بدون هر يک از سه عامل زير، ترامپ در اين انتخابات قابل شکست دادن نبود:
1 - مديريت بسيار بد بحران کرونا در آمريکا
2 - قتل جورج فلويد و خيزش جنبش ضدتبعيض
3 - ائتلاف و همافزايي موثرِ اوباما و سندرز در حمايت از بايدن (به تعبير ديگر، ائتلاف طيف پيشرو و ميانه حزب دموکرات که با عدالتخواهانهتر شدن برنامهها و ادبيات بايدن و درسگيري از خطاهاي کمپين دموکراتها در 2016 ممکن شد.)
بهنظرم در سال آينده تکرار اين الگوي پيروزي را در بسياري از انتخاباتهاي ساير کشورها هم خواهيم ديد که همين سه عامل در نتيجه انتخابات تعيينکننده ميشوند.
1 - سياستهاي نامزدها براي کنترل کرونا
2 - سياستهاي نامزدها براي کاهش تبعيض و نابرابري
3 - ائتلاف ميان نيروهاي پيشرو و ليبرالهاي برابريطلبِ حامي صيانت از محيط زيست و همکاريهاي جهاني و تور حفاظت اجتماعي در برابر ناسيوناليستهاي افراطي و راستگرا و پاپوليست.
اما فراموش نکنيم حتي باوجود سه عامل بالا و پيروزي بايدن، ترامپ همچنان حدود نيمي از آرا را در انتخابات کسب کرد. اگر کرونا نميآمد هم احتمالا ترامپ دوباره رئيسجمهور ميشد. هشداردهنده و ترسناک است کسب حدود نيمي از آراي شهروندان در بزرگترين اقتصاد و قويترين قدرت نظامي جهان توسط يک خودشيفته آزارگر و فاسد و دروغگو و نژادپرست و زنستيز و مجمعالرذائل، آنهم بعد از صدها رسوايياش در برابر چشمها و رسانهها در اين چهارسال و اين همه لطمهاش به محيط زيست و خير همگانيِ آمريکاييها و جهانيان (آخرينش اينکه بيشترين تعداد ابتلا و مرگ کرونا در جهان را آمريکا داشت). تاثير ثروتهاي بزرگ و رشوه قانوني بر سياست در آمريکا و مشکلات ساختاري پرشمار نظام انتخاباتي آمريکا (از دشواري راي دادن تا نظام راي الکترال به جاي آراي عمومي و نامحدودبودن هزينههاي انتخاباتي) در حال تبديل مردمسالاري آمريکا به «فرادستسالاري» و «سرمايهسالاري» است. اين مشکلات و قدرت پاپوليسم، براي سالها موضوع نقد و اعتراض و اصلاح توسط نيروهاي پيشروي اين کشور خواهد ماند؛ نيروهاي پيشرويي که جنبش و گفتمانشان در اين انتخابات پيشروي قابلتوجهي کرد و با هدايت چهرههايي همچون برني سندرز و الکساندر اوکازيو کورتز بعد از انتخابات هم گريبان بايدن و حزب دموکرات را رها نخواهند کرد. شکست ترامپ زمينهساز کاهش تحريمها و کنار رفتن موقت سايه تهديد نظامي و جنگ عليه ايرانيان است و از اين جهت خبري خوب براي ايراندوستان و حاميان حفظ محيط زيست و نهادها و همکاريهاي جهاني. اما بايدن هم گلي به سر ايران نخواهد زد و لطمه هم خواهد زد. سرنوشت ايران بايد توسط ايرانيان و در ايران ساخته و تعيين شود و نه واشنگتن و لندن و مسکو و پکن. انتخاب با خود شهروندان و حکمرانان ماست: به سمت بسط توسعه و عدالت و دموکراسي و آزادي گام برداريم يا اندکسالاري و تبعيض و نابرابري و فقر و انزوا.