آرمانملي-محمدميلاد عبداللهي: شرايط کنوني اقتصادي، پيشبيني تحولات را براي هر کارشناسي سخت کرده است و به نظر ميرسد اقتصاد ايران براي عبور از بحران بيش از هر چيز نيازمند يک شوک مثبت باشد. به همين منظور، «آرمانملي» با سيدحميد حسيني- عضو هيات مديره اتاق مشترک ايران و عراق- مصاحبهاي انجام داده است. او ميگويد: «متاسفانه با سياسيکردن برخي مسائل، کشور به سمتي رفته است که هيچ راهحلي جوابگوي مشکلات نيست. زماني که به معضل و بحران رسيديم بايد مجموعهاي از راهکارها را اتخاذ کنيم تا مشکل حل شود». در ادامه اين گفتوگو را ميخوانيد.
به زعم شما در شرايط کنوني اقتصادي و تحريمها، فشار دولت بر شرکتها بهمنظور اخذ ماليات بيشتر چه تبعاتي را به همراه خواهد داشت؟
دريافت ماليات ضوابط خاصي دارد و اگر شرکتها آنها را رعايت کرده باشند، دولت ميتواند حداکثر 25 درصد درآمد آنها را بهعنوان ماليات کسب کند، ولي واقعيت آن است که شرکتها با توجه به افزايش قيمتها و فروش آنها و فضايي که در بورس ايجاد شده در تلاش هستند تا وارد بازار سهام شوند. به همين منظور شرکتها و بنگاههاي اقتصادي بايد بدهي خود را به بانکها پرداخت کنند و ماليات را بپردازند. به همين خاطر ميبينيم که در هفت ماهه امسال کل درآمد مالياتي پيشبيني شده وصول شده است و اين به معناي آن نيست که به طور حتم دولت فشار مضاعفي گذاشته و کار اضافهاي انجام داده است. به طوريکه حجم گردش ريالي تمام شرکتها به خاطر افزايش قيمتها بالا رفته است و اين مساله منجر شده تا سود ظاهري آنها هم به نسبت چندبرابر شود. از همين منظر درآمدهاي مالياتي آنها هم از نظر عددي بالاتر رفته است. لذا به عقيده من بخشي از اين کسب درآمد بيشتر دولت از ماليات هم، به همين علت (افزايش گردش مالي شرکتها) است. اين در حالي است که با وجود کميسيونهاي متعدد اگر دارايي هم بخواد خارج از قانون فعاليتي کند، ميتوان آن را باطل کرد. در حالت کلي نميتوان خارج از چارچوب اقدامي کرد، البته اين مساله براي شرکتهايي که کار قانوني انجام نميدهند و حساب و کتاب شفاف ندارند متفاوت خواهد بود و ممکن است براي آنها جريمههايي در نظر گرفته شود.
به نظر شما تزريق روزانه 50 ميليون دلار توسط بانک مرکزي براي کنترل بازار ارز راهکار مفيدي خواهد بود، در غير اين صورت ابعاد منفي آن چيست؟
من با اين دلار ريزيها موافق نيستم، اينکه اين مبلغ چگونه و به چه کساني عرضه ميشود جاي بررسي است. به اعتقاد من فشار فعلي بر بازار ارز از دو ناحيه است، يکي مساله قاچاق که به شدت در کشور جذاب شده و مورد مهم ديگر خروج سرمايه است. زماني که ترکيه اعلام ميکند ما چهار هزار خانه به ايرانيها فروختيم، يعني رقمي بالغ بر 800 ميليون دلار پول از کشور خارج شده است. اين بيانگر آن است که شرايط کشور به سمتي رفته تا سيل مهاجرت افزايش يابد و ورود ارز سنگين به بازار در چنين شرايطي يعني تامين اين دو مورد. دولت بايد مسائل مربوط به واردات کالا را تصحيح کند و تزريق دلار به بازار دردي از مردم دوا نخواهد کرد. سران قوا اگر قصد داشتند مشکلات را درمان کنند نبايد با موضوع اوراق سلف نفتي سياسي برخورد ميکردند، چراکه اين مهم ميتوانست حدود 78 ميليارد دلار از محل پيشفروش نفت تامين درآمد داشته باشد و مردم به جاي آنکه بروند از بازار ارز و طلا بخرند، اوراق نفتي ميخريدند. اضافه برآن از کسب درآمد مذکور ميتوان بخشي را هم به توليد، مصرف سوخت و کسري بودجه دولت اختصاص داد تا دولت مجبور نشود پول چاپ کند و نقدينگي به شکل افسارگسيختهاي افزايش يابد. متاسفانه با سياسي کردن برخي مسائل کشور به سمتي رفته است که هيچ راهحلي جوابگوي مشکلات نيست. زماني که به معضل و بحران رسيديم بايد مجموعهاي از راهکارها را اتخاذ کنيم تا مشکل حل شود، در حال حاضر مسائل کشور معادله يک مجهولي نيست و تزريق دلار راه مناسبي براي حل و فصل آن نيست. به طور حتم زماني که مردم ببيند مسئولان به يکديگر ميتازند و عناوين نامتعارفي به يکديگر نسبت ميدهند، اميدي هم به بهبود شرايط نخواهند داشت.
به صورت کلي تحليل شما از وضعيت بازارهاي دارايي و مالي کشور در نيمه دوم سال چيست؟
وضعيت به طور قطع خوب نيست. گرچه مشکلات ساختاري است اما پيش از اين درآمدهاي نفتي برخي چالهها را پر ميکرد، اما در شرايط فعلي تبعات نبود اين درآمدها هر روز خود را در بازار نشان ميدهد و تا زماني که يک شوک مثبت رواني -سياسي به بازار وارد نشود، مشکلات حل نخواهد شد. در شرايط کنوني همه مردم در پي آن هستند تا پول خود را در بازار طلا، مسکن و ارز سرمايهگذاري کنند. اين شوک مثبت ميتوانست قرارداد 25ساله با چين باشد که در حال حاضر خبري از آن نيست و به نظر ميآيد نيازمند بررسي بيشتري است. همچنين انتخابات آمريکا هم ميتواند با توجه به پالسهاي مثبت دموکراتها و انتخاب بايدن، تاثيرگذار باشد. اين در حالي است که متاسفانه در حوزه داخلي هم شاهد اتفاقات مثبت نيستيم و اين موضوع زمينه معضلات بيشتري را فراهم ميکند. در شرايط کنوني و بر اساس نرخ تورم دلار بايد امروز 20 هزار تومان باشد و به نظر ميآيد حبابهاي بسياري در بازارهاي مالي و دارايي داريم. بهعنوان مثال قيمت سکه بسيار بالاتر از نرخ متوسط جهاني است، همين مساله براي ساير بازارها همچون مسکن هم صدق ميکند و موج مثبت رواني ميتواند منجر به تخليه حبابها شود. در پايان لازم است متذکر شوم اينکه همديگر را متهم ميکنيم و دامن زدن به برخي دعواها به نفع کشور نيست. اين درست نيست که از طرف مردم حرف بزنيم، درست است که عملکرد دولت جاي نقد دارد ولي اينگونه نيست که مردم اگر دولت را قبول ندارند، بقيه را (نمايندگان مجلس) قبول داشته باشند. يک عده خودي در مجلس جمع شدهاند و شعار ميدهند و باور دارند که تمام ملت ايران هستند، اينها بايد بدانند که با تعداد راي کمي به مجلس رفتند و نياز است حالا که در جنگ اقتصادي هستيم، پشت جبهه را خراب نکنيم.