يک روانشناس نشانههاي اضطراب ناشي از کرونا در بزرگسالان و کودکان، راهکارهاي غلبه بر اضطراب، تشويش و دلشوره براي مقابله با اين بيماري را بيان کرد.نزديک به يکسال است که ويروس کرونا بر زندگي مردم سرتاسر دنيا تأثير گذاشته است. يکي از مهمترين تاثيرات اين بيماري، ايجاد اضطراب، تشويش و دلشوره است که يک احساس ناخوشايند و مبهمي بوده و اين احساس ميتواند ملايم يا شديد باشد. با شيوع کرونا، داشتن استرس و اضطراب امري طبيعي است اما درصورتي که به صورت مزمن درآيد و زندگي فرد را از حالت طبيعي خارج کند، نياز به پيگيري و درمان دارد.در راستاي کمک به مخاطبان خود براي کنترل اضطراب و دلشوره ناشي از کرونا، گفتوگويي با نسرين حجتزاده روانشناس و عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد، انجام شده است. حجتزاده با بيان اينکه متاسفانه از اسفندماه سال گذشته ويروس کرونا بر سر مردم کشور ما نيز سايه افکنده است و تعداد قابلتوجهي از هموطنانمان به اين بيماري مبتلا شدهاند، اظهار داشت: اضطراب ناشي از کرونا، تبديل به پديده شايعي بين مردم شده است که نکاتي را براي مقابله با آن بيان ميکنم:
داشتن خواب کافي: خواب شب بهتر از خواب روز است. بدن بين 7 تا 8 ساعت نياز به خواب دارد و افرادي که دچار بيخوابي ميشوند، اضطراب بيشتري هم پيدا ميکنند و بالعکس. بهتر است شبها زود خوابيد و صبح زود بيدار شد و عبادت صبحگاهي را فراموش نکرد. از ويژگيهاي محل خواب، تاريک و چراغ خاموش و جاي راحت بودن را ميتوان نام برد. همچنين نبايد به اخبار کرونا قبل از خواب گوش داد.
تغذيه مناسب: تقويت بدن جهت پيشگيري از بيماري ضروري است. تغذيه مناسب به معناي مصرف غذاهاي گران قيمت نيست، بلکه منظور مصرف غذاي مناسب است.
ورزش روزانه: فعاليت بدني متناسب با شرايط جسماني در خانه و يا پياده روي در جايي که ازدحام جمعيت وجود ندارد، به کاهش استرس کمک ميکند.
ادامه فعاليت کاري: درحال حاضر، افراد زيادي بخاطر کرونا بيکار شدهاند و يا مشاغل شان نيمه تعطيل شده است، اما يکسري از مردم، به دليل ترس از کرونا، کار خود را تعطيل کردهاند. بهتر است درصورتي که امکان ادامه کار وجود دارد، با رعايت پروتکلهاي بهداشتي، کار را ادامه داد. تعطيلي کار و به بطالت گذراندن وقت، به خودي خود اضطرابآور است. اگر ساعت کاري کم شود بهتر از تعطيلي کامل است. اما افرادي که شغل خود را ناچارا از دست دادهاند نيز بايد به فکر شغل جايگزين باشند. براي حفظ بهداشت رواني لازم است چارچوب هاي ذهني شکسته شود و به سمت شغل جديد رفت. همچنين باتوجه به کاهش درآمد خانواده، لازم است در مخارج زندگي بازنگري شود و تجملات گذشته حذف شده و هزينهها را به اولويتها اختصاص داد.
انجام بازيهاي خلاقانه در خانه: بازيهاي سنتي در خانه ميتواند اعضاي خانواده را بهم نزديکتر کند.تحقيقات نشان داده است وقت گذراني با بچهها، علاوه بر اينکه براي کودکان مفيد است و در روابط اجتماعي آنها نقش مثبتي دارد، براي بزرگسالان نيز شادي بخش و ضد اضطراب است. حتي در کشورهاي غربي براي شادي بخشيدن به سالمندان، برنامه هايي را ترتيب ميدهند که با کودکان سرگرم شوند.
ارتباطات با فاميل و دوستان بهصورت مجازي: ارتباطات با خويشاوندان نقش موثري در سلامت بهداشت روان دارد. اما در شرايط کرونايي که امکان حفظ ارتباطات بصورت حضوري وجود ندارد، بايد اين ارتباط را همچنان بصورت مجازي و تصويري و يا در فضاي باز و کم خطر و با تعداد کم حفظ کنيم.
عبادت: انجام برنامههاي مذهبي و ارتباط با خداوند، در کاهش اضطراب نقش بسيار مهمي دارد. ارتباط با خدا و ائمه اطهار (ع)، يکي از بهترين منابع آرامش بخش به انسان است.
مطالعه: يادگيري در زمينههاي مورد علاقه هم ازجمله فعاليتهاي آرامشبخش در اين دوران است که افراد بيشتر در خانه حضور دارند.
تقويت ارتباط با همسر و فرزندان؛ رابطه اعضاي خانواده بايد گرم و صميمانه باشد، اما متاسفانه در اين ايام شاهد بوديم که تنش در بين اعضاي خانواده بيشتر شده است. بهويژه تاکيد ميکنم روي ارتباط با همسر. در واقع زنان احتياج بيشتري دارند به اينکه انرژي رواني مثبتي را از سوي همسرشان دريافت کنند.
نشانههاي اضطراب
اين عضو هيأت علمي دانشگاه در ادامه با بيان متفاوت بودن علائم و نشانههاي اضطراب در بزرگسالان و کودکان، اظهار داشت: فکر کردن به کرونا، نگراني زياد درمورد شيوع بيشتر بيماري، ترس از ابتلا به کرونا، احساس تنش و اضطراب را زياد ميکند. بطورکلي، عمده علائم در بزرگسالان عبارتند از: نگراني براي از دست دادن عزيزان، اختلال در فعاليتهاي شخصي و اجتماعي، اختلال خواب، بياشتهايي، کاهش فعاليتهاي بدني و احساس تپش قلب. علائم درمورد کودکان نيز شامل بياشتهايي، سردرد، اختلالات رفتاري، وابستگي بيش از حد کودکان به والدين، احساس ترس، گوشه گيري و انزوا، شب ادراري، عصبانيت، آشفتگي، اختلال در خواب، کابوسهاي شبانه و ترس از دست دادن والدين ميشود. البته اين موارد بستگي دارد که آيا والدين در خانه از خود اضطراب نشان ميدهند يا خير.وي با ذکر اين نکته که رعايت پروتکلهاي بهداشتي با وارد کردن استرس در محيط خانه فرق دارد، خاطرنشان کرد: بخاطر تعطيلي مدارس بايد پشتيباني بيشتري از بچهها صورت بگيرد و وقت کودکان توسط والدين مديريت شود. انجام تکاليف مدرسه همگام با کلاسهاي آنلاين، کاهش ميزان استفاده از گوشي همراه، برنامه ريزي فعاليت هاي تفريحي و شاديبخش در خانه، به بهداشت رواني فرزندان خيلي کمک ميکند.
نقش صداوسيما در مديريت افکار عمومي
حجتزاده به اهميت نقش صداوسيما در کنترل افکار عمومي و اضطراب مردم اشاره کرد و افزود: صداوسيما موظف است هم هشدار بدهد و هم در جامعه تشويش بوجود نياورد، بنابراين آگاهسازي درباره رعايت نکات ايمني و پيشگيرانه به منظور اينکه اهميت مسأله براي مردم کمرنگ نشود، ضروري است. اما در کنار حفظ اهميت موضوع کرونا، براي کاهش استرس مردم، بايد فيلمهايي درباره ماهيت علمي بيماري و روشهاي پيشگيري ساخته شود. مثلا مصاحبه با بهبوديافتگان و اظهار پشيماني آنها از رعايت نکردن پروتکلهاي بهداشتي، توليد فيلمها و سريالهايي که نشان ميدهد افرادي به کرونا مبتلا شده و به نحو درستي بيماري در خانه و خانواده مديريت شده و سرانجام به بهبودي بيمار و سلامتي خانواده ختم شده است. ارائه فيلمها و مباحث آموزشي براي مقابله با کرونا، به تصوير کشاندن تحولات معنوي که براي فرد بيمار اتفاق افتاده و زندگي خود را در طول دوره بيماري بازنگري کرده است.
مخاطب منابع خبري موثق باشيد
اين روانشناس در ادامه براي تکميل صحبتهاي خود درباره نقش صداوسيما اظهار داشت: شبکههاي مختلف داخلي و خارجي، به قصد سياسي کاري و تضعيف روحيه مردم، اخبار کرونا در ايران را برجسته ميکنند، نکات منفي را بزرگنمايي و نکات مثبت را بيان نميکنند. مطالعات روانشناسي حاکي از آن است افرادي که بيشتر اخبار کرونا را دنبال ميکنند، بيشتر دچار اضطراب ميشوند. بنابراين توصيه ميشود مردم مخاطب منابع خبري موثق باشند و اخبار و آمار شبکههاي معاند که عمدتا اخبار را بزرگنمايي ميکنند را جدي نگيرند. در واقع اين شبکهها اهداف خاصي را دنبال ميکنند و نوع فعاليتشان براساس ايدئولوژي نيست.وي در پايان تاکيد کرد: مردم نياز به آگاهيهاي بيشتر درمورد بيماري دارند اما رسانهها بايد در اين شرايط، با همکاري روانشناسان اجتماعي به آموزش راههاي افزايش کيفيت زندگي براي ارتقاي سطح بهداشت رواني مردم با هدف غلبه بر اضطراب و افسردگي بپردازند و شادي هاي واقعي را به جاي شاديهاي کاذب در زندگي تدارک بدهند.