اخيرا مقام معظم رهبري درباره عدم هتک حرمت رئيسجمهور و لزوم انسجام و وحدت جامعه در اين شرايط بياناتي داشتهاند؛ از ديد شما نگاه جريانهاي سياسي و برخي مسئولان پس از اين بيانات تغيير خواهد کرد؟
نظر مقام معظم رهبري درباره توهينهاي بعضي از نمايندگان مجلس به آقاي روحاني بسيار صريح بود. ايشان علنا توهين و تهمت به رئيسجمهور را محکوم کردند و خواستار وحدت و همدلي در جامعه شدند. البته صحبتهاي ايشان درباره رياستجمهوري به معناي آن نيست که هيچانتقادي به شخص ايشان نبايد انجام شود. لذا رهبر معظم انقلاب خواستار همدلي، وحدت و همچنين همکاري تمامي قوا براي مشکلات مردم شدهاند. در رابطه با انتقاد و توهين ما دو موضوع بسيار مهم داريم که در جامعه ما به درستي از آن تعريف نشده است. اولين مساله انتقاد از رئيسجمهور است که کاملا در جامعه اسلامي ايران آزاد است و همه شخصيتها ميتوانند مورد انتقاد قرار گيرند، اما موضوع مهمتر از انتقاد مساله توهين و فحاشي است که با انتقاد کردن مغايرت دارد. فقط اصولگراها منتقد دولت نيستند، برخي اصلاحطلبان نيز آقاي روحاني را به استعفا تشويق ميکنند. فارغ از اين مباحث اگر بخواهيم نقد و نقادي را تعطيل کنيم، آن وقت دولت تصور ميکند همه تصميماتش درست است، اما توهين به رئيسجمهور و مقامات در هر حدودي کار ناپسندي است. دولت در اين شرايط بايد گوش شنوايي به انتقادها داشته باشد اما موضوع مهمتر از آن اين است که منتقدين بايد با حفظ آرامش و بدون توهين و اتهام عليه دولت موضعگيري کنند.
در شرايط فعلي و با وجود مشکلات موجود در کشور نبايد از دولت آقاي روحاني حمايت کرد؟
موفقيت دولت موفقيت نظام است، بايد جناحهاي سياسي تلاش کنند، دولت موفق باشد چون اگر دولت موفق نباشد دشمنان براي ايجاد يأس و نااميدي بين مردم، نظام را متهم به ناکارآمدي ميکنند. بنابراين بايد وحدت و انسجام کلي کشور را با اتخاذ گفتمان و ادبيات مناسب سياسي حفظ کرد تا دشمن حس نکند ميتواند با نفوذ در بين گروههاي سياسي به اهداف خود جامه عمل بپوشاند. دولت در سالهاي اخير مورد انتقادهاي شديدي از سمت اصولگرايان قرار گرفت، اما اين دلالت نميکند که در اين مقطع حساس کنوني وقتي رهبر معظم انقلاب از دولت حمايت ميکنند، حمايتهاي لازم از قوه اجرائي کشور انجام نشود. اظهارات رهبري فارغ از اصلاحطلبي و اصولگرايي است که ممکن است عدهاي هم بدشان بيايد و موضع داشته باشند. به هرحال عاليترين مقام نظام رهبري است که بر اساس اصول تعريف شده و چارچوبها اعلام موضع و حمايت يا عدم حمايت ميکنند، مسئولان اجرائي کشور هم بايد با استفاده از اين فرمايشات راه رسيدن به اهداف را انتخاب کنند. در عين حال يک واقعيتي هم نبايد انکار کرد که دولت در برخي مسائل انگار نتوانسته است به خوبي دوره اول رياستجمهوري خود حمايت کند.
اساسا چرا عدهاي از نمايندگان به هر عنوان بهدنبال استيضاح رئيسجمهور هستند؟
استيضاح رئيس جمهور جزء وظايف قانوني رئيسجمهور است، اما نبايد مصلحتانديشي هم در اين رابطه فراموش شود. کشور ما در حال حاضر در شرايطي قرار ندارد که بخواهيم هيجاني تصميم بگيريم.
برخي اصلاحطلبان اعتقاد دارند با توجه به اين شرايط کشور قصد معرفي کانديدا در انتخابات را ندارند؟ نظر شما در رابطه با موضوع چيست ؟
اصلاحطلبان براي شرکت در انتخابات بايد حتما برنامهريزي کنند. ما بايد فضاي انتخابات را به سمت پاکيزهشدن حرکت دهيم تا باعث حضور پرشکوه مردم در انتخابات شويم. بداخلاقيهاي سياسي چه از سمت اصلاحطلبان و چه اصولگرايان بايد بيرون ريخته شود تا مردم اعتماد خود را از دست ندهند. مسئولان بايد تلاش کنند تا حضور مردم در انتخابات 1400 هم جدي باشد و شور انتخاباتي در انتخابات جدي گرفته شود. اما موضوع مهم اين است که همه چهرهها در ميان اصولگراها و اصلاحطلبان شناخته شدهاند و افکار عمومي آنها را ميشناسند و اگر هر جريان سياسي جديدي بخواهد با ادبيات جديد وارد عرصه سياسي شود، باز مردم آنها را به اصلاحطلب و يا اصولگرا ميشناسند. ما بايد بپذيريم که هرچه رفتارها و برخوردها نسنجيده باشد و از رفتار نامناسب استفاده شود مردم از شرکت در انتخابات دور خواهند شد. من نه ادبيات آقاي تاج زاده را در کشور درست ميدانم و نه ادبيات آقاي ذوالنور که به رئيسجمهور توهين کرده است. بهنظرم فضاي آرامي براي برگزاري انتخابات 1400 وجود ندارد. دولت بايد فضاي آرامش جامعه را براي شرکت در انتخابات فعال کند.
ارزيابي شما از فعاليت انتخاباتي اصولگرايان در فاصله 8 ماه تا انتخابات چگونه است؟
اين مساله اجتنابناپذير است که از روزهاي اخير ما شاهد برخي تحرکات جريانهاي سياسي براي انتخابات رياستجمهوري بوديم اما بهطور قطع همه جريانهاي سياسي فعاليتهاي خود را از هماکنون پيرامون اين موضوع آغاز خواهند کرد و نيروهاي خود را پيرامون اين موضوع سازماندهي خواهند کرد. اما آنچه واضح است آن جريانات سياسي موفق خواهند بود که جسارت نوآوري در کشور را داشته باشد. برخي چهرههاي شناخته شده نيز براي به دستآوردن موقعيت سياسي در پي نقاط ضعف ديگر جريانهاي سياسي ميگردند. اين روند بهطور قطع هيچسودي براي کشور ندارد و آثار منفي آن متوجه مردم ميشود و اين مردم هستند که بايد هزينه اين رفتارها را بپردازند. در واقع اگر جريانهاي سياسي دلسوز ملت و کشور باشند بايد منافع کشور و ملت را در نظر داشته باشند و از ناکامي دولتها که به ضرر کشور است خوشحال نبوده و آن را روزنهاي براي موفقيت جريان خود ندانند.