ادامه از صفحه يک / و درحقيقت کارکرد دشمني با ايران اين است که اعراب و اسرائيل را بيشتر بههم نزديک کند و با توجه به کارکردي که ايران در سياست خارجي ترامپ دارد، حداقل ظرف يکسال بعد از روي کارآمدن دوباره، گرچه دم از مذاکره ميزند، اما اولويت مذاکره با ايران را ندارد و بيشتر به صورت يک سياست اعلامي همچنان مذاکره با ايران را بيان ميکند اما سياست اعمالي، در جهت برجسته کردن تهديد ايران براي اعراب منطقه خواهد بود تا پروسه صلح خاورميانه در ارتباط با صلح اعراب و اسرائيل پيش رود و بعد از آن، ايران جاي خاصي در سياست خارجي آمريکا پيدا ميکند و بحث مذاکره بعد از اين مقطع مورد توجه ترامپ قرار ميگيرد. مساله ديگر موانعي است که ترامپ براي رئيسجمهور بعد از خود درست کرده که به اين راحتي نتواند بعضي از آنها را از سر راه بردارد و نياز به همکاري کنگره و مجلس سنا که در سياست خارجي آمريکا نقش تعيينکنندهاي دارد و اختيارات قابل توجهي در اين عرصه داراست، داشته باشد. اين سوال که آيا اگر بايدن هم بخواهد کنگره آمريکا اين اجازه را ميدهد و همراهي لازم را در جهت کم کردن فشارها بر ايران خواهد داشت يا نه؟ ما را از اينکه خيلي خوشبين باشيم برحذر ميدارد و سابقه دموکراتها که يک مقدار ايدئولوژيکتر هستند و در مورد برخي مسائل، ادعاهايي مطرح ميکنند که ميتواند فصل جديدي از تنش در روابط ايران و آمريکا را بهدنبال داشته باشد نيز از جمله موانع ديگر است که وجود دارد.