در انتخابات آمريكا فارغ از ابعاد همهجانبه و تاثيرگذارش بر ساير نظامهاي دنيا اينبار نكتهاي که بهطور خاص نظر جهانيان را جلب و اين رخداد را خاصتر كرد انتخاب اولين معاون رئيسجمهور زن براي يك رئيسجمهور مسن بود و از اين منظر شايد براي كشورهايي غربي که اتهام از باب حقكشي زنان را برايشان مطرح ميكردند، قابل بررسي است كه آمريكا با اينهمه ادعاي حقوق مساوي زنان اولين تجربه را داشته، درحاليكه در اروپا و حتي آسيا سالهاست كه زنان به بالاترين عرصههاي قدرت رسيدهاند. چرا ما اين تجربه را در چهلسالگي جمهوري اسلامي نداشته باشيم؟ باور اين نظام تاثيرگذار به خانم کامالا هريس يک زن دورگه مهاجرجامائيکايي دليل كافياي نيست براي آنكه ما در اين برهه از کشوقوس تفسير معني رجل سياسي رها شويم؟ و از همين انتخابات آتي به فكر يک مشاور به معناي واقعي باشيم؟ نه مشاوران احكامي ويتريني بهتر بگويم احكامي كه بيشتر تشويقنامه و در كنار ساير پستهاست و پررنگتر کردن رزومهها انتخاب مشاوري که طرح بدهد و خودش طرحش را اجرا کند، مشاوري همچون آقاي جهانگيري، عارف و شادروان دکتر حسن حبيبي، زن مشاوري که دست راست رئيسجمهور باشد، مورد اعتمادش باشد و موثر در رتقوفتق امور در جهت اداره هر چه بهتر کشور ميدانيم که معاون اول دومين مقام عاليرتبه در هيات وزيران است که وظيفه اداره هياتوزيران را داراست، ما بايد از اين منظر به انتخابات آمريکا نگاه کنيم که آمريکا به اين نتيجه رسيد که يک زن توانايي معاون اول بودن را داراست، پس ما هم ميتوانيم يک معاون اول يا مشاور ارشد زن داشته باشيم و اگر زنان بتوانند وظيفه و نقش خود را بهدرستي ايفا کنند ديگر نيازي براي اثبات زنان نخواهيم داشت و ميتوانيم ادعا کنيم با انتخاب يک معاون اول يا مشاور ارشد در عمر چهلساله انقلاب اسلامي به اين رشد رسيدهايم، هرچندکه در هزاروچهارصد سال پيش پيامبر اعظم ما از زناني چون امهاني، فاطمه بنت اسد مشاوره ميگرفت و با زنان بيعت نسوان را کرد، حتي هند همسر ابوسفيان که در آن جلسه شرکت کرد و چون جناب حمزه را به شهادت رسانده بود، خود را معرفي نکرد اما زمان ارائه مفاد بيعت از طرف رسول خدا زبان به اعتراض گشود و آن را تبعيض دانست و با بيان نظرات و عقايد خود کمکم خود را معرفي کرد پيامبر(ص) حرفش را شنيد و از مجازاتش درگذشت، قابل توجه است. هزاروچهارصد سال پيش اسلام به مديريت و تبحر زنان اعتماد کرد، پس با پيشينه و الگوهاي جامعه زنان ميتوانيم رياستجمهور زن، معاون اول زن و مشاور و وزير زن داشته باشيم بايد مسئولان بياموزند که بايد به زنان مدير و مدبر اعتماد کرده و زنان بدانند که اگر نقش و وظيفه خود را صحيح ايفا کنند، ديگر نيازي به تفسير سياسي رجل سياسي نيست، زيرا تفسير را خود با عملکرد درستمان خواهيم آورد با مديريت درست خصوصا درمورد مسائل زنان.