از آنجايي که بنده حقير حالا حالاها قصد پايين آمدن و رسيدن به اين کره خاکي را ندارم، همچنان از ايستگاه فضايي شماره انقدر و خيلي در خدمت شما عزيزان هستم و اخبار اين بالا را برايتان مخابره ميکنم.
شايد بالاخره ياد گرفتيد که گاهي به آسمان نگاه کنيد و انقدر درگير آن زمين مسخره و درهم برهمتان نباشيد.
ديروز درحالي اقامت انسان در فضا (البته در ايستگاههاي فضايي) بيست ساله شد که تمام فضانوردان آمريکايي در انتخابات کشورشان شرکت کرده و فرهنگسازي خاصي کردند.
درواقع ديروز اين بالا اتمسفر خاصي حاکم بود، طوري که بنده يک توک پا رفتم مريخ يهکم خاک سرخ بردارم بزنم به سرم، ديدم تمام جمعيت مريخ پاي دستگاههاي مجاز نشستهاند و اخبار مربوط به انتخابات آمريکا را پيگيري ميکنند. اين درحالي بود که نصف بيشتر جمعيت آمريکا در آن لحظه يا خواب بودند يا مکدونالدخوران، برنامه سفر آخر هفتهشان را ميچيدند.
بين فيزيکدانان يک رسم قديمي وجود دارد که هروقت حوصلهشان سر ميرود يا به معضل بيکاري دچار ميشوند (اين مورد فقط مربوط به فيزيکدانان اجنبيست، جايي که من از آن رفتم فضا اصلا بيکار نداشت. مردمان آنجا اصلا نميدانستند بيکاري يعني چه) به بحث شيرين «سفر در زمان؛ تهديدها و فرصتها» ميپردازند. به تازگي در پژوهشهاي جديد مشخص شده که سفر در زمان بدون ايجاد پارادوکس امکانپذير است و اصلا بيخيال نسبيت عام و خاص انيشتين!
درواقع اين نتيجهگيري نشان ميدهد که شما اگر هزار بار هم به عقب بازگرديد باز هم همان تصميمات تکراري را خواهيد گرفت و هيچ تغييري در روند زندگيتان ايجاد نخواهد شد. اين موضوع زماني اهميت پيدا ميکند که بدانيم طراحان داخلي آشپزخانه اگر به لحظهاي برگردند که اين عنوان شغلي براي اولين بار ايجاد شد، باز هم شعورشان نخواهد رسيد که کابينتها را طوري طراحي کنند که تمام نقاطشان در دسترس بانوان ايراني به عنوان ريحانههاي هميشه مشغول آشپزي باشد. يا توليدکنندگان پوشک بچه نميفهمند که موارد و مشکلاتشان قرار است در جلسات مهم هيات دولت بررسي شود و به همين دليل، کار خودشان را همچنان جدي نخواهند گرفت. همچنين مردم در گوشهاي از دنيا کمافيسابق هرچيزي را که حرکت ميکند، خواهند خورد و ويروسهاي جديد به بشريت خواهند داد و هيچ آدمي در هيچ کجاي زمين نخواهد فهميد که دماغ هم جزئي از سيستم تنفسي بدنش ميباشد و ماکسش را بالا نخواهد کشيد.