوني همچنان گريبانگير جامعه مي‌شد و فقط تصوري رؤيايي از موفقيت روحاني در دورة نخست رياست جمهوريش به جا مي‌ماند. در آن صورت مگر امکان داشت که اصلاح‌طلبان را قانع کرد که اگر روحاني هم پيروز شده بود، توفيري نمي‌کرد؟ ولي اين بار خدا به من رحم کرد! به هر حال اين داستان باز هم در حال تکرار است! من افق سياسي ايران را همراه با مشکلاتي بسيار طاقت‌فرسا مي‌بينم مگر آنکه جناح اصولگرا به اين مشکلات واقف شود و ريل سياست را به سمت درست آن بچرخاند! اگر اين اتفاق نيفتد، از هيچ‌اصلاح‌طلبي در پاستور کاري ساخته نيست! با اين حال، اين را هم مي‌دانم که اگر کانديداي مورد حمايت اصلاح‌طلبان به پاستور راه نيابد، از فرداي آن روز مرا مسئول تمام مشکلات معرفي خواهند کرد! با اين وضع بهتر نيست من پايم را از اين گليم بيرون بکشم و به دوستان بگويم هر چه خود صلاح مي‌دانيد! من نظري ندارم!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی