با نگاهي وسيعتر چگونه تغيير و تحولات اين روزهاي منطقه و جهان ميتواند بر سياست ايران تاثيرگذار باشد؟
در برهه زماني که دونالد ترامپ به عنوان رئيسجمهور ايالات متحده آمريکا بر سر قدرت بود، بايد توجه کرد که چه اشخاصي و چه کشورهايي بيشترين منفعت را از آن دوران بردهاند و امروز که در حالت گذار قرار گرفتهايم به وحشت افتادهاند که ديگر حامي خود را از دست ميدهند. قطعا اولين شخص در اين فهرست نتانياهو است که با استفاده از آيپک و داماد دونالد ترامپ و وزير امورخارجه دولت ترامپ که بسيار از خود گرايش به سمت رژيم صهيونيستي نشان ميدهد منافع خود را در فلسطين اشغالي تثبيت کرده است. تمام تلاش اين افراد اين بوده است که در اين چهار سال جايگاه رژيم صهيونيستي را به بالاترين حد برسانند و مواضع اين رژيم را تقويت کنند. در اين راستا از روابط اعراب و رژيم صهيونيستي رونمايي کردند. اعرابي که قبل از اين فقط مصر و اردن جرات کرده بودند با رژيم صهيونيستي روابط خود را علني کنند. امروز شاهد هستيم بحرين و امارات نيز به اين دو کشور پيوستند و در روزهاي اخير نيز به نظر ميرسد تلاشها براي عادي شدن روابط عربستان و رژيم صهيونيستي جديتر شده است. امروز پمپئو تمام فشار خود را بر روي عربستان گذاشته تا روابط خود را با رژيم صهيونيستي علني کند. بن سلمان و نتانياهو بارها با يکديگر ديدار کردهاند و به گفت و گو پرداخته اند، اما همواره به صورت مخفيانه بوده است. آنها در آشکار کردن اين روابط همواره احتياط کردهاند به اين علت که ميداند که اگر دولت بعدي ايالات متحده روي کار بيايد، هم در مساله حقوق بشر و هم در موضوع يمن و جنايات اين جنگ و هم سختگيريها نسبت به سعوديها در خصوص بازداشت تعداد زيادي از شاهزادگان، تحت فشار قرار مي گيرد. در همين راستا به دنبال اين هستند که براي خود حامي دست و پا کنند و در مقابل بايدن و رقباي منطقهاي خود مقاومت کند.
آيا اين اقدام عربستان ميتواند اين کشور را از فشارها نجات دهد؟
مشخصا عربستان سعودي زماني که با رژيم صهيونيستي روابط خود را عادي کند، هم تحت فشار علماي داخلي خود قرار خواهد گرفت و هم تحت فشار جو و فشار بينالمللي قرار خواهد گرفت. در اين روزهاي آخر پمپئو و ترامپ دست بردار نيستند و به دنبال اين هستند که بتوانند کاري بکنند آن چه را که قصد داشتهاند در دور دوم رياست جمهوري خود قرار دهند در همين مدت زمان کوتاه به نتيجه برسانند که اين بوده است که در مدت زماني کوتاه ايران را تحت فشار قرار دهند. آنها مشخصا به دنبال اين هستند بايدن را در موقعيتي قرار دهند که نتواند خود را از آن خلاص کند و حتي برخي نيز بر اين باور هستند که با آمدن دو هواپيماي b52 Èå ÓãÊ ãäØÞå æ æÌæÏ ÈÑÎí ÇãکÇäÇÊ ÇÒ گÐÔÊå، íک ÊäÔ äÙÇãí ÇíÌÇÏ کäÏ ÊÇ ÒãÇäí کå ÈÇíÏä ÈÑ ÓÑ کÇÑ ãíÂíÏ، Èå کÇÎ ÓÝíÏ ÏíگÑ Èå ÑÇÍÊí äÊæÇäÏ ÎæÏ ÑÇ ÎáÇÕ کäÏ æ ÏÑگíÑ íک ÊäÔ äÙÇãí ÈÇÔÏ æ ÚÑÈÓÊÇä äíÒ Èå äÍæí ÏÑ ÊáÇÔ ÇÓÊ کå ÎæÏ ÑÇ ÇÒ Çíä æÖÚíÊ ÈÏ Èå Çíä Ôکá ÑåÇíí ÈÎÔÏ.
با قطعي شدن پيروزي بايدن و مشخص شدن برخي گزينههاي او براي کابينه آينده آيا ميتوان اينگونه برداشت کرد که او در به توافق رسيدن با ايران جديتر شده است؟
بايدن در حين تبليغات انتخاباتي براي نخستين بار اعلام کرد که به برجام باز خواهد گشت. امروز نيز که راي آورده باز هم تاکيد کرده که به برجام بازخواهد گشت. در اين ميان ترامپ نيز به بخشهاي مربوطه دستور داده تا مقدمات انتقال قدرت را آغاز کنند و در اين حين نيز گفته است که همچنان پيگير مسائل حقوقي است. بنابراين به اين شرايط که بايدن به برجام بازگردد نزديکتر شدهايم. برخي نيز در داخل يک جوي ايجاد کردهاند که بازگشت بايدن به برجام کار را براي ايران سخت ميکند در صورتي که اينگونه نيست. رهبري نيز گفتهاند که مذاکرات در قالب برجام ميتواند شکل گيرد و ادامه يابد. اينکه بگوييم که برجام به مسائل ديگري سوق پيدا ميکند، در حالي که ايران خود يک قدرت بزرگ و تاثيرگذار است، نبايد ترس ايجاد کند. اگر وحدت رويه داشته باشيم و ديپلماسي ما با قدرت نظامي ما به خوبي پيش رود ميتوانيم از پس اين سختي ها نيز برآييم. در اين ميان گزينههايي نيز که رئيس جمهور آمريکا در نظر دارد به نظر ميرسد در اين راستا باشد که تصميم او براي بازگشت به برجام جديتر است. بازگشت به برجام ميتواند ثمراتي براي کشور داشته باشد. قطعا مشکلات ايران با آمريکا محدود به برجام نخواهد بود و مشکلات ديگري نيز وجود دارد. مشخصا دموکراتها نيز اگر حرف بي خودي بزنند ايران باز هم همانند دوران ترامپ مقاومت خواهد کرد و کوتاه نميآيد و صرفا به گفت و گوهاي منطقي و اصولي روي خواهد آورد و اجازه نخواهيم داد تا منافع کشور به خطر بيفتد و عزت کشور زير سوال برود.
بازگشت بايدن به برجام چه تاثيراتي بر عرصه بينالملل خواهد گذاشت؟
امروز عملا عربستان، رژيم صهيونيستي و حتي اروپا نيز به دست و پا زدن افتادهاند، زيرا دو کشور اول منافعشان به خطر ميافتد و اروپا نيز که در چهار سال گذشته کاري انجام نداده است جايگاه خود را در خطر ميبيند. در اين ميان تروئيکاي اروپا زماني که خيالشان از رفتن ترامپ راحت شده است به تکاپو افتاده و عنوان ميکنند که ايران بايد به تعهدات خود عمل کند و ايران نيز به خوبي پاسخ داده که تعهدات خود را عملي کرده است و صرفا در مقابل بدقوليهاي اروپا از ميزان تعهدات خود کاسته است. اينکه مطرح ميشود پيروزي بايدن منجر ميشود که اروپا به آمريکا نزديک شود و اين به ضرر ايران است نميتواند از امروز صحت داشته باشد و نبايد در اين خصوص پيشبيني کرد. زيرا اصلا مشخص نيست که فشار بر ايران بيشتر شود. نبايد با اين پيشگوييها فرصت به دست آمده را از دست داد. ايران ميتواند از اين فرصت استفاده کند و جو پرتنش امروز را آرام کند. به چه علت برخي در داخل با پمپئو هم صدا ميشوند؟ چرا برخي از کاهش تنش ها نگران هستند در صورتي که ميتواند تاثير مثبت بر کشور بگذارد. احتمالا ترامپ علاوه بر افزايش تنشهاي داخلي و دامن زدن به دوقطبي موجود، تلاش خواهد کرد تا با اعمال تحريمهاي جديد عليه ايران، شرايط را براي بايدن سختتر کند. فشار اسرائيل در کنار پولهاي بنسلمان، انگيزه ترامپ براي ماجراجويي را تقويت ميکند اما بعيد است ارتش و کنگره آمريکا در اين باره با وي همراهي کنند. دموکراتها هم محاسبات و محدوديتهاي خود را دارند و هرچند برجام را ممکن است بپذيرند اما به خطر افتادن امنيت اسرائيل را هرگز نخواهند پذيرفت. اگر دولت بعدي ايالات متحده روي کار بيايد، هم در مساله حقوق بشر و هم در موضوع يمن و جنايات اين جنگ و هم سختگيريها نسبت به سعوديها در خصوص بازداشت تعداد زيادي از شاهزادگان، تحت فشار قرار ميگيرد و اين خود ميتواند سرآغاز تغييرات زيادي در منطقه خاورميانه باشد و معادلات را بر هم زند.