ادامه سخن روز/ و عواملي مانند توليد کتابهاي مروج خشونت در گروه همسني کودکان و نوجوانان، پخش فيلمهاي نامناسب در فضاي مجازي و شبکههاي اجتماعي ناايمن، مشکلات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي خانوادهها، گروه همسالان و نهادهاي فرهنگي کشور در آن نقش دارند. پديده خشونت و در رأس آن خودکشي به عنوان يک آسيب اجتماعي در جامعه، ناشي از شرايط ساختاري نامطلوب و ارائه الگوهاي کنشي نهادهاي مختلفي است که در مسير تحولات اجتماعي و توسعه جامعه نقش بازي ميکنند و بعضا مانع تحقق اهداف و تهديدکننده ارزشها و کمال جامعه ميشوند. ريشهيابي علل وقوع هر آسيب اجتماعي نيازمند شناخت دقيق پديدههاي واقعي، متغير، نسبي و قابل کنترلي هستند که طرح و شناسايي علمي و عملي آنها مستلزم وجود برنامههاي مناسب، تعامل صحيح و مناسب بين سازمانها و نهادهاي متعدد و بالاخره وجود فضاي فکري و اجتماعي مناسب است؛ موضوعي که در حال حاضر با آن مواجهيم اين است که ابتدا بايد خودکشي را نه بهعنوان پديدهاي مختص با دانشآموزان با محوريت دستگاه تعليم و تربيت، بلکه بايد آن را به صورت يک آسيب اجتماعي در جامعه کودکان و نوجوانان به صورت مساله مبتلابه جامعه مورد توجه جدي مسئولان قرار داد تا با بررسي آسيبشناسانه اين پديده توسط دستگاهها و نهادهاي دانشگاهي و همچنين برگزاري ميزگردهاي رسانهاي با حضور جامعهشناسان و کارشناسان قضايي کشور به دور از هيجانات مقطعي و بعضا سياسي و متهم کردن همديگر، به واکاوي ريشهها و پيامدهاي احتمالي خواسته يا ناخواسته بپردازيم. البته ناگفته نماند اين آمار خودکشي دانشآموزان در سال تحصيلي جديد که خودکشي حتي يک دانشآموز هم فاجعه است و براي هيچ کشور و نظامي نه تنها مطلوب نيست بلکه زنگ خطري را براي مسئولان فرهنگي و اجتماعي کشور که بيش از 20 دستگاه فرهنگي و اجتماعي در کشور داريم و همچنين نهادهاي تصميمگير و تصميمساز به صدا درميآورد که اگر در اين زمينه اقدام عاجل و منطقي صورت نگيرد، بايد در آيندهاي نزديک شاهد عواقب دهشتناک آن در کشور باشيم.