آرمانملي _ محمد سياح: شايد بعد از سالها فشار همهجانبه از سوي آمريکا به ايران و هدف قرار دادن اقتصاد کشور، اين اولين فرصت براي دولت و دستگاههاي متولي باشد که از تغييرات مديريتي در راس هرم قدرت آمريکا، براي بهبود وضعيت اقتصادي کشور بهره ببرند. اين بهرهگيري نيازمند برنامهريزي و همچنين استفاده از فرصتهايي است که کشور بالقوه آنها را در اختيار دارد و تنها کاري که بايد صورت بگيرد اين است که اين تواناييها بالفعل شوند. سالهاست که زيرساختهاي اقتصادي کشور دچار مشکل هستند و شايد در اولين گام بهتر باشد به اين بخش توجه ويژهاي صورت بگيرد. در همين زمينه «آرمانملي» گفتوگويي با عباس آرگون، نايبرئيس کميسيون بازار پول و سرمايه اتاق بازرگاني، داشته که در ادامه ميخوانيد.
تحليل شما از نحوه شکلگيري فضاي تجاري ايران در پساترامپ چيست؟
ترامپ موضوعي در سطح دنيا به صورت عام و به طور خاص براي کشور ما مخل آرامش و امنيت بود و فکر ميکنم دنيا بعد از ترامپ بهتر خواهد شد، درست است که سياستها و راهبردهاي آمريکا فرق چنداني نکند ولي اين نوع گفتمان در دنيا گفتمان خاصي بود که هيچ کشوري از اين روش گفتماني ترامپ، راضي نبود و تمايلي نشان نميداد. اما بحث خودمان را که بخواهيم لحاظ کنيم اين است که فضاي راهبردهاي آمريکا چه ترامپ باشد چه بايدن يا چه کس ديگري که از اين احزاب بيايند، يکسان است. شايد روشها، تاکتيک و شيوههاي عمل متفاوت باشد ولي اهداف و راهبردهايي که دارند تفاوت چنداني نخواهد کرد، بهويژه در قبال کشور ما که تقريبا در سنوات 40 سال اخير هم جمهوريخواهان و هم دموکراتها يکي از يکي بدتر رفتار کرده است، يکي ادبيات تندتر و يکي ادبيات ملايم بهکار بسته است. در اين بين فرصتهايي هم پيش مياد و نميتوان گفت که فرصتي وجود نداشته است و قطعا فرصتهايي وجود دارد که ما بايد با زيرکي بتوانيم از اين فرصتها استفاده کنيم و خودمان را به جامعه بينالمللي برگردانيم تا بتوانيم تعاملات و اقتصادمان را توسعه بدهيم. در يک سال اخير جداي از بحث تحريمها و ترامپ، ويروس کرونا همه جامعه جهاني را در بخشهاي مختلف اقتصاد، سلامت، روان و ... تحت تاثير خودش قرار داده است. ميبينيم که رشد اقتصاد جهاني هم يک رشد حداقلي و منفي بوده است که اين هم بايد در اين شرايط به اين بحث اضافه کنيم. با اين حال ما بايد بتوانيم از اين فرصتها استفاده کرده تا تعاملاتمان را با دنيا افزايش دهيم و شرکاي تجاريمان را بيشتر کنيم. فضاي داخلي خود را آماده کنيم تا بتوانيم شرکاي تجاري قوياي براي کشورهاي ديگر باشيم. اگر سهم سرمايهگذاري خارجي در کشور بالاتر بود آيا به راحتي ميتوانستيم تحريم شويم؟ خير. بايد منافع آن کشورها را با تحريم گره بزنيم تا اگر تحريم شديم منافع آن کشورها هم دچار مشکل شود. اگر بتوانيم اين کارها را انجام دهيم که نيازمند يکسري بهبودها و اصلاحاتي در ساختارهاي اقتصادي کشورمان هم هست. يکسري نگاههاي جامع نه بخشي در ثبات قوانين، مقررات، بهبود فضاي کسبوکار، نگاه به بيرون از منظر توسعه تعاملات نه وابستگي و تاکيد بر مزيتهاي کشور و نگاه يکپارچه و سيستمي در کشور خيلي مهم است که قطعا کمککننده هستند تا بتوانيم از فرصتي که بهوجود آمده براي افزايش تعامل و ارتباط با دنيا بهره ببريم و زيرساختهاي کشور را اصلاح کنيم چراکه براي رسيدن به استانداردهاي جهاني به اين زيرساختها نياز است. اگر امروز همه تحريمها برداشته شود آيا آمادگي لازم در قواعد بانکي، تجاري و گمرکي و ساير موضوعات براي ارتباط با دنيا را داريم؟ پس بايد خودمان را هم جداي از بحثهاي تحريم، با نرمهاي جهاني انطباق دهيم، اگر در شرايط تحريم هم هستيم بايد اين آمادگي را در خود ايجاد کنيم که اين تحريم نميتواند مادامالعمر باقي بماند و زمانيکه به پايان ميرسد بايد سريعتر به جامعه جهاني برگرديم.
اگر شرايط براي تجارت ايران با جهان فراهم شود، زيرساختهاي تجاريسازي توليدات و صنايع وجود دارد؟
کشور ما ظرفيتها، امکانات و قابليتهاي بسيار خوب و زيادي نظير منابع انرژي ارزان، نيروي انساني کارآمد، موقعيت استراتژيک و ... دارد که قابليتهاي بسيار خوبي به شمار ميروند که سريعتر ميتواند ما را به آن نقطهاي که ميخواهيم برساند. بله الان محدوديت تحريم و کرونا را داريم ولي تاکيد من اين است که بايد روي مزيتهاي خودمان کار و آنها را تقويت کنيم، نگاه ما بايد نگاه بازتري باشد يعني نبايد نگاه منطقهاي و محلهاي باشد. بايد ببينم چه سهمي در کشورهاي همسايه داريم؛ نگاه ما بايد عضويت در پيمانهاي بينالمللي منطقهاي باشد چراکه هر چه بتوانيم در اين جاها ارتباط بيشتري برقرار کنيم و در بين اينها حضور داشته باشيم، قطعا در تجارت ما تاثيرگذار خواهد بود. اگر ما سازمان تجارت جهاني عضويت داشته باشيم ميتواند به حضور ما در بازارهاي جهاني کمک کند. ما مزيتهاي خوبي در صنايع دستي، فرش، انرژي، پتروشيميو فولاد و... داريم که اينها فرصتهاي بسيار خوبي هستند که در کنار نيروي انساني و منابع خوبي که داريم، اگر حمايت صورت بگيرد و برنامهريزي عملياتي انجام شود نه برنامهريزي کتابخانهاي که فقط به آن نگاه کنيم، نگاه دولتها بايد نگاههاي راهبردي بلندمدت باشد نه کوتاهمدت و در آن راستا هم حرکت کنند، اين امر ميتواند کمک کند تا به اهداف عاليهاي که داريم برسيم. ما کشور فقيري نيستيم بلکه کشور توانمندي است که بايد به اين خودباوري برسيم و مديريت مناسبي داشته باشيم. امروز حرف اول را مديريت ميزند، بايد بتوانيم از اين منابع و امکانات به نحو احسن استفاده کنيم و با بهرهور کردن آنها به نقطه ايدهآل برسيم.
با توجه به اينکه انتخابات آمريکا انجام شده و بايدن هم بهمن به کاخ سفيد خواهد رفت، از آن طرف هم انتخابات ايران را داريم، آيا دولت در زمان باقي مانده ميتواند در ساختار تغييراتي ايجاد کند؟
به نظر من کارهاي خوبي که دولتها انجام ميدهند را دولتهاي آينده بايد بپذيرند و در آن راستا حرکت کنند، بعضا اشتباهاتي داريم مثلا يک دولت کار خوبي انجام ميدهد و دولت بعدي آن را ملغي ميکند و آن را کنار ميگذارد و بعد آزمون و خطايي پيش ميرويم، در دولتهاي قبلي اقدامات خوبي داشتيم که همين دولت زير پا گذاشته است. ما بايد جامعه و کشور را ببينيم و اهداف کشور بايد مبتني بر منافعمان باشد.