روز دوشنبه حدود سه ساعت رسانههاي اسرائيلي را رصد ميکردم، راديو ارتش از سفر روز يکشنبه بنيامين نتانياهو به عربستان خبر داد. گفته ميشود نتانياهو همراه کوهين رئيس سازمان جاسوسي موساد از فرودگاه بن گوريون (اللد) به فرودگاهي در ساحل خليج نيوم در عربسستان رفتهاند و ديداري سهجانبه ميان نتانياهو، بنسلمان و مايک پومپئو برگزار شده است. همچنين گفته ميشود که هواپيماي حامل نتانياهو و کوهين متعلق به بازرگان يهودي اودي انجل است که براي نشستهاي محرمانه درباره «توافقنامههاي ابراهيم»(سازش ميان اسرائيل و کشورهاي عربي) به کار گرفته شده است. اين سفر در وهله اول از وضعيت بسيار تاسفبار منطقه حکايت دارد. به نظر نگارنده، در يکي دو سال اخير چنين ديداري، ولو در غير عربستان نيز انجام شده است؛ اما آنچه تازگي دارد، اعلام اين سفر و ديدار است؛ آن هم پس از شکست ترامپ و پيروزي بايدن. ترامپ قبل از برگزاري انتخابات تلاش زيادي کرد تا عربستان نيز مانند امارات، بحرين و سودان روابط رسمي با اسرائيل برقرار کند؛ اما معذوريتها به رياض اجازه چنين کاري را ندارد. اما حالا اين پرسش کانوني مطرح است که دليل کنار گذاشتن اين معذوريتها و انجام و اعلام اين سفر و ديدار در اين بازه زماني حساس چيست؟ در پاسخ ميتوان چند نکته را مطرح کرد: نخست اينکه بعد از شکست ترامپ که روابط نزديکي با نتانياهو و بنسلمان داشت، نوعي نگراني نسبت به سياستهاي بايدن در ميان همپيمانان آمريکا در منطقه در خصوص رويکرد احتمالي وي در قبال ايران ايجاد شده است. از اين جهت، احتمالا يکي از اهداف مهم سفر نتانياهو و اين ديدار سهجانبه هماهنگي مشترک براي تداوم راهبرد آمريکايي فشار حداکثري بر ايران در دوره بايدن و تلاش مشترک براي ايجاد اتفاقات و واقعيتهايي در دو ماه آتي در سطح منطقه باشد که مانع تغييري در اين راهبرد در دوره بايدن شود. اما معمولا سفرهايي با اهداف امنيتي و سياسي کلان و به ويژه ميان دو طرف که روابط رسمي آشکاري ندارند، اعلام نميشود و همين نکته ما را به هدف ديگري از اين سفر و اعلام آن رهنمون ميکند و آن هم اهميت آن براي شخص بن سلمان پس از پيروزي بايدن است. کسي که تحليلها، توئيتها و اظهارنظرهاي نزديکان به حلقه قدرت در عربستان را دنبال کرده باشد، در لابهلاي سطور و کلمات آنها نوعي نگراني را نسبت به رفتار احتمالي بايدن با شخص بن سلمان و نه روابط با عربستان حس ميکند. بايدن قبلا اظهارات بسيار تندي عليه بن سلمان به ويژه در قضيه قتل جمال خاشقچي مطرح کرده است و همين محمل يک نوع نگراني براي بن سلمان شده و اين احتمال را مطرح ميکند که بايدن در جهت تضعيف موقعيت وي و تقويت طيف سنتي خاندان حاکم که در چند سال اخير کاملا به حاشيه رانده شدند، عمل کند؛ البته باز تاکيد ميکنم متن روابط راهبردي ميان واشنگتن و رياض تحتتاثير اين رويکرد احتمالي قرار نخواهد گرفت. حال در اين وضعيت، اعلام اين ديدارها و سفرها ميتواند بايدن را در قبال بنسلمان دست به عصا کند؛ بالاخره در مسائلي در خاورميانه که پاي رژيم صهيونيستي و منافع آن در ميان باشد، معمولا روسايجمهور آمريکا چه دموکرات، چه جمهوريخواه کاملا محتاطانه عمل ميکنند و برخلاف اين منافع کاري نميکنند. از اين رو، نتانياهو هم از اين نگرانيهاي بنسلمان بهرهخاص خود را ميبرد و اين احتمال دور از ذهن نيست که در همين دو ماه شاهد روابط رسمي عربستان و اسرائيل نيز باشيم.