ترديدي نيست که مجلس اين حق را دارد که دولت را نقد کند و حتي بعضا بحث استيضاح را که از حقوق قانونياش است به ميان آورد. اما واقعيت اين است که قرار بود اين مجلس به مشکلات و بحرانهايي که دولت با آن روبهرو است، کمک کند. با اين حال آنچه در عمل ميبينيم اين است که مجلس عمده وقت خود را صرف حواشي ميکند. زماني که افکار، عملکرد و کارنامه عدهاي را از ديرباز کنار هم قرار ميدهيم، ميبينيم که به دنبال حل مشکلات مردم آنطور که تبليغ ميکنند، نيستند. از يکسو به دنبال مطرح کردن خود هستند و چون احساس ميکنند پايگاه اجتماعي دولت پايين آمده بدونتوجه به حساسيتهاي کنوني کشور که جامعه نياز به همدلي دارد و اينکه مسئولان به فکر مشکلات جامعه باشند، اينها اين فرصت را براي بحث انتخابات مغتنم شمرده و فکر ميکنند اگر چالهاي براي دولت بکنند ارتفاعي براي خود فراهم ميکنند؛ درحاليکه در اشتباهند. در شرايط کنوني قوه مقننه و مجريه هر کدام در افکار عمومي مفهوم نظام را دارند و هر کدام ناکارآمد و ضعيف شوند و اعتبارشان آسيب ببيند، مجموعه نظام آسيب خواهد ديد. لذا آنهايي که به تخريب دولت اهتمام ميورزند، اشتباه ميکنند و چالهاي که براي دولت ميکنند آسيبش به کل نظام خواهد رسيد. بنابراين عمل آنهايي که بر طبل تنازع، اختلافات شديد و برخوردهاي افراطي ميکوبند و مجلس را که مظهر جمهوريت نظام است، به محلي براي طرح اعدام رئيسجمهور تبديل ميکنند، نشان ميدهد دلشان براي مردم و شرايط حساس کنوني نميسوزد. از طرفي به نظر ميرسد برخي بحثشان اصلا آقاي روحاني نيست بلکه بزرگترين مشکل و مانع خود را جمهوريت ميدانند و با منکوب کردن رئيسجمهور دنبال بياعتبار کردن جايگاه جمهوريت هستند. اين معنا در انديشهها و افکار برخي از اينها از گذشته و اکنون نيز منعکس شده است. بنابراين در شرايطي که کشور با سختيهاي بسيار روبهرو است و روزبهروز مشکلات معيشتي و تنگناهاي مالي مردم بيشتر ميشود، بخشي از آنچه در کشور رخ ميدهد نتيجه سياستهاي خود همين افراد است. محدوديت در روابط بينالملل و نوع برخوردها و شعارهاي بيمنطقي که گاه ارائه کردهاند، همه مستمسکي شده براي کساني که صد درصد دل در گروي منافع مردم ندارند. بخشي از اين افکار بود که به سفارت عربستان حمله کرد و هزينههاي بسيار سنگين سياسي، اقتصادي و حتي امنيتي را براي کشورمان ايجاد کرده است. بنابراين سطوح تمايلاتشان متفاوت است، زيرا از يکسو در توهم هستند، چرا که تصور ميکنند اگر چالهاي کندند براي دولت، فرصتي برايشان ايجاد ميشود. بهتر بود در يک شرايط منطقي آنجاييکه ضعف دولت است را منصفانه در تريبون مجلس يا در جلسات حضوري مطرح کنند. جامعه نياز دارد برخي از ناکارآمديها و ضعفهايي که دولت با آن روبهرو است توسط مجلس به سامان برساند. اگر با اين رويه پيش ميرفتند منطقيتر بود و جامعه احساس بهتري داشت و هم آن تلقياي که اينها در ابتداي امر ايجاد کردهاند که اين مجلس آمده تا گره را باز کند نه اينکه گرههايي بر گرههاي قبلي بيفزايد، ايجاد نميشد. آنچه مسلم است اينگونه رفتارها نهتنها به جايگاه خود مجلس آسيب ميزند بلکه آرامش، اطمينان و اعتمادي هم به جامعه نميدهد.