آرمـــان مـــلـــي - عـــليرضا پورحسين: رئيسجمهوري فـــرانـسه در آخرين اظهارات خــود پس از روي کار آمـــدن جو بايدن عنوان کرده است که رويکرد دولت ترامپ بر سياستهاي اروپا پس از خارج شدن آمريکا از برجام و اعمال تحريمهاي سخت عليه ايران، عرصه را بر آنها تنگ کرده است. او بر اين باور است که تمام عواقب اين مساله تاثيرپذيري اروپا از آمريکا را در مذاکره با ايران ديده است. امانوئل مکرون به صراحت گفته اروپاييها ميخواستند در چارچوب برجام باقي بمانند و به تعهدات خود عمل کنند اما آمريکاييها آن را ترک کردند و سپس هيچ شرکت اروپايي قادر نبود به خاطر ترس از تحريمهاي آمريکا به تجارت با ايران ادامه دهد. او با تاکيد بر مواضع خود گفته است که بنابراين وقتي از استقلال يا استقلال راهبردي حرف ميزنم، تمامي اين موضوعات را کنار هم ميگذارم که در نگاه اول بيربط به يکديگر به نظر ميرسند. چه چيزي باعث ميشود ما براي خودمان تصميم بگيريم؟ اين باور که ما قوانينمان را خودمان انتخاب کنيم، حاکميت مبتني بر استقلال اقتصادي و سياسي داشته باشيم و به بازبيني سياستهايي بپردازيم که به آنها عادت کردهايم. اين صحبتهاي رئيسجمهوري فرانسه اماواگرهاي زيادي را در وراي خود دارد که «آرمان ملي» براي بررسي اين صحبتها گفتوگويي با حسن بهشتيپور، کارشناس مسائل بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد.
صحبتهاي امانوئل مکرون را ميتوان تغييري جدي در سياستهاي کشورش قلمداد کرد؟
بايد توجه داشت که رئيسجمهوري فرانسه اين صحبتها را پس از سفر دورهاي پمپئو به اين کشور و خاورميانه و گفتوگوي تلفني با جو بايدن به زبان آورده است. اگر اين صحبتها را از سوي يک تحليلگر فرانسوي ميشنيديم شايد ميشد اينگونه برداشت کرد که قصد دارند گذشته خود را جبران کنند اما زماني که رئيسجمهوري فرانسه اين حرفها را ميزند، سخنان ترامپ در ذهن تداعي ميشود. اينکه عنوان ميکند شرکتهاي اروپايي در مبادله با ايران به علت تحريمهاي ثانويه هراس داشتهاند، ترس نميتوان بر آن اطلاق کرد بلکه آنها به فکر منافع خود بودهاند و با ايران تجارت نکردهاند. منافع آنها اقتضا ميکرده است مناسبات خود را با ايران قطع کنند. مکرون به اين موضوع توجه ندارد که اگر آنها ارادهاي براي سياست مستقل يا ارتباط با ايران داشتند، ميتوانستند از طريق اينستکس با ايران ارتباط برقرار کنند. در اينستکس ديگر مقوله تحريمها و دلار مطرح نبود و در آن يکسري سازوکاري را ايجاد ميکردند که طبق آن ايران بتواند کالايي را صادر يا وارد کند. اگر اروپا اراده داشت، تبادلات اينستکس به يک يا دو مورد محدود نميشد. آنها چندين تعهد به ايران پس از خروج آمريکا از برجام دادند اما به هيچکدام از آنها عمل نکردند. عملا آنها زير تعهد خود زدند. اينها نشاندهنده آن است که اراده دولتي نيز براي تجارت با ايران وجود نداشته است. اگر آنها اختيار شرکتها را نداشتند، حداقل بايد اينستکس را فعال ميکردند.
فارغ از منافع اقتصادي اروپا، آيا آنها در عرصه سياست همراه با آمريکا بودند و از تصميمات ترامپ حمايت ميکردند؟
اروپا در اين اواخر نشان داده که ميتواند مستقل باشد و در عرصه سياسي مقابل ايالات متحده قرار گيرد و در دو مقوله فعالسازي مکانيسم ماشه و تمديد تحريمهاي تسليحاتي عليه ايران، در عمل مقابل دولت ترامپ ايستاد. اروپا از لحاظ سياسي در اين اواخر ديگر مقابل يکجانبهگرايي آمريکا قرار گرفت، اما باز هم منافع خود را به خطر نينداخت. بايد منتظر ماند و ديد که طرح آنها در قبال روي کار آمدن بايدن چيست؟ اروپا اگر ميخواهد از اين برزخ خارج شود بايد به تعهدات خود عمل کند و برجام را احيا کند. اگر آنها به تعهدات خود عمل کنند، ميتوانند زمينهاي را براي گفتوگو با ايران مهيا کنند و در اين راستا نياز است حداقل در خصوص برجام اقداماتي عملي انجام دهند.
سفر دورهاي پمپئو در اين برهه زماني با چه اهدافي صورت گرفته است؟
پمپئو ميخواهد براي اعمال تحريمهاي بيشتر عليه ايران با عربستان و رژيم صهيونيستي هماهنگي انجام دهد اما هر چه دولت ترامپ ميتوانست عليه ايران انجام داد و جايي ديگر براي تحريم جديد نمانده است. تنها هرازگاهي نام چند شخصيت حقيقي و حقوقي را در فهرست تحريم ميگذارند فقط براي اين هدف که نشان دهند کاري کردهاند. همه تحريمها انجام شده و ديگر کاري نمانده که بگوييم اگر اين مورد اتفاق بيفتد ضربه مهلکي به اقتصاد ايران وارد ميشود. با اين اوصاف سفر پمپئو تنها نمايشي براي ايجاد جنگ رواني است. پمپئو فقط ميخواهد تصويري از سفر خود منعکس کند مبنيبر اينکه کارهاي مهمي قرار است اتفاق بيفتد، در حالي که اينها فقط جوسازي است. کساني که نظام حقوقي آمريکا را ميشناسند ميدانند تحريمهايي که توسط رئيسجمهور آمريکا وضع ميشود با يک امضا رئيسجمهور هم ميتواند برداشته شود. حتي رئيسجمهور ميتواند تحريمهاي کنگره را نيز به صورت دورهاي 3 تا 6 ماهه معلق و در سرموعد نيز دوباره مدت تعليق را تمديد کند؛ کاري که اوباما بعد از برجام انجام ميداد و ترامپ نيز تا يک سال و نيم همين کار را کرد. بايدن وقتي سرکار بيايد ميتواند همه تحريمهايي را که ترامپ وضع کرده لغو و بياثر و تحريمهاي کنگره را نيز معلق کند؛ اين واقعيتي است که جان بولتون نيز اخيرا به آن اشاره کرده است. بنابراين به نظر ميرسد سفر دورهاي پمپئو به کشورهاي منطقه تنها تبليغاتي است و هيچ اثر واقعي ندارد، البته همانطور که گفتم شايد دولت ترامپ به آثار رواني آن دلخوش کرده است.