آرمــان مــلــي: با پيروزي جو بايدن در انتخابات رياستجمهوري ايــالاتمتــحده سوال همگان اين است که چه تفاوتهايي وجود دارد و در آينده رقم خواهد خورد. مسلما کسي که بيشترين نقش را در تضعيف برجام انجام داد، ترامپ بود و اکنون اين شخص رفته است و شخصي آمده که خودش 4 سال پيش در دوره مذاکرات ايران با دولت اوباما در روند مذاکرات حضور داشته و در روند انتخاباتي تاکيد کرد که به برجام بازميگردد اما دموکراتها نيز ملاحظات و منافع خودشان را دنبال ميکنند و مسير طيشده ترامپ را بهراحتي باز نخواهند کرد، همچنين سعي ميکنند از فرصتهايي که ترامپ در اختيار آنها قرار داده تا ايران را تحت فشار قرار دهد، حداکثر استفاده را ببرند اما نوع رويکرد دموکراتها با جمهوريخواهان فرق ميکند و به شيوه ترامپ سياست خارجه آمريکا را پيش نخواهند برد. در اين ميان مولفه بسيار موثري نيز وجود دارد که همان اروپاست که برجام را از نان شب براي خود مفيدتر ميداند و شايد در اين عرصه باز هم رو به ميانجيگري آورد. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با مرتضي مکي، کارشناس مسائل بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد.
در عرصه ميداني چه تحولاتي در ماههاي آينده در خصوص برجام و ايران و آمريکا رقم خواهد خورد؟
آلمان و فرانسه در تماس با بايدن اهميت اين توافق را يادآور شدهاند. اين کشورها اگرچه در دو سال اخير اقدامي عملي انجام ندادند اما در راستاي حفظ سياسي اين توافق تلاش کردند. آنها رايزنيهاي زيادي با ترامپ انجام دادند تا بتوانند او را متقاعد کنند که به برجام بازگردد اما آنها در شوراي امنيت جواب اين عدم همراهي ترامپ را دادند. اروپا بيشترين تلاش را براي احياي برجام ميکند. بنابراين در عرصه ميداني اروپا احتمالا پيشقدم خواهد شد اما بايد منتظر تصميمگيريهاي بايدن ماند. ايران در اين ميان نبايد با اعمال مواضعي کار را سخت کند. ايران از احياي برجام حمايت ميکند و بايد اين سياست ادامه داشته باشد. از سوي ديگر، اروپا نقش کليدي در اين ميان ايفا ميکند و اگر بايدن شرط غيرمعقولانهاي وضع نکند، گفتوگوها بهخوبي پيش خواهد رفت.
چه تفاوتهايي ميان امروز و زمان امضاي برجام وجود دارد و چه خطرهايي ايران را تهديد ميکند؟
اين يک واقعيت است که ايران بايد براي آن برنامه داشته باشد، اگر برنامه نداشته باشد قطعا اين فرصت هم ميتواند از دست برود، سياست دموکراتها همواره چندجانبهگرايي و اجماع بينالمللي بوده است و در رياستجمهوري اوباما نيز همين گونه عمل کردند. آنها توانستند شش قطعنامه را عليه ايران به تصويب برسانند اما در همين موضوع نيز بايد يک نکته را مدنظر قرار داد و اين است که جمهوري اسلامي ايران و ايالاتمتحده آمريکا در شرايط متفاوتي نسبتبه پيش از برجام قرار دارند دو طرف توانستند به پاي ميز مذاکره بنشينند و برجام را به نتيجه برسانند. ايران فرصتهايي را به دست آورده و توانايي و قدرت خود را در مقابل فشار تحريمها نشان داده و از سويي نيز آمريکاييها به اين نتيجه رسيدند که تا چه حد سياستهاي ترامپ منطقه را در معرض تنش و بحران قرار داده است و در اين تنش و بحران رويکرد آمريکا اين خواهد بود که معتقد به مديريت اين بحران هستند و نه دميدن بر اين بحرانها. اروپاييها طي دوره رياستجمهوري ترامپ همواره تلاش ميکردند که ترامپ را با خودشان همراه کنند. آنها به اين نکته پي بردهاند که نابودي برجام به نفع آنها نيست و بارها تاکيد کرده بودند که برجام توافقنامه امنيتي بسيار مهمي است که نبايد استراتژي آن را از دست داد و هنوز هم بر همين اعتقاد هستند. با توجه به رويکردي که آمريکاي بايدن به برجام دارد و راه را براي مذاکره و گفتوگو بدون پيششرطهايي که پمپئو مطرح کرده بود، باز گذاشته است، ميتوان از اين فرصت استفاده کرد.
آيا از جانب اروپا نيز خطراتي ايران را تهديد ميکند؟
قطعا اگر ايران براي همسويي و همراهي آمريکا و اروپا برنامه نداشته باشد ممکن است فشارها بر ايران افزايش يابد اما اگر ايران بتواند با يک سياست روشن و شفاف و در عين حال با برنامه، از اين فرصت استفاده کرده و به نوعي برجام را احيا کند، قطعا آمدن بايدن با توجه به همسويي و همراهي که سياستهاي دولتهاي اروپايي با آمريکا دارد، ميتواند گشايشهايي را براي ايران ايجاد کند. در گام دوم بايد برنامه داشته باشيم و بدانيم چگونه بايد در قبال دولت جديد آمريکا و سناريوهاي مختلف رفتار کنيم و نبايد به گونهاي عمل کرد و شروطي گذاشت که اين فرصت آمدن بايدن درخصوص کاهش تحريمها از دست رفته و بايد واقعبينانه به مساله نگاه کرد.