آرمانملي- محمدسياح: يارانه يکي از سيستمهايي است که دولتها براي حمايت از قشر کمدرآمد يا ضعيف جامعه پرداخت ميکنند. نظام پرداخت يارانه فارغ از وضعيت بسياري از مردم در کشورهاي متعددي اجرا ميشود و بسته به ميزان هزينههاي خانوار و وضعيت اقتصادي و معيشتي ميزان آن تعيين ميشود. در ايران از يک دهه پيش تا امروز نظام پرداخت يارانه نقدي شکل گرفت و براساس آن مقرر شد که هر فرد ايراني فارغ از وضعيت اقتصادياي که دارد، ماهانه 45 هزار و 500 تومان يارانه دريافت کند. از آنجايي که اين نظام بدون مطالعه و کارشناسي و شناسايي افراد نيازمند واقعي اجرا شد، باعث شد تا طي يک دهه گذشته بارها دولتها از حذف اين يارانه سخن بگويند. يارانهاي که نرخ آن بهرغم افزايش هزينهها، بودجهها و درآمد کشور در سالهاي مختلف و از همه مهمتر تورم و هزينههاي زندگي تغييري نکرده و امروز قدرت خريد با اين يارانه نسبت به 10 سال پيش تقريبا هيچ است. با توجه به اينکه قرار بود علاوه بر اين يارانه؛ يارانههاي ديگري از جمله يارانه بنزين، کارت اعتباري خريد و ... قرار بود به مردم يا حداقل بخشي از آنها پرداخت شود که نشد. در همين زمينه «آرمانملي» گفتوگويي با ميثم رادپور، کارشناس مسائل اقتصادي داشته که در ادامه ميخوانيد.
با توجه به وضعيت اقتصادي کشور و مشکلات مردم در تامين معيشت، آيا پرداخت يا افزايش مبلغ يارانه نقدي در چنين شرايطي امکانپذير است؟
با توجه به مشکلاتي که دولت در تامين بودجه دارد، چرا بايد فکر کنيم که رويه پرداخت يارانه بايد ادامه داشته باشد، اصلا ممکن است که اين کار به ضرر يارانهبگيران هم باشد، حتي بهنظرم اينکه ايالات متحده آمريکا هم در پرداخت يارانه اشتباه ميکند. بالاخره اين مردم هستند که روزي چوب نظام يارانهاي را ميخورند، حرف من اين است که چرا بايد اقداماتي صورت بگيرد که ميتواند آثار تورمي داشته باشد که دودش هم به چشم همين مردم برود؟ قطعا اين اقدام، کار خوبي نخواهد بود. از طرفي بحث اصلي اين است که چرا بايد نظام يارانهاي اجرا شود؟ آيا مردم ضعيف شدهاند؟ بله، ولي در اين ميان دولت هم ضعيف شده است. بهنظرم ما به سمتي ميرويم که دولت مجبور به حذف همين يارانههاي موجود خواهد شد، وقتي دولت به اندازه 250 هزار ميليارد تومان که بيش از نيمي از بودجه کل کشور است، کسري دارد، يعني نميتواند يارانههاي موجود را هم پرداخت کند چه برسد به اينکه بخواهد به ميزان آن اضافه کند، بهنظرم الان دوران خوب ماست! اگر اين وضعيت را ادامهدار تصور کنيم، دولت توانايي پرداخت يارانههاي موجود را هم از دست خواهد داد چراکه نميتواند اين روند را ادامه بدهد و ممکن است اين کسري سال بعد هم ادامه داشته باشد، بنابراين دولت ناچار خواهد شد حتي يارانههاي موجود را هم کم کند يا به نحوي يارانه برق، آب، گاز، تلفن يا حتي حاملهاي انرژي را نيز بردارد. با توجه به وضعيت موجود بايد به اين فکر کنيم که ممکن است حتي دولت ناتوانتر از امروز باشد.
برخي ميگويند بايد منتظر نتايج انتخابات آمريکا بود اگر بايدن پيروز انتخابات باشد شايد مذاکراتي شکل بگيرد، با توجه به وضعيت اقتصادي و سياسي، وضعيت اقتصادي آينده را چطور پيشبيني ميکنيد؟
اگر مذاکره صورت نگيرد يعني اينکه فروش نفت و درآمدهاي ارزي تغيير نخواهد کرد، اگر درآمدهاي ارزي کشور به دوران پيش از کرونا برگردد بازهم جاي اميدواري دارد که بيشتر از اين درآمدهاي خود را از دست ندهيم. به هر ترتيب چه مذاکره کنيم چه نکنيم، تصور نميکنم دولت ما دولتي باشد که بتواند با نظام يارانهاي مسير خود را ادامه دهد، انتظار ما اين است که اگر بايدن رئيس جمهور آمريکا شود فضا تلطيف و فرصت مذاکره هم فراهم شده و حداقل در کوتاهمدت دلار کاهش قيمت پيدا کند، اما اگر فرض کنيم ترامپ انتخاب شود يا مذاکرهاي در کار نباشد، فکر ميکنم از آنجايي که دولت که توانايي درآمدزايي جدي ندارد و الان حجم قابل توجهي هم يارانه پرداخت ميکند کم کم بايد به اين موضوع فکر کند که از چه محلي مخارج خود را تامين کند. اگر قرار باشد به سمت نظام يارانهاي حرکت کنيم و دولت بيش از چيزي که امروز يارانه پرداخت ميکند، يارانه بپردازد مسلما با بحران بزرگتري روبهرو خواهيم شد. فکر ميکنم دولت بايد به اين سمت برود که به نحوي نظام يارانههاي موجود را هم به نحوي بردارد، اگر ميخواهد براي اقشار کمدرآمد، درآمدهايي را ببيند مشکلي نيست ولي تصور ميکنم اين وضعيت با يارانههاي بيشتر حل نميشود و اتفاقا بايد يارانههاي موجود هم بايد برداشته شود. بخش مهمي از بودجه حقوق و دستمزد است که سال آينده هم قاعدتا 30 درصد به آن اضافه خواهد شد، دولت چطور اين بودجه را تامين خواهد کرد؟ دولتي که امسال نتوانست کسري را جبران کند چطور قرار است سال آينده آن را تامين کند؟
اگر يارانهها هدفمند به دست نيازمندان واقعي برسد، آثار بهتري نخواهد داشت؟
اين اتفاق خيلي بهتر از اين است که بين کل مردم ايران توزيع شود، الان روي حاملهاي انرژي و غيره يارانهاي داده ميشود که به همه ميرسد، من فکر ميکنم دولت چه بخواهد و چه نخواهد مجبور ميشود يارانهها را هدفمند کند. البته دولت ميتواند وام بگيرد يا اوراق بدهي عرضه کند، اما تا کي ميتواند اين کار را انجام دهد؟ بهنظرم هدفمند کردن يارانهها بهويژه يارانههاي عمومي بايد برداشته شود و بهطور مستقيم به دهکهاي ضعيف درآمدي جامعه پرداخت شود، بايد نظام چند نرخي حذف و همه چيز با قيمت واقعي عرضه شود.
در مورد واقعي شدن قيمتها صحبت شده و تقريبا هم اين اتفاق افتاده است، اما در واقعي شدن دستمزدها حرفي زده نميشود، چطور بايد فاصله بين هزينهها و درآمدها را جبران کرد؟
نميتوان اين هزينهها را جبران کرد فقط مردم بايد آن را تحمل کنند چون اقتصاد کشور ضعيف شده است، اگر منظور اقشار کم درآمدي هستند که گذران زندگي برايشان سخت شده طبق معمول ميتوان براي آنها پرداختهايي را داشت تا بتوانند زندگيشان را بگذرانند. بحث اين است که اگر فکر ميکنيم بايد با بودجه ضعيفشده کشور اداره شود تقريبا محال است.