خانم فرامرزي روحيات و اخلاقهاي متفاوتي نسبت به خانمهاي ديگر دارد. يکي از اين خصوصيات، علاقه مفرط او به فوتبال است. براي مثال از آنجايي که اعتقاد دارد نسل طلايي 98 فوتبال ايران ديگر تکرار نميشود، لحظه تولد فرزندان دوقلو خود، با وجود مخالفتهاي همسرش آقا مسعود، به ياد حماسه ملبورن و گل خداد عزيزي نام پسرش حماسه و نام دخترش را غزال گذاشت. هرچند در خانه، غزال را خداداد صدا ميزنند.
خانم فرامرزي معلم است و آقا مسعود که شغلي آزاد داشت به تازگي بيکار شده و مجبور است بعد از تمام شدن کلاسهاي آنلاين همسرش، در خانه با کمک اسپيکرهاي تلويزيون نقش تير دروازه را بازي کند تا بساط گل کوچيک خانم فرامرزي و فرزندانش را در پذيرايي فراهم کند. البته او بابت اين کارش از طرف دوستانش در فضاي مجازي متهم به زنذليلي شده بود که با تلاش خانم فرامرزي پيجهاي اينستاگرام دوستانش به دليل اقدامهاي زنستيزانه ريپورت و بسته شد.
اين خانواده چهار نفري فصل جديد قرنطينه را متفاوت ميگذراند و خبري از دمبل زدن با دسته جارو برقي در خانه، هشتگهاي خودم پز، پلاس بودن در لايوها و گذاشتن استوريهاي استاي ات هوم در عوارضي تهران و شمال نيست.
آنها در روزهاي اوليه قرنطينه کارشان به اجبار اين شده بود که سوالهاي فيزيک فوتبالي را براي شاگردان خانم فرامرزي طراحي کنند. دوفرزند او با کمک اينترنت و تلاشهاي شبانه و روزانه خود توانستند سوالهاي نسبتا ايدهآلي را براي مادرشان جمعآوري کنند. اما پدر خانواده با طرح کردن سوال (معادله فيزيکي گلهاي خورده حسين حسيني در فصل قبل را به دست بياوريد.)خود را در منجلاب بزرگي انداخت.
از آنجايي که خانم فرامرزي يک استقلالي ششآتيشه هست، به همسر خود بابت اين سوال لقب «بابا مسعود» داد و به عنوان جريمه او را يک هفتهاي به خانه مادرش در شهرستان تبعيد کرد. هرچند آقا مسعود در آخرين دفاعيات سعي بر متقاعد کردن همسر خود داشت و هرچقدر قسم خورد فرق فوتبال و هاکي روي يخ را نميداند و اين سوال را از دوستانش کمک گرفته است اما موفق به اين کار نشد. البته بايد بگويم که اين تنها يکي از رفتارهاي عجيب خانم فرامرزي است.