آرمانملي-محمدميلاد عبداللهي: در بازار بين بانکي، بانکها و موسسات اعتباري جهت تامين مالي کوتاهمدت و ايجاد تعادل در وضعيت نقدينگي خود، با يکديگر معامله ميکنند. به عبارت ديگر اين بازار براي استقراض و سپردهگذاري کوتاهمدت در بين بانکهاست. طبق گزارش بانک مرکزي، نرخ سود بازار بين بانکي در مهرماه از 14 تا 22درصد، بالاتر رفته و به حدود 23 درصد نزديک شد که بر اساس گفته تعدادي از مسئولان اين رقم بار ديگر به 20درصد بازگشته است. به اعتقاد برخي تحليلگران چنين امري ميتواند اين پيشزمينه را ايجاد کند که با فرض افزايش اين رقم نرخ سود سپرده هم بيشتر خواهد شد و اين در حالي است که خيلي از کارشناسان افزايش سود سپرده را عاملي براي بيشتر شدن نرخ تورم ميدانند که همين امر ميتواند مشکلات متعدد اقتصادي را براي کشور به دنبال داشته باشد و بالعکس کاهش و کنترل آن، بار تورم اضافي را از دوش اقتصاد بر ميدارد. نکته قابل تامل ديگر بحث اتکا به درآمدهاي نفتي در بودجه سال آينده است که صاحبنظران اقتصادي بر اين باورند دولت بايد در بودجه سال آتي، تکيه به نفت و پيشبيني قيمت آن را ناديده بگيرد و نظام بودجهريزي را تغيير دهد. به عبارت دقيقتر اخذ ماليات و واگذاري شرکتهاي دولتي در بازار سرمايه ميتواند يک راهکار عالي براي کاهش وابستگي به درآمدهاي نفتي باشد. اين در حالي است که دولت ميتواند با حمايت صحيح و هوشمندانه از بازار سهام، نقدينگي سرگردان موجود در جامعه را به سمت و سوي مناسبي هدايت کند. در همين خصوص، وحيد شقاقي شهري، استاد اقتصاد دانشگاه خوارزمي، گفتوگويي را با «آرمانملي» انجام داده که در ادامه ميخوانيد.
به نظر شما آيا مديريت نرخ سود بين بانکي ميتواند راهکار مناسبي براي کاهش نرخ تورم باشد و از کدام جهت ميتوان آن را مهم دانست؟
بايد اذعان کرد، در حال حاضر انتظارات تورمي کاهنده در جامعه شکل گرفته است. به عبارت دقيقتر انتظار آن است که با روي کار آمدن رئيس جمهوري دموکرات جديد آمريکا و وعدههاي او، داراييها و منابع ارزي بلوکه شده ايران در کشورهايي مثل عراق، کره جنوني و ژاپن آزاد شود و در حالت کلي با کاهش شدت تحريمها، قيمت دلار افت کند و احتمالا در يک دوره زماني کوتاهمدت نرخ ارز پايينتر ميآيد. بايد اشاره کنم با مفهوم کاهش انتظارات تورمي، اصولا بايد ما اميدوار باشيم به کاهش نرخ بهره بين بانکي و به تناسب آن نرخ سود بانکي؛ هرچقدر اين دو مورد کاهش يابد، ميتوان اميدوار بود که يکي از عوامل رشد نقدينگي کنترل شود. چراکه افزايش نرخ سود بانکي عامل مهمي در رشد نقدينگي است و هرچقدر کاهنده شود از بار نقدينگي و تورم کاسته ميشود. به عبارت دقيقتر زماني که نرخ سود بين بانکي بالا ميرود، به اين مفهوم است که از يک طرف سود بالاتر به سپردهها داده ميشود که موجب افزايش نقدينگي در اقتصاد خواهد شد و ميتواند به رشد تورم دامن بزند، در ضمن زماني که نرخ سود تسهيلات بالا ميرود، تامين مالي را براي بنگاهها بالاتر ميبرد و افزايش آن هم هزينههاي توليد بيشتري را براي بنگاه به دنبال دارد. در مجموع يکي از متغيرها براي رونق توليد، خروج از رکود و کاهش رشد نقدينگي، پايين آوردن نرخ سود سپردهها و تسهيلات است.
نظر شما درباره پيشنهاد ارز 11 هزار توماني و نفت 40 دلاري در لايحه بودجه سال آينده چيست؟
يکي از ايرادات مهم نظام بودجهريزي ما آن است که چون بودجه را وابسته به درآمدهاي نفتي ميکنيم، بالاجبار بايد هم قيمت نفت را پيشبيني کنيم و هم براي نرخ دلار نيز عدد بياوريم. از طرف ديگر يکي از مشکلات اصلي آن است که، سازمان برنامه و بودجه که هدفش صفر کردن وابستگي به درآمدهاي نفتي است، لازم نيست براي آن پيشبيني يا عدد بياورد. به عبارت دقيقتر متدولوژي فعلي همان رويه ايراددار گذشته است، يعني دوباره بگوييم تعدادي بشکه صادرات نفت خواهيم داشت و اين نياز به پيشبيني قيمت طلاي سياه و دلار دارد و نشاندهنده آن است که نگاه مسئولان براي بودجه سال آتي، همچنان وابستگي به درآمدهاي نفتي است. به نظر من دولت و مجلس بايد بتوانند وابستگي که در مقطع فعلي تا حد بالايي کاهش پيدا کرده است را براي سال آينده تداوم دهند؛ يعني بودجه را کاملا ريالي و مبتني بر درآمدهاي مالياتي، اوراق بدهي و فروش بنگاههاي دولتي بر بازار سرمايه ببندند و از يک طرف نفت هم کنار گذاشته شود. ممکن است سال آينده بازهم در صادرات نفتي دچار مشکلاتي شويم. از طرفي هر زمان که نفت را در بودجه گنجاديم، ناگزير بوديم تا قيمت آن عددگذاري و در ضمن براي دلار هم نرخي تعيين کنيم، در عين حال همانطور که اشاره کردم، نگرش دولت آن است که در بودجه سال آتي هم درآمدهاي نفتي را ببيند.
تحليل شما از وضعيت فعلي بازار سرمايه چيست و آيا ميتوان به روزهاي آتي اميدوار بود و بورس را محل مناسبي براي کنترل نقدينگي دانست؟
به جرات ميتوان گفت در حال حاضر بهترين فرصت براي ورود پول و افزايش سرمايهگذاري در بازار سهام فراهم شده است. طبيعاتا بازارهاي دارايي موازي ديگر همچون ارز، طلا و سکه رونده کاهندهاي دارند و تنها بازاري که ميتواند محل امني براي جذب نقدينگي باشد، بازار سهام است. تاکيد ميکنم از يک طرف هم بهترين فرصت براي دولت است تا با يک مديريت بهينه نه با انجام خطاهايي که در سه ماه اول سال مرتکب شد، زمينه را براي رشد بورس و جلب نقدينگي مهيا سازد. در حال حاضر بورس مستعد به رونق رسيدن دوباره است و نياز دارد تا مديريت و حمايت عالي و عميقتر کردن بازار، آرامش خوبي در آن حاکم شود و پيشروي کند؛ به طوريکه ميتواند روزانه بيش از دو تا سه هزار ميليارد تومان از نقدينگي را جذب کند و در يکي دور روز گذشته ديديم پس از يک افت زياد بازار سهام توانست بيش از هزار ميليارد نقدينگي را جمعآوري کند و و اگر اين رقم بالاتر رود قطع به يقيق ميتوان اميدوار بود نقدينگي صرف بهترين حوزهها شود و به تبع آن اثرات تورمي فروکش ميکند.