بستن
کد خبر: ۱۰۰۱۸۹۶

جمنا در کماست!

جمنا در کماست!

آرمان ملي: «شوراي 15 نفره» «جمنا» «شوراي وحدت» اينها تشکل‌هايي است در سال‌هاي اخير با هر انتخاباتي خيمه‌اش در اردوگاه اصولگرايي علم شد و بلافاصله بعد از انتخابات ديگر هيچ نام و نشاني از آنها باقي نماند. در واقع زماني که اصلاح‌طلبان توانستند زير رداي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات و بعد از آن شوراي عالي سياست‌گذاري در جريان سه انتخابات پيروزي‌هايي براي خودشان دست و پا کنند اصولگرايان همچنان براي حل و فصل اختلافاتشان بر سر رسيدن به ليست واحد يا کانديداي اصلي با يکديگر درگير بودند. در اين ميدان وقتي ديدند اختلافات باعث شد تا بازي را به رقيب واگذار کنند تصميم گرفتند تا از الگوي چپ استفاده کنند و تشکيلاتي با ساز و کارهايي در جهت رسيدن به حلقه مفقوده‌شان يعني وحدت برپا کنند. البته در اين راه خيلي موفق نبودند و هربار شايد از حجم اختلافات کاسته شد اما به سر منزل وحدت تمام عيار هم نرسيد. حالا به فاصله 6 ماه مانده به سيزدهمين انتخابات رياست جمهوري زمزمه‌ها درباره ايجاد ساز و کار ديگري به گوش مي‌رسد که قرار است پروژه وحدت اصولگرايان براي انتخابات 1400 را به دوش بکشد اما اين سوال مطرح است سرنوشت تشکل‌هاي قبل به کجا رسيد و آيا اين تشکل هم به همان سرنوشت دچار خواهد شد؟ اصولگرايان بهترين مدل همگرايي را در انتخابات رياست جمهوري سال 96 تجربه کردند. آنها بعد از انتخابات 94 و شکست در به سرانجام رساندن پروژه وحدت، عزم شان جزم شد تا هر طور شده در انتخابات 96 جبران مافات شود و براي همين کنگره 3000 نفره اصولگرايان باز هم همراه با ليدري حدادعادل پروژه دوازدهمين انتخابات رياست جمهوري را به دست گرفت و با اينکه نسبت به گذشته توفيق بيشتري به دست آورد اما در نهايت توانست 16 ميليون راي راهي سبد اصولگرايان کند که البته براي رفتن به خيابان پاستور کافي نبود و ابراهيم رئيسي کانديداي اين جريان نتوانست پيروز ميدان باشد. تشکيل جمنا (جبهه مردمي نيروهاي انقلاب) در فاصله چند ماه تا برگزاري انتخابات رياست جمهوري دوازدهم، دو حسن داشت؛ نخست اينکه اصولگرايان را پس از چندين بار شکست در انتخابات مختلف که به دليل ارائه چند ليست يا چهره انتخاباتي مستقل رخ داده بود، به وحدت رساند، دوم اينکه راي تقريبي اين جريان را مشخص ساخت. اما با همه اين اوصاف پس از ارديبهشت 96 و البته با شکل گيري چند قطب مخالف اصولگرا در انتخابات آن سال، جمنا نيز به فراموشي سپرده شد.

پوسته‌اي به نام شوراي وحدت

نيمه دوم سال 97 وقتي هنوز اخبار دقيقي درباره انتخابات مجلس يازدهم نبود ابراهيم رئيسي شوراي وحدت اصولگرايان را کليد زد تا بتواند با کنار زدن جمنا و ايجاد يک تشکيلات جديد براي يازدهمين انتخابات برنامه‌اي دقيق بريزد اما حکم رهبر انقلاب براي رياست قوه قضائيه او را مجبور کرد تا از فعاليت جناحي فاصله بگيرد؛ کنار رفتن رئيسي دوباره اديب اصولگرايان يعني غلامعلي حدادعادل را ترغيب کرد تا کار نيمه‌تمام رئيسي را به اتمام برساند؛ هرچند رياست او بر شوراي وحدت بارها از سوي مهدي چمران تکذيب شد اما در نهايت بر سر عنوان «رياست اداره شوراي وحدت» توافق شد. البته از همان زمان اختلافات حدادعادل با طيف نواصولگرايان به ويژه پايداري‌ها اوج گرفت اما با همه اين مشکلات اصولگرايان تصميم گرفتند، دندان روي جگر بذارند تا اين انتخابات بگذرد و شکست ديگري در کارنامه‌شان ثبت نشود هرچند انتقادات و گلايه‌ها جسته و گريخته در همان زمان مطرح شد که تندترين آن از سوي مرتضي‌ آقاتهراني دبيرکل جبهه پايداري بود و گاهي حتي شخص حدادعادل را نشانه مي‌گرفت تا جايي که او را به تلاش براي پدرخواندگي در جريان اصولگرايي متهم کرد. بعد از يازدهمين انتخابات مجلس با وجود آنکه پيروزي فراگيري نصيب جريان راست شده بود اما ليستي که درسايه ليدري شوراي وحدت سکان قوه مقننه را به دست گرفته بود در همان آغاز کار آنقدر حواشي در کارنامه‌شان نشست که به جاي رضايت، موج انتقادات را درباره حساب و کتاب اين شورا براي معرفي ليست افزايش داد. انتقاداتي که بخشي از آن از سوي طيف سنتي اصولگرا چون جامعه روحانيت و جبهه پيروان مطرح شد.چه آنکه شوراي وحدت که تاکيد داشت روحانيت اصولگرا بخشي از سازوکار تصميم گيري اين شوراست در نهايت بنا به روايت ها با نفوذ حدادعادل کنار زده شد و تنها جايگاه مشورتي يافت. جايگاهي که گلايه روحانيت اصولگرا را به دنبال داشت. حال بعد از انتخابات مجلس و گذشت 9 ماه از نقش‌آفريني شوراي وحدت نه تنها خبر چنداني از شوراي وحدت نيست حتي خاطره خوشي هم براي اصولگرايان به جا نگذاشته و معلوم نيست اگر اصلاح‌طلبان رد صلاحيت نمي‌شدند و مردم از صندوق‌هاي راي فاصله نمي‌گرفتند سرنوشت اصولگرايان در انتخابات اسفند 98 به کجا ختم مي‌شد.

تلاش شيخوخيت اصولگرا

از آنجا که هر از گاهي خورشيد ايجاد تشکل در جبهه اصولگرايي طلوع مي‌کند و با پايان يافتن انتخابات غروب مي‌کند و ديگر اثري از آن به جا نمي‌ماند جريان راست به فکر افتاده تا تشکلي ايجاد کند که هم بتواند همه احزاب اصولگرا را زير بال و پر خود بگيرد و از سوي ديگر هم حيات و مماتش بسته به انتخابات نباشد. غلامرضا مصباحي مقدم سخنگو جامعه روحانيت مبارز در اين رابطه مي‌گويد: «جامعه روحانيت مبارز هم‌اکنون در حال شکل دادن ساختاري است که ماندگار باشد و براي هر انتخابات تغيير نکند. البته اين ساختار را با موافقت و مشارکت جريان‌هاي سياسي هم‌سو شکل مي‌دهيم. در اين راستا، يک هيات‌ عالي خواهيم داشت؛ يعني نهادي شکل خواهد گرفت که تمام جريانات سياسي مرتبط را پوشش بدهد. البته هنوز عنوان آن مشخص نيست اما بنابر پيشنهاد احزاب، قرار است 5 نفر به نمايندگي از هر حزب براي عضويت در اين تشکل معرفي شوند.» او درباره سرنوشت تشکل‌هاي قبلي در سايه به وجود آمدن اين ساز و کار جديد مي‌گويد: «قرار است که همه اين تشکيلات با محوريت جامعه روحانيت مبارز تجميع شود. اقداماتي که آقايان در انتخابات رياست‌جمهوري دوره پيش يا انتخابات مجلس شوراي اسلامي و... داشتند، مورد توجه قرار خواهد گرفت و همه اين ساختارها، اشخاص و افراد در قالب جديد وارد شده و در آن فعاليت مي‌کنند.» مهدي چمران، فعال سياسي اصولگرا و نايب رئيس شوراي ائتلاف نيروهاي انقلاب (شانا) نيز در انتخابات اخير مجلس با تاييد فعاليت اصولگرايان در خصوص فرآيند شکل‌گيري نهاد ائتلافي جديد و دائمي در ميان فعالان اين جريان سياسي، گفت: هنوز در حال رايزني و گفت‌وگو هستيم. اگر اين بحث‌ها به نتيجه برسد، نتيجه را اعلام خواهيم کرد ولي در حال حاضر مساله‌اي که قطعي شده و قابل بيان باشد، وجود ندارد. هرچند مصباحي مقدم و طيف اصولگرايان سنتي نگاه خوش‌بينانه‌اي به اين تشکل دارند اما نمي‌توان آينده درخشان‌تري نسبت به سلف خود براي آن تصور کرد چراکه هنوز اختلاف طيف نواوصولگرايان با سنتي‌ها به قوت خود باقي است مضاف برآنکه محوريت اين تشکل را جامعه روحانيت مبارز در دست دارد که از نظر برخي گروه‌هاي اصولگرا سايه «پدرسالاري» برسرشان سنگيني مي‌کند و ممکن است در ادامه راه بار ديگر صدا ساز ناکوک‌شان به گوش برسد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی