بستن

تو درد بکش، من هم داد می‌کشم

تو درد بکش، من هم داد می‌کشم
محمد فاضلی استاد دانشگاه شهید بهشتی

برخي مسئولان سال‌هاست و در صدر آنها برخي نمايندگان مجلس اخيرا و به شدت، رفتار جالبي در پيش گرفته‌اند. من اين رفتار را «پوپوليسم نو» يا «تو درد بکش، من هم داد مي‌کشم» نام‌گذاري مي‌کنم. بيماري را تصور کنيد که از شکستگي استخوان، ضرب‌خوردگي شديد، عفونت و درد شديد دندان، يا آپانديس نيازمند مراقبت و عمل درماني به پزشک مراجعه کرده است. پزشک هم دست مي‌گذارد روي عضوي که شديد درد مي‌کند، فشار مي‌دهد، به بيمار هم مي‌گويد اينجا بيمارستان است و بايد آرامش را حفظ کرد؛ هيس، سر و صدا نکن؛ اما خودش داد مي‌کشد. بيمار در چنين حالتي حتما مي‌گويد پزشک‌جان، من دردم مي‌آيد، تو چرا داد مي‌کشي؟ داد کشيدن را خودم بلدم؛ تو راهکاري، درماني، کار بهتري بلد نيستي؟ پزشک هم مي‌گويد: من دارم داد مي‌کشم که بقيه بفهمند تو وضعيت اورژانسي داري و بايد رسيدگي‌ کنند؛ من دارم جلب توجه مي‌کنم. حال بيمار و پزشک، دقيقا حال برخي مديران و نمايندگان مجلس در اين روزهاست. مردم درد مي‌کشند آنها هم داد مي‌کشند. آنها مثل پزشک داستان، موافق حق داد کشيدن خود مردم نيستند، خودشان از طرف مردم داد مي‌کشند. آنها جلب توجه مي‌کنند. آنها با داد کشيدن بيماري «#سندروم ديده شدن» را تسکين مي‌دهند. آنها چيزي درباره علت درد نخوانده‌اند و حتي يافته‌ها و دانسته‌هاي ديگران درباره بيماري را هم نمي‌خوانند. من چندي پيش در متني با عنوان «چرا لگن سوار مي‌شويم؟» خلاصه‌اي از گزارش تحقيق و تفحص مجلس دهم درباره صنعت خودروسازي و علت فساد و ناکارآمدي در آن‌را ارائه کردم. نمايندگاني که چپ و راست به قيمت بالاي پرايد حمله مي‌کنند، با اطمينان مي‌شود گفت آن گزارش را نخوانده‌اند، حتي در سخنان‌شان يک کلمه به چنين گزارشي اشاره نمي‌کنند، جرأت ندارند حتي خواستار انتشار عمومي آن بشوند. مسأله‌شان درد فروش گران‌قيمت پرايد نيست، آنها داد مي‌کشند. #پوپوليسم_ نو (خيلي هم نو نيست، الان شديد شده)، دنبال «سياست جَزَع و فَزَع» براي جلب توجه است؛ هيچ چيز در چنته ندارد؛ داد مي‌کشد و هر قدر صدايش بلندتر مي‌شود، تهي و پوک بودنش بيشتر آشکار مي‌شود؛ هيچ چيز درباره علت نمي‌گويد، يک خط راهبرد حرکت به سمت حل مسأله در آن نيست؛ فقط داد مي‌کشد. رفتار «تو درد بکش من هم داد مي‌کشم» پرتناقض هم هست. عاملان چنين رفتاري در همان حال که طرح مي‌دهند تا فضاي مجازي را تخته کنند، نان‌شان هم در بقاي فضاي مجازي است. آ‌نها کاملا آگاه هستند که آن بلندگويي که دادشان را به گوش خلايق مي‌رساند همين فضاي مجازي است. جملات‌ سخنان‌شان را کوتاه طراحي مي‌کنند که در يک دقيقه فيلم قابل انتشار در اينستاگرام يا کلمات محدود توئيتر بتوان جا داد. پوپوليسم نو، خوردن از توبره و آخور هم هست. طرح براي بستن فضاي مجازي مي‌دهي تا قدرت خوشش آيد و حواست به دوربين و کارگرداني داد کشيدن هم هست تا جلب توجه کني؛ اما از نوشتن دو خط يادداشت سياستي علت‌شناسانه در روزنامه عاجزي، تو فقط داد مي‌کشي؛ درباره فرايند، سازوکار، علت، کنشگر، گزينه‌ها و سياست‌هاي منجر به عفونت، شکستگي، پارگي و ضرب‌خوردگي چيزي نگو؛ نه سوادش را داري نه جرأتش؛ فشارش به بقيه مي‌آيد اما تو فقط داد بکش تا معلوم شود چقدر دردشناسي. آقايان و خانم‌هاي دادکش، داد کشيدن را مردم خودشان بلدند؛ شما اگر درباره منشأ، فرايند، نيروها، انديشه‌ها، گزاره‌ها، گزينه‌ها، سياست‌ها، اقدامات و برنامه‌هاي منجر به بروز درد، چيزي فراتر از کليات ابوالبقا بلديد، غير از تکرار واژه‌هاي کليشه‌اي سراسر تهي چيزي مي‌داني، اگر راهکاري در سر داري، بنويس؛ داد نکن. شما را براي داد کشيدن و جلب توجه کردن، انتخاب نکرده‌اند يا بر کاري نگمارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی