بستن
کد خبر: ۱۰۰۰۹۴۶

اصلاح‌طلبان باید از فرصت ایجادشده استفاده کنند

اصلاح‌طلبان باید از فرصت ایجادشده استفاده کنند

آرمان ملي- اميد کاجيان: انتخاب بايدن به عنوان رئيس‌جمهوري اکنون اين سوال را مطرح مي‌کند که اين موضوع چه تاثيري در انتخابات 1400 مي‌گذارد از اين برد بايد اصلاح‌طلبان خوشحال باشند يا اصولگرايان؟ استدلال‌هاي مختلفي دراين باره مطرح مي‌شود. به سراغ داريوش قنبري، نماينده سابق مجلس و فعال سياسي رفته و با او پيرامون اين موضوع به گفت‌وگو نشستيم.

در ارتباط با تاثير انتخاب بايدن بر انتخابات ايران دو نگاه وجود دارد، نگاه اولي که مي‌گويد اکنون فرصت مناسبي براي اصلاح‌طلبان است تا با پيش کشيدن دوباره مذاکره با آمريکا کانديداي خود را به‌عنوان باني اين مذاکره معرفي کنند و از اين طريق مردم را مانند سال 92 و موضوع برجام دوباره به پاي صندوق‌هاي راي بکشانند و قدرت بگيرند، از سويي اصولگرايان معتقدند که چون تا استقرار بايدن هرگونه اقدامي منوط به دوران پس از حسن روحاني مي‌شود اتفاقات مثبت در عرصه اقتصادي ايران اگر هم روي دهد به نام اصولگرايان نوشته خواهد شد و از اين رو حضور بايدن به عنوان رئيس‌جمهور را بايد به سود اصولگرايان بدانيم، نه اصلاح‌طلبان. شما کداميک از اين دو نگاه را درست مي‌دانيد رئيس‌جمهوري بايدن به سود اصلاح‌طلبان شد يا اصولگرايان؟

قطعا در ارتباط با تاثير انتخاب آمريکا بر ايران بايد گفت يکي از آثار اين موضوع کم شدن فشارها بر دوش دولت روحاني و اصلاح‌طلبان نسبت به قبل است. از طرفي ما شاهد بوديم که در سال‌هاي گذشته همزمان با حمله ترامپ به برجام دلواپسان داخلي جريان اصولگرا هم به برجام و هم به دولت به خاطر برجام مي‌تاختند. اکنون فردي روي کارآمده است که اعلام کرده به برجام بازمي‌گردد قطعا اين امر باعث مي‌شود تا در مجموع دلواپسان داخلي که همسو با ترامپ عليه برجام سخن مي‌گفتند خلع سلاح تبليغاتي شوند و در اين موضوع هيچ ترديدي نيست. حضور بايدن به تعبير بسياري دميدن جان بر پيکر نيمه‌مرده برجام است و اصولگرايان نبايد از اين موضوع خوشحال باشند. بلکه برعکس دولت و حاميان آن، اکنون در فضاي سياسي جامعه شايد بهتر بتوانند مانور دهند. اصلاح‌طلبان از طرفي ديگر نقش اين انتخابات را در ايجاد اميد در جامعه مي‌دانند. اميد به جامعه‌اي که مي‌خواهند به انتخابات 1400 و راي به آنها ختم شود. اثر رواني انتخاب بايدن به زودي خودش را نشان مي‌دهد. البته اين آثار در دو روز گذشته نيز خودش را نشان داده است و امروز دلار به کانال 22هزار تومان سقوط کرده و با کاهش ده‌هزارتوماني نسبت به دوهفته قبل روبه‌رو شده است. به‌هرحال اين به معناي بهبود نسبي و فعلي اوضاع نسبت به گذشته وخيمي است که در آنيم و از همين رو مردم کشور هم شايد با نگاه متفاوت با قبل نسبت به انتخابات 1400 مي‌نگرند و در واقع اميدوار هستند با تداوم اين روند از ثمره سياسي حضور بايدن نيز بهره ببرند و اين مسائل باعث مشارکت مردم در انتخابات 1400 بشود. عدم مشارکت در انتخابات يکي از مشکلات اصلاح‌طلبان و حاميان دولت بود که به خاطر اوضاع و شرايط حاکم بر جامعه مردم در انتخابات شرکت نکنند و از همين رو آنها در سال 1400 نيز شکست بخورند.

پس اصلاح‌طلبان روي برد بايدن براي خود حساب باز کردند‌؟

نمي‌خواهم بگويم حساب باز کردند، آنها اکنون معتقدند برد بايدن اميدواري بيشتري را ايجاد مي‌کند تا با مشارکت بيشتر مردم شانس اصلاح‌طلبان در انتخابات آينده افزايش بيابد. چون در غير اين‌صورت طيف تندرو بودند که مي‌توانستند باز هم بي‌رقيب در انتخابات 1400 به قدرت برسند.

اما حضور بايدن و استقرار و اقداماتش در قبال برجام و... چند ماهي به طول مي‌انجامد. چند ماهي که به معناي پايان کار دولت روحاني است. از اين رو برخي معتقدند اگر گشايش‌هاي اقتصادي و... هم قرار باشد در ارتباط با ايران صورت بگيرد به بعد از انتخابات 1400 موکول مي‌شود. انتخاباتي که در حال حاضر شانس اصولگرايان در آن بيشتر است بدين معنا که ثمره حضور بايدن به سود ايران به پاي اصولگرايان 1400 نوشته خواهد شد.

اصولگرايان تندرو مخالف هرگونه برجامي بودند آنها امروز هم هرگونه مذاکره‌اي را نفي مي‌کنند. اين بدان معناست که با حضور اصولگرايان در سال 1400، حتي با وجود بايدن هم اتفاقي نيفتد و خبري از تعاملات مثبت دراين رابطه نباشد. اگر قرار است از برجام يا وجود بايدن منفعتي به دست بيايد منطق حکم مي‌کند که بايد تفکري همسويه با برجام در ايران وجود داشته باشد. قطعا در شرايط فعلي تفکر حاکم بر دولت و اصلاح‌طلبان است که مي‌تواند در اين مسير باشد، نه تفکر اصولگرايان. مردم هم اين موضوع را مي‌دانند.هرچند تا استقرار دولت بايدن و اقدامي در اين چارچوب، دوره روحاني نيز به پايان مي‌رسد. بنابراين روحاني بايد ازاثرات زودهنگام بايدن به نفع خود استفاده کند. اما در هر صورت همين الان هم آثار رواني انتخاب بايدن را شاهد هستيم. اما از سويي ديگر نيز بايد به اين نکته هم اشاره کنيم که از زمان انتخاب حسن روحاني در سال 92 تا برجام در نهايت در عمل اتفاق خاصي نيفتاد ولي از بعد رواني براي مردم اميدوارکننده بود. همين اميد باعث ايجاد نوعي ثبات اقتصادي در کشور شد و در آن فاصله ما شاهد تغييرات خيلي خاصي در موضوع اقتصادي نبوديم. در حال حاضر نيز حضور بايدن اثر رواني خودش را در اقتصاد کشور ما مي‌گذارد. همين الان هم کاهش قيمت دلار تاثير خودش را دراين باره مي‌گذارد. در نهايت اميدواري اصلاح‌طلبان اکنون به حضور مردم در پاي صندوق‌هاي راي بيشتر شده است تا با اين اتفاق و راي به آنها دوباره به قدرت برسند.

اما بارها بايدن اعلام کرده که بدون پيش‌شرط به برجام بازنمي‌گردد يعني گفته است که بازگشتش به برجام مقدمه‌اي براي مذاکرات بعدي درباره مسائلي است که قبلا ايران از آن با عنوان خط قرمزهاي خود ياد کرده بود. آيا ممکن است اين خط قرمزها براي ايران امروز تغيير کرده باشد و باعث شود تا ايران با گذر ازاين خطوط قرمز به مذاکره با بايدن روي بياورد؟

بايدن در زمان رياست‌جمهوري اوباما بخشي از دولتي بوده که برجام را به نتيجه رسانده است. قطعا بايدن مي‌داند که کدام خط قرمزها هستند که ايران از آنها نمي‌گذرد و در کداميک از آنها مي‌توانند ايران را به سمت خود بکشانند در برجام پيش‌بيني رفع تحريم‌هاست. در حال حاضر نيز مساله ايران مساله تحريم‌ است. اينکه ايران طبق وعده، خواهان رفع تحريم‌هاست اولويت اصلي است. در مذاکرات تکميلي هم ما مي‌توانيم همکاري‌هايي با بايدن داشته باشيم به‌ويژه در مسائل منطقه‌اي و البته خطوط قرمز خاص خود را هم داشته باشيم. نقطه اميدوارکننده بايدن بازگشت به برجام مي‌تواند باشد.

آيا با وجود بايدن قرار است ما به زمان اوباما برگرديم؟ چقدر معتقديد که ترامپ به‌گونه‌اي عمل کرد که ديگر چنين بازگشتي امکانپذير نيست؟

بايدن در کوتاه‌مدت قطعا به شرايط برجام برنمي‌گردد. اتفاقاتي در زمان ترامپ افتاده است که اساسا بازگشت سريع به برجام را منتفي مي‌کند. اما وقتي که از اوباما صحبت مي‌کنيم مگر چه چيزي در او ديديم که در بايدن نمي‌بينيم و بگوييم به آن دوره برمي‌گرديم يا نه. مگر چيزي به‌جز برجام در زمان اوباما هم ديديم؟ در مجموع تفاوتي بين بايدن و اوباما نيست. البته اين را هم فراموش نکنيم اوباما قبل از آنکه برجام به نتيجه برسد دائما از گزينه‌هاي نظامي روي ميز عليه ايران سخن مي‌گفت. اوباما به مراتب ايران را بيشتر از ترامپ تهديد به گزينه نظامي مي‌کرد. ترامپ با اينکه از برجام خارج شد موضوع نظامي را مطرح نمي‌کرد و دائم به ظاهر از مذاکره سخن مي‌گفت. اما فرقي ميان بايدن با اوباما وجود نخواهد داشت. به نظر مي‌رسد بايدن از همان چارچوب اوباما تبعيت مي‌کند و دموکرات‌ها روش‌هاي خاصي در سياست‌هاي خارجي‌شان دارند. با حضور بايدن خيلي از محدوديت‌هاي مهاجران برداشته مي‌شود يا رابطه آمريکا با اروپا بهتر مي‌شود و بازگشت به برخي تعهدات از جمله برجام از سر گرفته مي‌شود. اما از طرفي هم ما نبايد خيلي خوش‌بين باشيم که بايدن همه مشکلات ايران و آمريکا را حل مي‌کند، همانطور که در زمان اوباما نيز اين مشکلات حل نشد و تنها بخشي از مشکلات برجام در آن دوره حل شد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی