استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي در واکنش به اظهارات اخير رئيس مجلس اظهار کرد: در شرايطي که کشور در معرض انبوهي از چالشها و بحرانهاست، بديهي اوليه عقلي حکم ميکند همه کساني که دل در گرو آينده کشور و سرنوشت مردم دارند؛ صادقانه، بدون هرگونه چشمداشت و انگيزه نفعطلبانه شخصي هر آنچه در توان دارند را در طبق اخلاص بگذارند و به نظام تصميمگيريهاي اساسي کشور کمک کنند تا با کمترين هزينه و بيشترين دستاورد از شرايط فعلي عبور کنيم و گرهي از کار مردم نازنين کشور که با صبوري؛ ناکارآمديها، ناهماهنگيها و ناتوانيها را تحمل ميکنند را گشوده شود. فرشاد مومني به ايلنا افزود: پديده شگفتانگيزي که اخيرا مشاهده ميشود اينکه يکي از اضلاع کليدي مشارکتکننده در تصميمگيريهاي اساسي کشور ناگهان ژست اپوزيسيون به خود گرفته است. اين موضوع حکايت از آن دارد که همه ما به شدت نيازمند گفتوگوهاي بيشتري با يکديگر هستيم، برداشتم اين است که فقدان گفتوگوهاي ملي شفاف و صريح و باز شدن افراطي راه براي فرصتطلبان، چاپلوسان و افراد کمتر صلاحيتدان در کارهاي تخصصي به ضرر کل کشور تمام شده است. بنابراين بايد از دل اين ماجراها، درس بزرگي را بگيريم مبني براينکه به شيوه عقلا عمل کنيم و راه گفتوگو را باز کنيم. مومني افزود: شايد جزو ابتداييترين آموزشهايي که به سران قوا بايد داد اين است که در حاليکه در چند جلسه در هفته دور يک ميز جمع ميشوند، بهتر است فقط مساله کشور و مردم، گرفتاريها و چالشها را مطرح کنند و سوءتفاهمها را بردارند و حداقل آنها را به حوزه عمومي نکشانند چون دود اين ماجراها بيش و پيش از همه به چشم مردم بهويژه فرودستان و توليدکنندگان خواهد رفت کما اينکه تا امروز اينگونه بوده است. رئيس موسسه دين و اقتصاد خاطرنشان کرد: به گمانم در مورد دو مساله حياتي نياز به باز شدن باب گفتوگوي ملي داريم، نخست در مورد طول و عرض تحريمها و دوم در مورد طول و عرض تاثير کرونا بر نظام اقتصادي و اجتماعي ملي. بهويژه در مورد تاثير تحريمها که درجه سياستزدگي و برخوردهاي فرصتطلبانه و غيرکارشناسانه بيداد ميکند، اين نياز شديدتر و سنگينتر است. اينکه کساني پيدا شوند و ادعا کنند که تحريمها هيچ نقشي در نابسامانيهاي کنوني ندارد، حداقل اين داوري را درباره او داريم که نشانه نابالغي غيرمتعارف و دور بودن غيرمتعارف از شناخت واقعيتهاست. براي اولين بار در موج نخست تحريمها، تحريمکنندگان به صراحت سخن اعلام کردند که تحريمها بر اساس براندازي هدفگذاري شده است. بنابراين کساني بيايند و بگويند که تحريمها نقشي ندارد، واقعا بايد به آنها سوبسيد بدهيم که از عبارتهاي مذکور استفاده کنيم. او ادامه داد: مساله حياتي ديگري که در موج جديد تحريمها بايد به اندازه اهميت آن مورد توجه قرار بگيرد اين است که تحريمکنندگان استراتژي خود را به فروپاشي از درون متمرکز کردهاند بنابراين صحبتهاي فرافکنانه و مطالبي که در واقع تضعيف انسجام ملي را به همراه دارد و انگيزهاي براي خريد محبوبيت براي اهداف آتي باشد، محکوم و مطرود است. در واقع دامن زدن به شکافهاي موجود به نفع کشور نيست و خطرناکترين آسيب اين مناسبات، دور کردن ما از واقعبيني و نگاه عالمانه و صادقانه به مسائل کشور است. اين اقتصاددان يادآور شد: اگر گفته شود که انگيزه اصلي تحريمها سوءاستفاده از آسيبپذيريهاي جامعه بوده، حرف متيني است، اما بايد بدانيم که سابقه فرآيند آسيبپذيرسازي اقتصاد ملي حداقل به 30 سال گذشته برميگردد، بنابراين کاناليزه کردن آن به سمت دولت فعلي با همه نارساييها، خطاها و فسادهايي که دارد، کار شايستهاي نيست و نسبتي با علم و حقيقت و صداقت هم ندارد. اگر اين حرف از زبان کسي باشد که حداقل خود يکي از ارکان تصميمگيري اوضاع و احوال شرايط کشور است، بسيار غمانگيزتر خواهد بود و بيش از هر چيزي نشاندهنده نابالغي در عرصه حکومتداري است.