واقعيت آن است که دونالد ترامپ در سايه برنامه مدنظر خود عليه ايران طي بيش از سه سال گذشته سعي داشته است که نفوذ تهران را در منطقه قطع يا حداقل کمرنگ کند تا بتوان از اين طريق جمهوري اسلامي را در يک انزوا قرار دارد. در اين راستا دونالد ترامپ ضمن تلاش براي برقراري روابط کشورهاي منطقه با اسرائيل و گسترش و تعميق نفوذ تلآويو تا پشت مرزهاي ايران، هم در جنوب و هم در شمال، سعي کرد که نيروهاي نيابتي و همسو با تهران را در عراق، سوريه، يمن، لبنان و فلسطين زمينگير کند و در هر دو مساله هم موفقيتهاي نسبي براي دونالد ترامپ شکل گرفت. از سوي ديگر بايد اين نکته بسيار مهم را هم مدنظر قرار داد که شرايط امنيت منطقهاي در خاورميانه و بهخصوص کشورهاي حاشيه خليجفارس به نقطهاي از حساسيت و التهاب رسيده است که اکنون کوچکترين اقدامي توسط نيروهاي نيابتي ايران ميتواند شرايط را به قدري پيچيده و بغرنج کند که شايد آمريکا وارد يک جنگ ناخواسته با ايران شود. به هر حال آنچه در سايه اعزام دو بمبافکن بي52 به خاورميانه توسط آمريکا مطرح شده بيشتر در راستاي جبران کاهش نيروهاي نظامي آمريکايي در افغانستان و عراق صورت گرفته است. يعني ايالات متحده آمريکا هر گاه دست به کاهش نيروهاي نظامي خود در منطقه زده، سعي کرده است با برخي اقدامات نمادين نظامي يا انتشار برخي اخبار اين کاهش نيروهاي نظامي خود را تحتالشعاع قرار دهد. اما با اين تفاسير نميتوان به طور کلي اين تهديد را ناديده گرفت که احتمال وقوع درگيري و تنش نظامي وجود ندارد. لذا مقامات جمهوري اسلامي ايران، به خصوص مقامات نظامي و امنيتي کشور تا پايان دوران رياستجمهوري دونالد ترامپ بايد مواضعي هوشمندانه اتخاذ کنند. به هر حال اکنون ترامپ خود را در شرايطي ميبيند که چيزي براي باختن ندارد. لذا سعي ميکند وضعيت را بهگونهاي پيچيده و بغرنج کند که جو بايدن هم توان مديريت آن را نداشته باشد. اينکه نبايد اينگونه برداشت شود که کاهش نيروهاي نظامي ايالات متحده آمريکا در افغانستان و عراق فضاي مناسبي را براي نيروهاي نيابتي ايران به خصوص در کشور عراق فراهم آورده است و ذيل آن ميتوان شرايط را براي تغيير موازنه قوا به نفع خود شکل داد؛ چون قطعا به موازات کاهش نيروهاي نظامي آمريکا در منطقه حساسيت کاخ سفيد نسبت به هرگونه اقدام ايران و نيروهاي نيابتي تهران بيشتر خواهد شد. مساله تنش نظامي با ايران اقدامي است که آمريکاييها حتيالمقدور از دست زدن به آن پرهيز دارند. حتي برخي معتقدند اگر دونالد ترامپ درصدد اقدام نظامي عليه ايران باشد، ارتش ايالات متحده آمريکا از او حمايت لازم را به عمل نخواهد آورد. اما تمام اين دلايل سبب نميشود که تهديد جنگ نظامي با ايران به طور کامل به حاشيه برود. قطعاً اقداماتي مانند حمله موشکي حوثيها به تاسيسات نفتي عربستان ميتواند به عنوان يک کاتاليزور در بروز درگيري و انجام اقدام نظامي آمريکا عليه جمهوري اسلامي ايران عمل کند؛ هر چند تاکنون شاهد سکوت رياض بودهايم. ولي اگر طي ساعات و روزهاي آتي خبر حمله موشکي به تاسيسات نفتي آرامکوي عربستان با جريانسازي و جنجالآفريني مقامات سعودي، اماراتي، بحريني و اسرائيلي همراه شود قطعا با دامن زدن بر موج ايرانهراسي و شانتاژ خبري، سياسي، ديپلماتيک و امنيتي ضدتهران سعي ميکنند با محور قرار دادن حمايت و ارتباط جمهوري اسلامي از انصارا... و حوثيهاي يمن، اساساً امنيت منطقه را به تقابل نظامي بکشانند. نبايد فراموش کنيم با ورود و حضور جو بايدن به عنوان رئيسجمهور جديد ايالات متحده آمريکا هم باز تغيير شگرف و عميقي در منطقه به وجود نخواهد آمد. هر چند قطعاً جو بايدن جزو منتقدان سياستهاي محمد بن سلمان در خصوص جنگ يمن است، اما اين مساله بدان معنا نيست که اجازه تحرکات نظامي را به نيروهاي نيابتي تهران بدهد.