آرمان ملي: «يک خانم، رئيسجمهور ايران شد» خبري که زنان سالهاست در انتظار تحقق آن هستند اما تاکنون خبرها چنين بود:«کانديداي زن ردصلاحيت شد»،«کانديداي خانم از شرکت در انتخابات رياستجمهوري انصراف داد» و... اما ظاهرا در انتخابات 1400 از اين خبرها نيست و شوراي نگهبان بارها تصريح کرده است که ثبتنام زنان براي شرکت در انتخابات رياستجمهوري مانعي ندارد. با اين حال زنان دچار ترديد هستند و معتقدند زن بودن دليل ردصلاحيت آنها نيست بلکه نداشتن سابقه مديريت کلان و موضوعات اينچنيني به عنوان دلايل ردصلاحيت اعلام و مانع حضورشان در مرحله رقابت ميشود. مانند 22 شهريور که سخنگوي شوراي نگهبان در پاسخ به سوالي درباره رياستجمهوري خانمها گفت: دقيقا مساله ممنوعيتهاي قانوني نيست و پاي مسائل فرهنگي در ميان است. شايد در دورهاي رياستجمهوري خانمها هم اتفاق بيفتد. 19مهر هم سخنگوي شوراي نگهبان در پاسخ به سوالي درباره اينکه آيا زنان ميتوانند براي انتخابات رياستجمهوري آينده نامزد شوند؟ گفت: ثبتنام بلامانع است و بحثهاي ديگرش بايد بهتدريج حل شود. عباسعلي کدخدايي افزود: قانون موجود انتخابات رياستجمهوري شرايط چندگانگي را براي داوطلبان گذاشته اما مجلس در حال تلاش براي تغيير شرايط از کمي به کيفي است.» وي افزود: هيچ زمان کانديدايي را به دليل زن بودن رد صلاحيت نکردهايم.
تمام بار ثبتنام خانمها را بر دوش ما نيندازيد
اخيرا نيز سخنگوي شوراي نگهبان اظهار داشته است: برخي معتقدند بانوان نميتوانند در مديريت کلان حضور داشته باشند و برخي ميگويند اشکالي وجود ندارد و فرقي نميکند. اين بحث فقهي - حقوقي است که در کشور ما هنوز استمرار دارد و چيزي نيست که من بهراحتي با يک مصاحبه بگويم اين مساله در ماهيت رفع شده يا خير. درحال حاضر آنچه وجود دارد اين است که مانعي براي ثبتنام خانمها وجود ندارد اما ماهيت بحث فراتر از اينهاست. تعداد خانمهايي که براي مجلس يازدهم تاييد شدند و تاييد نشدند چه ميزان بود و از آن تعداد که تاييد شدند چند نفر راي آوردند؟ کمتر از 19 نفر هستند ولي تعدادي که ما در شوراي نگهبان تاييد کرديم زيادتر بود. چرا آنها راي نياوردند؟ عباسعلي کدخدايي ادامه داد: نبايد تمام بار ثبتنام خانمها براي رياستجمهوري را بر دوش شوراي نگهبان بگذاريم. در آمريکا در دورهاي که خانم کلينتون حضور داشت، راي نياورد. در انتخابات آمريکا تاکنون هيچ خانمي رئيسجمهور نشده است، البته در خيلي از کشورها چنين نبوده است، لذا يک بخش هم مقوله فرهنگي است که بايد به آن توجه کرد. وي افزود: ممکن است مساله انتخاب زنان براي رياستجمهوري در دورههاي آينده از لحاظ فرهنگي، فقهي و ... حل شود؛ مثالي هم که بيان ميکنم بحث خانم دستجردي در دولت احمدينژاد است. تا همان زمان هم موضوع وزارت زنان همچنان محل بحث بود و در آن دوره با همه مباحث حل شد. مشکلاتي وجود داشت و در نهايت پذيرفته شد. الان نميتوانيد در بحث وزارت زنان به عقب برگرديد و بگوييد خانمها نميتوانند وزير شوند. در انتخابات رياستجمهوري هم حضور بانوان بهعنوان نامزد رياستجمهوري در ادوار آينده ممکن است حل شود، با حل مباحث فقهي، با حل مسائل فرهنگي و ...
زنان خوشبين نيستند
اما زنان چندان به وعدهها خوشبين نيستند؛ به عنوان نمونه الهام امينزاده معاون حقوقي رئيسجمهور گفت: به نظر ميرسد مطرح شدن کانديداتوري زنان در انتخابات رياستجمهوري براي بيشتر شدن رقابتهاي سياسي است؛ به انتخابات رياستجمهوري نگاه جنسيتي داريم اما اگر در اين باره شايستهسالاري مدنظر قرار گيرد، بايد گفت يکي از مهمترين نيازهاي امروز کشور ما همين موضوع است. وي تصريح کرد: به دور از نگاه جنسيتي و سياسي، اگر بخواهيم ارزيابي کنيم در حال حاضر از منظر شايستهسالاري، فردي بايد کانديدا شود که متعهد، عملگرا، باتجربه، برخوردار از علم و دانش و در نتيجه مردمي باشد اگر اين معيارها، براي کانديداها تعيين شود و بحث جنسيت چه زن و چه مرد نيز در اين ميان، مطرح نباشد آن زمان ميتوانيم بپذيريم که چنين فردي به عنوان رئيسجمهور روي کار آيد و اداره کشور را برعهده بگيرد.