بستن

تاریخ‌نگاری از برهه‌های حساس زمانی

تاریخ‌نگاری از برهه‌های حساس زمانی
ندا حائری

100سال بعد در کتاب‌هاي تاريخ مي‌نويسند، در يک شهري نزديک به يک رود خروشان که دست بر قضا منطقه‌ آزاد اقتصادي هم بود، مردم براي دستيابي به يک قُلُپ آب مجبور بودند کارهاي سختي انجام دهند!

100 سال بعد در کتاب‌هاي تاريخ مي‌نويسند، در ميان آريايي‌هاي اصيل، عده‌اي بودند که علاقه‌ فراواني به تجمعات بيش از يک نفر داشتند و هي شعارهايي مي‌دانند که خودشان هم معنايش را نمي‌دانستند. مثلا وقتي بهشان مي‌گفتند: ماسک‌هاي‌تان را درست بزنيد، با قيافه‌اي حق‌به‌جانب مي‌گفتند: ما با دماغ‌مان نفس نمي‌کشيم، شما هم خيلي در کار ما دخالت نکن و پرروبازي درنيار! لابد فردا مي‌خواي دوچرخه هم سوار بشي؟!

100سال بعد در کتاب‌هاي تاريخ مي‌نويسند، بعد از ظهور يک ويروس گردالو در سرزمين چهارفصل آريايي‌ها آن‌ها ابتدا الگوي تمام جهانيان در مبارزه با بيماري واگيردار شدند و انقدر اين الگو بودن‌شان را ادامه دادند که به موج‌هاي سوم و چهارم و هزار و صد و هشتاد و هشتم رسيد و در اين نقطه بود که تمام مسئولان با گريه پشت ميکروفن‌هاي خود ظاهر شده و التماس کردند که ما مقصر نيستيم و تهديد کردند که اگر به ما بگوييد کارمان را بلد نيستيم ما هم مي‌گوييم چه کسي بود صدا کرد کرونا!

100 سال بعد در کتاب‌هاي تاريخ مي‌نويسند، قرن پيش درواقع يک برهه‌ هميشه حساس کنوني بوده که روز و ماه درآورده و هر روز اتفاق عجيب و غريبي در آن رخ مي‌داده و هر لحظه زندگي براي ساکنين آن برهات حساس رخ مي‌داده به صورتي که «ياد ايام قديم بخير» ذکر روزانه‌شان بوده و حتي خاطرات دو روز قبل هم تکرارنشدني و ارزان‌تر به نظر مي‌رسيده است.

100 سال بعد در کتاب‌هاي تاريخ مي‌نويسند، آريايي‌ها خيلي موجودات خلاقي بودند و ابتکارات‌شان همواره زبانزد خاص و عام بود. مثلا اگر کسي حرف‌شان را گوش نمي‌داد به او مي‌گفتند ناميزان! و اگر خيلي اصرار داشت بر حرف گوش نکردن او را گرفته و با مهرباني بسيار در سطح شهر به گردش درمي‌آوردند و به اين شيوه حس رضايتمندي بالا برده مي‌شد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی