نميدانم فيلم «مکس» که اوايل دهه هشتاد با بازي فرهاد آئيش و براساس فيلمنامهاي از پيمان قاسمخاني اکران شد را يادتان هست يا خير! در اين فيلم شخصيتي داشتيم که نام شخصيتهاي سياسي فرضي را که فرزند داشتند، يادداشت ميکرد تا بتواند با يکي از آنها ازدواج کند و آينده خود را تامين کند.
آن زمان ما به اين فيلمها ميخنديديم و فکر ميکرديم فضا چقدر ميتواند غيرواقعي باشد و اين دنياي فانتزي سينما چيست اصلا؟! اما امروز شاهد اين مساله هستيم که ظاهرا نان در فاميل بودن و داماد بودن و عروس بودن و... است.
با اجراي قانون منع بهکارگيري بازنشستگان در سازمانها و ادارات دولتي شاهد رسيدن ميز از پدر به پسر هستيم.يعني تاجي ميرود و تاجکي جاي او ميآيد. (البته مهدي تاج استثنا هيچ رقمه ول کن ميز رياست فدراسيون فوتبال نيست!).
با ادامه اين روند به زودي شاهد تغيير اصطلاح «مادر را ببين، دختر را بگير!» خواهيم بود و ديگر اصطلاح «شغل و پست و مقام پدر را ببين، دختر را بگير!» مطرح است.البته در اين زمينه شلوغکاريهايي در مورد انتصاب داماد رئيسجمهور داشتند که ايشان هم از سمت خود استعفا دادند و موضوع اين يادداشت مشخصا در مورد ايشان نيست، چون استعفا دادهاند.
اما خوشبختانه از چند سال پيش تا امروز شاهد پيشرفت و جهش ژنهاي خوب هستيم و از اين به بعد ارتباط شما با ژنهاي خوب هم ميتواند دليل موفقيتتان شود.يعني برخي از سياستمداران و مديران يک جوري در مورد تواناييهايي آقازادهشان و دامادزادهشان صحبت ميکنند، انگار بقيه جمعيت جوان کشور، تا تصميم کبري درس خواندهاند و تفاوت فازمتر و موچين را نميدانند.گرفتن مدرک ليسانس و فوقليسانس و دکترا که کار سختي نيست، خيليها دارند اما چون در انتخاب همسر، دقت لازم را نداشتهاند و پيچش مو را نديدهاند، هماکنون در ماشينهاي شخصي خود در حال جابهجايي مسافر هستند.