امروز در شرايطي آرايشگاه را باز کردم که تقريبا تمام شهر باز بود و همين امر نشان ميدهد که دولت حتي در تعطيل کردن هم عملکرد مناسبي نداشته است.به محض اينکه چراغ را روشن کردم سخنگوي وزارت بهداشت وارد آرايشگاه شد، چرخي زد و روي صندلي نشست و گفت؛
سخنگوي وزارت بهداشت: تجمع در اين شرايط جنايت است!
من: پس الان خودتون اينجا چيکار ميکنيد؟
سخنگوي وزارت بهداشت: دنبال فضولم ميگشتم که خوشبختانه پيداش کردم!
آهي کشيدم و با بيميلي پيشبند ايشان را بستم و پرسيدم؛
من: چطوري بزنم؟
سخنگوي وزارت بهداشت: يه جوري که جاش نمونه... .
من: جان؟
سخنگوي وزارت بهداشت: شوخي کردم بابا، هرجور ميلته پسرم!
با آبپاش موهاي سخنگوي وزارت بهداشت را خيس کرد و با شانه آنها را صاف کردم که گفت؛
سخنگوي وزارت بهداشت: مردم چرا رعايت نميکنن آخه؟
من: مگه شما رعايت ميکنيد؟
سخنگوي وزارت بهداشت: بله! پس چي؟ مگه ما اعلام نکرديم تا اطلاع ثانوي همه جا تعطيله؟ پس چرا نيست؟
من: خب اين مشکل شماست که حتي درست نميتونيد تعطيلش کنيد!
سخنگوي وزارت بهداشت: چرا سياهنمايي ميکني جانم؟ عملکرد ما کاملا نشون ميده در هر چيزي موفق نبوديم، در مقوله تعطيل کردن استاديم!
من: مثلا؟
سخنگوي وزارت بهداشت: اقتصادرو تعطيل نکرديم نمکنشناس؟ مهاجرترو تعطيل نکرديم بيانصاف؟ ازدواجرو تعطيل نکرديم بيحيا؟ خريد ملکرو تعطيل نکرديم چشم سفيد؟ پول مليرو تعطيا نکرديم آدمِ وقيح؟
من: چرا!
سخنگوي وزارت بهداشت: پس ما اونجايي که دست خودمون بودهرو تونستيم تعطيل کنيم، اونجايي که نياز به مشارکت شما داشتيمرو نتونستيم تعطيل کنيم، پس مردم مقصرن و با منم بحث نکن!
اصلاح سخنگوي وزارت بهداشت که به پايان رسيد، ماسکش را زد، آن را پايين بينياش کشيد و از آرايشگاه خارج شد!